شنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۲

بررسي إلقاء آكروماتيك آستانه كانتراست در مدولاسيون فركانس فضايي

بررسي إلقاء آكروماتيك آستانه كانتراست در مدولاسيون فركانس فضايي

دكتر محمد فيروزآبادي* ،دكتر بيژن هاشمي* ،دكتر انوشيروان كاظم نژاد* s، دكتر سيد مسعود شوشتريان**ابراهيم جعفرزاده پور***
*استاديار گروه فيزيك پزشكي دانشگاه تربيت مدرس
* s استاديار گروه آمار حياتي دانشگاه تربيت مدرس
** دانشيار گروه فيزيك پزشكي دانشگاه آزاد واحد پزشكي تهران
*** استادیار گروه بینایی سنجی دانشگاه ایران

چكيده :
سيستم بينايي انسان محدوده پويايي (Dynamic Range) بسيار گسترده اي در حدود يك در ميليارد دارد . اين گستره پويايي وسيع به آن معني است كه سيستم بينايي انسان مي تواند در شرايط مختلف نوري عملكرد مناسبي داشته باشد و تغييرات زماني و فضايي روشنايي را تشخيص دهد.
در اين پژوهش تأثير ات متقابل تغييرات مكاني روشنايي و پاسخ سيستم بينايي با توجه به آماده سازي و ايجاد سازش هايي در روند آزمون در انجام شده است . در واقع اثر متقابل تغييرات مكاني روشنايي در فركانس هاي فضايي متفاوت ، ميزان روشنايي و القاء اوليه تحريكات بينايي مورد توجه بوده است.لذا براي بررسي اين اثرات آزمونهايي به شرح زير انجام پذيرفت.
بيست و پنج نفر جوان سالم 18-28 سال تحت آزمون قرار گرفتند.هر كدام از افراد ابتدا به يك صفحه سفيد يا سياه يكنواخت نگاه مي كردند كه برخي نقاط آن براساس برنامه اي از پيش تعيين مختصات رنگي اش تغيير مي كرد و به سمت رنگ سياه يا سفيد متمايل مي شد.فركانس هاي فضايي مورد استفاده cpd 25 ، cpd 2 ،و cpd 5بوده است كه تقدم و تأخر رنگها و فركانس فضايي به طور تصادفي انتخاب مي شد.
آناليز واريانس نتايج بدست آمده از آستانه حساسيت كانتراست مبين آن است كه ميانگين آستانه حساسيت كانتراست براي سازش با رنگ سفيد به طور معني داري ( P<0.0001) بالاتر از ميانگين آستانه حساسيت كانتراست براي سازش با رنگ سياه است.و نيز آستانه حساسيت كانتراست با فركانس فضايي نسبت مستقيم دارد(P<0.00001 ).
نتايج بدست آمده براساس برخي پديده هاي سايكو فيزيكي شناخته شده مانند رابطه Weber-Fechner ،،مهار جانبي ،پديده Mach Bands و بالاخره نظريه Receptive Fields قابل توضيح است اما هيچكدام از اين پديده ها توصيف كاملي از نتايج بدست آمده نخواهد داد.لذا به نظر مي رسد در آزمونهاي سايكوفيزيكي شرايط اوليه آزمون بر نتايج نهايي آن اثر قابل توجهي را اعمال خواهد كرد . در واقع گزارش نتايج نهايي بدون ذكر شرايط آزمون چندان مفيد نيست و توصيف دقيقي از شرايط بينايي فرد مورد آزمون ارائه نخواهد كرد.همچنين در آزمون هاي سايكوفيزيكي روند فعال سازي ويا مهار سيستم بينايي در شرايط مشخص و تعريف شده مهمترين عامل تعيين كننده در كميت و كيفيت پاسخ هاي ارائه شده خواهد بود.
لغات كليدي :فركانس فضايي،القاءآكروماتيك،كانتراست،سايكوفيزيك

مقدمه :
تشخيص تغييرات اندك روشنايي بين شيئ و زمينه آن يكي از ابزارهاي عمده سيستم بينايي انسان براي ارزيابي جهان اطراف اوست . بسياري از اختلالهاي سيستم بينايي باعث بيان مشكلاتي از سوي بيمار به صورت تاري ، غبار آلودگي ، محو بودن اطراف و… مي شود كه اين شكايات علي رغم وجود تيزبيني 20/20 در آنهاست . در واقع مشكل اصلي آنها كاهش حساسيت كانتراست است . اين افراد در آزمونهاي متداول بينايي مشكلشان ممكن است ناديده گرفته شود و پس از پيشرفت بيماري متوجه علائم آن در مرحله پيشرفته آن شوند.
از لحاظ كاربردي براي آستانه حساسيت كانتراست مي توان تعريفي به اين ترتيب ارائه نمود كه: “ حداقل تفاوت روشنايي است كه براي تشخيص لبه هاي شيئ از زمينه لازم است ”[ 1 ]به اين ترتيب تابع حساسيت كانتراست نموداري از حداقل كانتراست لازم براي تشخيص لبه هاي شيئ از زمينه است كه براي ابعاد مختلف تصوير شبكيه اي انجام مي شود[1].از رمانيكه Campbell و Greenدر سال 1965 آستانه كانتراست را توسط الگوهاي سينوسي مورد ارزيابي قرار دادند،تا به امروز نيز الگوهاي مورد استفاده به صورت سينوسي به افراد طبيعي و بيمار براي ارزيابي آستانه كانتراست به آنها ارائه مي شود.توابع كانتراست نه تنها در ارزيابي ادراك بينايي مورد استفاده قرار مي گيرند، بلكه در زمينه هاي گوناگون نمايش تصوير نيز مورد استفاده قرار مي گيرند [2].بخشهاي نخست سيستم بينايي انسان (گيرنده هاي نوري)تحت تأثير مستقيم مقدار روشنايي تصوير قرار مي گيرند اما بخشهاي بالاتر سيستم بينايي انسان (از اجسام زانويي تا كورتكس بينايي )نه تنها به سيگنالهاي بوجود آمده ازمقدار روشنايي حساس هستند بلكه به تغييرات آن نيز حساسيت دارند[3].
بررسي كانتراست در انسان در زمينه هاي گوناگون ، نقطه نظرات متفاوتي را مطرح مي كند. كه عمده ترين آنها عبارتند از: 1-حساسيت كانتراست مطلق (حداقل مقدار كانتراست لازم براي تشخيص يك الگو در آستانه تشخيص شيئ). 2-كانتراست درك شده (كه از روشهاي جور كردني يا تخميني براي ميزان كانتراست استفاده مي شود). 3 -تمايز كانتراست (حداقل مقدار تغييرات كانتراست كه قابل تمايز باشد)[4].
مدلهاي گوناگوني با توجه به يكي از جنبه هاي فوق الذكر توسط الگوهاي سينوسي براي حساسيت كانتراست مطرح شده است[5،6،7]. همچنين دانشمندان متعددي بر روي پديده Masking و اثر متقابل زمينه ها و حواشي موجود در اطراف الگوهاي ارزيابي كننده حساسيت كانتراست ،بررسي هاي دامنه داري را انجام داده اند [8،9،10]و بررسي هاي انجام شده حاكي از آن است كه عواملي چون ؛ فاصله آزمون ، تعداد خطوط و جهت خطوط بر آستانه كانتراست مؤثر است.
آزمونهاي حساسيت كانتراست با الگوهاي موج مربعي در فزكانس هاي فضايي متفاوت از نظر ارزيابي قدرت تفكيك شرايط بهتري را دارا هستند [11].لذا ارزيابي كمي حساسيت كانتراست توسط اين آزمونها مي تواند به تعميم نتايج بدست آمده در آزمونهاي ثيز بيني و ساير آزمونهاي قدرت تفكيك چشم كمك نمايد.
اما سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه “ آيا سيستم بينايي در مواجهه با الگوهاي موج مربعي آكروماتيك نسبت به ميزان مطلق كانتراست حساس است و يا بر اساس زمينه ارائه شده حساسيت كانتراست تغيير مي كند ؟” چنانچه به بخش نخست اين سئوال پاسخ مثبت داده شود . اين نتيجه را مي توان گرفت كه عملكرد سيستم بينايي يك عملكرد مطلق است و نه نسبي و نتايج بدست آمده از آزمونهاي مختلف حساسيت كانتراست در شرايط متفاوت و با آزمونها و روشهاي گوناگون در مورد يك فرد نتايج يكساني را بدست خواهد داد . اما اگر قسمت نخست اين سئوال پاسخ منفي داشته باشد و نيمه دوم آن پاسخ مثبت داده شود . اين پاسخ به اين معني است كه آستانه حساسيت كانتراست با توجه به زمينه ارائه شده نتايج متفاوتي را به همراه خواهد داشت. به عبارت ديگر امكان تشخيص وتمايز خطوط سياه در زمينه سفيد مشابه تشخيص خطوط سفيد در زمينه سياه با همان كانتراست نخواهد بود .و اگر چنين است ،آيا فركانس هاي فضايي متفاوت نيز چنين تفاوت وتمايزي به چشم مي خورد؟ لذا براي يافتن پاسخ اين سئوال پژوهش زير انجام پذيرفت.

مواد و روشها:
در اين پژوهش بيست و شش نفر جوان مذكر هجده تا بيست وهشت سال در اين مطالعه شركت كردند. تمامي اين افراد هيچ گونه سابقه بيماري واختلال سيستميك را در ماههاي اخير ابراز نميداشتند ودر هنگام آزمون مشكلي نداشته واز دارويي نيز استفاده نمي كردند.در معاينات بينايي و چشمي انجام شده از آنها ، تمامي افراد مورد بررسي داراي تيزبيني 20/20 در هر چشم و 15/20 در حالت دوچشمي ابراز مي نمودند..ارزيابي انكساري آنها حاكي از عدم وجود مشكل انكساري قابل توجهي در آنها بوده است (Hyperopia<+0.5,Myopia=0,Oblique &Against the rule Astigmatism=0,With the rule Astigmatism<0.5 ).آزمونهاي ارزيابي عملكرد ديد دوچشمي شامل بررسي هتروفوريا، ديد بعد،نقطه نزديك تقارب و ورجنس افراد در نظر گرفته شد.اين آزمونها به همراه آزمونهاي ارزيابي سهولت تطابق و ديد رنگ نتايج طبيعي را نشان مي دادند.
افراد انتخاب شده در فاصله 5/4 متري از صفحه يك مانيتور هفده اينچ در شرايط فوتوپيك مورد آزمون قرار مي گرفتند.زاويه افقي صفحه مانيتور چهار درجه و زاويه عمودي آن سه درجه بود . الگوها توسط برنامه Pattern Generator در سه فركانس فضايي 25 cpd,5 cpd, 2 cpd به افراد ارائه مي شد.در هر فركانس فضايي يكبار فرد در مواجهه با يك زمينه كاملا سفيد قرار مي گرفت كه به تدريج مختصات رنگي نقاط مشخصي از صفحه مانيتور از رنگ سفيد به سمت رنگ مشكي تغيير مي كرد.هنگامي كه فرد ناظر متوجه اين تغيير در صفحه مي شد،با اعلام فرد مختصات تغيير يافته رنگ سفيد كه منجر به تشخيص عدم يكنواختي صفحه وتشخيص لبه ها در صفحه شده بود ثبت مي شد.بر اساس رابطه L2-L1)/L2+L1 )×100 (رابطه 1 ) [12] درصد كانتراست الگوي مشاهده شده از سوي ناظر قابل محاسبه خواهد بود.چنين روندي نيز براي براي رنگ سياه نيز صورت پذيرفت .بدين ترتيب كه ابتدا يك زمينه سياه رنگ يكنواخت به فرد ارائه مي شد و پس از آن مختصات رنگي نقاط معيني از صفحه مانيتور از رنگ سياه به سمت رنگ سفيد تغيير مي كرد.اعلام فرد در تشخيص عدم يكنواختي صفحه و تشخيص لبه ها در صفحه مرحله ثبت مختصات رنگي نقاط تغيير رنگ يافته را مطرح مي كند.در اين مرحله مختصات رنگي صفحه با توجه به رابطه 1 ،درصد كانتراست الگوها را به دست خواهد داد.
انجام كليه آزمونها براي تمامي افراد مورد بررسي به صورت تصادفي انجام شد. بدين ترتيب كه برخي افراد ابتدا با رنگ سفيد و گروهي ابتدا با رنگ سياه مورد آزمون قرار گرفتند ودر هر گروه نيز فركانس فضايي آزمون شده در ابتدا و انتها بطور تصادفي انتخاب و انجام مي شد.
زمان تغيير مختصات رنگي در تمام نمونه ها،در تمام فركانس هاي فضايي و رنگهاي سياه و سفيد يكسان در نظر گرفته شد و در تمام شرايط ذكر شده زمان تغيير هر مختصات رنگي پانصد ميلي ثانيه در نظر گرفته شد.
با توجه به اينكه نور محيط بر ميزان كانتراست الگوها مؤثر است ،لذا در حين آزمون در هر مرحله، چراغ هاي اتاق خاموش شده و تنها منبع روشنايي نور حاصل از صفحه مانيتور بوده است.از آنجائيكه هر آزمون كمتر از پنج دقيقه (حداكثر )به طول مي انجاميد (به طور متوسط در حدود دو و نيم دقيقه).سريعا پس از انجام آزمون چراغ هاي اتاق روشن مي شد و فرد در حدود ده دقيقه در شرايط فوتوپيك قرار داده مي شد كه امكان سازش به تاريكي به طور كامل در هنگام آزمون وجود نداشته باشد.

نتايج:
در مقايسه آستانه كانتراست رنگهاي آكروماتيك سياه و سفيد در فركانسهاي فضايي مختلف ،تغييرات مشهودي در آستانه كانتراست مشاهده مي شود. مقادير كانتراست گزارش شده در رنگ سياه در فركانس فضايي 25 cpd از حداقل 6/1 % تا 7/13 %متغير بود كه ميانگين آن 8/5 % بدست آمد(جدول شماره 1) .آستانه كانتراست در همين فركانس فضايي در سازش به رنگ سفيد محدوده تغييراتي از 9/3 % تا 9/14 % را در افراد مورد مطالعه در اين پژوهش دربر مي گرفت.ميانگين آستانه كانتراست 1/8 % محاسبه گرديد(جدول شماره 1) .همانطور كه در جدول 2مشخص شده،در آناليز واريانس L.S.D. انجام شده بين گروهاي مختلف حاكي از آن است كه بين اين دو گروه تفاوت معني داري (P<0.0001) بين سازش به رنگ مشكي و سفيد در يك فركانس فضايي برابر (25cpd)ديده مي شود . در واقع اين نتيجه حاكي از آن است كه بسته به اينكه فرد در ابتدا در مواجهه با چه زمينه اي قرار بگيرد و اين زمينه آكروماتيك سياه يا سفيد باشد و چه ميزان لومينانس به فرد مورد بررسي ارائه شود ، آستانه كانتراست وي متفاوت خواهد بود.از سوي ديگر در اين فركانس فضايي ميانگين آستانه كانتراست در سازش به رنگ مشكي (8/5 %)كمتر از سازش به رنگ سفيد (1/8 %)بوده است(جدول شماره 1).
در فركانس فضايي cpd 5 در سازش به رنگ سياه نيز ميانگين كانتراست كمتر از ميانگين آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد بوده است.ميانگين آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه 2/1% و ميانگين آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد ميزان بيشتري را به مقدار 8/1% نشان مي داد(جدول شماره 1).در بررسي آماري انجام شده تفاوت معني داري بين آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه و سفيد در فركانس فضايي cpd 5 وجود ندارد (جدول 2).البته در مقايسه مستقل اين دو متغير در آزمون t تفاوت معني داري (P<0.0001)بين آنها ديده مي شود(جدول 3).اما در آزمون آناليز واريانس با توجه به حضور ساير متغيرها با ميانگين هاي متفاوت و حتي چندين برابر ميانگين آستانه كانتراست در اين فركانس فضايي و نيز نزديك بودن مقادير ميانگين آستانه كانتراست در سازش به رنگهاي سفيد و سياه در اين فركانس فضايي (cpd 5) لذا تفاوت آماري معني داري در آزمون آناليز واريانس L.S.D. كه براي تمامي فركانسهاي فضايي انجام شد،در اين فركانس فضايي مشاهده نشد.اما كماكان ميانگين


آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه در فركانس فضايي cpd25Sample 1: c25bl1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد در فركانس فضاييcpd25 Sample 2: c25w1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه در فركانس فضاييcpd2 Sample 3: c2bl1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد در فركانس فضاييcpd2 Sample 4: c2w1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه در فركانس فضاييcpd5 Sample 5: c5bl1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد در فركانس فضاييcpd5 Sample 6: c5w1


Summary Statistics Count Average ------------------------------------------------------------c25bl1 26 5.81154 c25w1 26 8.13462 c2bl1 26 1.01538 c2w1 26 1.91154 c5bl1 26 1.16154 c5w1 26 1.81538 ------------------------------------------------------------Total 156 3.30833 Variance Standard deviation ------------------------------------------------------------c25bl1 9.41786 3.06885 c25w1 8.40075 2.89841 c2bl1 0.169354 0.411526 c2w1 0.578662 0.760698 c5bl1 0.191262 0.437335 c5w1 0.605354 0.778045 ------------------------------------------------------------Total 10.4375 3.23072
Minimum Maximum ------------------------------------------------------------c25bl1 1.6 13.7 c25w1 3.9 14.9 c2bl1 0.4 1.6 c2w1 0.8 3.5 c5bl1 0.4 1.9 c5w1 0.8 3.9 ------------------------------------------------------------ Sample 1: c25bl1Sample 2: c25w1Sample 3: c2bl1Sample 4: c2w1Sample 5: c5bl1Sample 6: c5w1Sample 1: 26 values ranging from 1.6 to 13.7Sample 2: 26 values ranging from 3.9 to 14.9Sample 3: 26 values ranging from 0.4 to 1.6Sample 4: 26 values ranging from 0.8 to 3.5Sample 5: 26 values ranging from 0.4 to 1.9Sample 6: 26 values ranging from 0.8 to 3.9Hypothesis Tests for c5w1-c2w1


جدول شماره1




آستانه كانتراست به رنگ سفيد بيشتر از سازش به رنگ سياه بوده است .
محدوده تغييرات آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه در نقطه مينيمم 4/0% و در نقطه ماكزيمم 9/1% بوده است . مقادير مينيمم و ماكزيمم در سازش به رنگ سفيد به ترتيب بوده است كه مقدار مينيمم آن 8/0% ومقدار ماكزيمم آن 9/3%بوده است كه در مقايسه مقادير مينيمم و ماكزيمم در فركانس فضايي بين سازش به رنگ سياه و سازش به رنگ سفيد مبين آن است كه مقادير كانتراست در نقاط مينيمم و ماكزيمم مانند ميانگين اين مقادير در اين فركانس فضايي در مورد سازش به رنگ سفيد مقادير بيشتري را نشان مي دهد (جدول 1).
شرايط تقريبا مشابهي نيز در فركانس فضايي cpd 2 ديده مي شود.در سازش به رنگ سفيد حداقل آستانه كانتراست 8/0%و حداكثر آن 5/3% بوده است و ميانگين آن 9/1% بوده است و اين در حالي است كه براي سازش به رنگ سياه حداقل آستانه 4/0% و حداكثر آن 6/1% و ميانگين آن 1% بوده است(جدول 1) .آزمونهاي آماري آناليز واريانس L.S.D. انجام شده در كليه گروهها شبيه فركانس فضايي cpd 5 تفاوت معني داري را در سطح معني داري 5./0 نشان نمي داد ومقدار P=0.07 را به دست مي داد (جدول 2). البته در آزمون t در مقايسه بين ميانگين آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد و سياه در اين فركانس فضايي تفاوت كاملا معني داري (P<0.0001)را نشان مي دهد كه حاكي از بالا تر بودن ميانگين آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد بوده است (جدول 3).
بر طبق جدول شماره 2 مقايسه آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه در فركانس هاي فضايي گوناگون نيز تفاوتهاي معني داري را نشان مي دهد.در فركانس فضايي cpd25ميانگين آستانه كانتراست 8/5%و در فركانس فضايي cpd 5 ميانگين آستانه كانتراست 2/1%5%و در فركانس فضايي cpd 2 ميانگين آستانه كانتراست 1% بوده است . در آزمون آناليز واريانس تفاوت معني داري بين ميانگين آستانه كانتراست در فركانس فضايي cpd 25 با فركانس هاي فضايي cpd 5 (P<0.0001)و cpd2 (P<0.0001)مشاهده مي شود لكن در فركانس هاي فضايي cpd 5 و cpd 2 در آزمون آناليز واريانس تفاوت معني داري بين آنها مشاهده نشد.در آزمون t در اين دو فركانس فضايي(cpd 2 cpd 5)تفاوت معني داري را (P<0.04)مي توان مشاهده نمود(جدول 3) .
در سازش به رنگ سفيد آستانه كانتراست در فركانس فضايي cpd 25 ميانگيني برابر 1/8% نشان مي داد ودر فركانس فضايي cpd 5 ميانگين آن 8/1% و در فركانس فضايي cpd 2 ميانگين آن 9/1% بوده است .آزمون آماري آناليز واريانس اين سه گروه حاكي از تفاوت معني دار ميانگين آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد در فركانس فضايي cpd 25با فركانس فضايي cpd 5 و cpd 2 دارد (P<0.0001).البته در مقايسه فركانس هاي فضايي cpd 5 و cpd 2 تفاوت معني داري در آزمونهاي آناليز واريانس و t Test بين اين دو فركانس فضايي مشاهده نشد.


Post Hoc Tests




آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه در فركانس فضايي cpd25Sample 1: c25bl1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد در فركانس فضاييcpd25 Sample 2: c25w1 آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه در فركانس فضاييcpd5 Sample 3: c5bl1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد در فركانس فضاييcpd5 Sample 4: c5w1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه در فركانس فضاييcpd2 Sample 5: c2bl1
آستانه كانتراست در سازش به رنگ سفيد در فركانس فضاييcpd2 Sample 6: c2w1




جدول شماره 2









..Hypothesis Tests for c5bl1-c5w1Sample mean = -0.653846Sample median = -0.7T-test------Null hypothesis: mean = 0.0Alternative: not equalComputed t statistic = -5.42426P-Value = 0.0000124853Reject the null hypothesis for alpha = 0.05. Hypothesis Tests for c2bl1-c2w1Sample mean = -0.896154Sample median = -0.8t-test------Null hypothesis: mean = 0.0Alternative: not equalComputed t statistic = -6.86709P-Value = 3.37748E-7Reject the null hypothesis for alpha = 0.05.
Hypothesis Tests for c2bl1-c5bl1Sample mean = -0.146154Sample median = 0.0T-test------Null hypothesis: mean = 0.0Alternative: not equalComputed t statistic = -2.21711P-Value = 0.0359372Reject the null hypothesis for alpha = 0.05. Hypothesis Tests for c5w1-c2w1Sample mean = -0.0961538Sample median = -0.1T-test------Null hypothesis: mean = 0.0Alternative: not equalComputed t statistic = -0.836443P-Value = 0.41083Do not reject the null hypothesis for alpha = 0.05.


جدول شماره3


بحث :

نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه تفاوتهايي در آستانه كانتراست در فركانس هاي فضايي گوناگون ودر سازش به رنگهاي سياه و سفيد ديده مي شود. اين تفاوتها در پاسخ هاي سابجكتيو افراد مورد بررسي از آنجا نشأت گرفته است كه سيستم بينايي انسان توانمندي هاي بسيار زياد و بالقوه اي دارد.سيستم بينايي انسان داراي محدوده پويايي (Dynamic Range )گسترده اي از نظر شدت نور دريافتي و پاسخ به آن دارد. اين محدوده پويايي يك در ميليارد است. به همين خاطر سيستم بينايي انسان مي تواند با سه مكانيزم مرتبط و هماهنگ به اين محدوده پويايي دست يابد.اين سه مكانيزم عبارتند از 1- تغيير اندازه مردمك 2- تغيير سطح فعاليت سلول هاي آوران عصبي و 3- تغيير سطح رنگدانه هاي حساس به نور در سلول هاي گيرنده نوري شبكيه [13] اين سه مكانيزم سرعتهاي متفاوتي داشته و در شرايط متفاوت يكي از آنها اثر مهمتر و چشمگير تري را از خود نشان مي دهد.زمان عملكرد رفلكس مردمك تقريبا در حدود يك ثانيه است [14].تأثير گذاري مردمك در تغيير شدت نور ورودي به چشم در حدود شانزده برابر است.
تغييرات در سطح فعاليت اعصاب آوران چشم و سيستم بينايي بسيار سريع تر است ودر حد چند ميلي ثانيه حساسيت اعصاب شبكيه و سيستم بينايي در حدود هزار برابر تغيير خواهد كرد[15] تغيير در سطح رنگدانه هاي سلولهاي گيرنده نوري هرچند مكانيزم سريعي نيست و تا چند دقيقه به طول مي انجامد ولي مكانيزم بسيار مؤثري است و تا يك صد ميليون برابر حساسيت چشم را تغيير مي دهد.
با توجه به روش اتخاذ شده در اين پژوهش كه در روش كار توضيح داده شد مي توان نتيجه گرفت كه مهمترين مكانيزم مؤثر در پاسخ هاي ثبت شده مكانيزم دوم بوده است .زيرا در شرايط ثبت ميزان نور محيط ثابت بوده و در نتيجه اندازه مردمك در پاسخ به نور در همه حالات ثابت بوده است.واز سوي ديگر ثابت بودن شرايط محيطي و فاصله آزمون و نيز مدت آزمون مكانيزم سوم نيز خود به خود منتفي خواهد بود . بنابراين مي توان نتيجه گرفت تفاوت پاسخ هاي ارائه شده و تفاوت حساسيت در آستانه كانتراست ناشي از مكانيزم دوم كه همان تغيير سطح فعاليت اعصاب شبكيه اي و سيستم بينايي بوده است .
يكي از مهمترين قواعدي كه در اين زمينه شناخته شده است رابطه Weber-Fechner است . طبق اين رابطه تغييرات روشنايي قابل ادراك بستگي به روشنايي زمينه دارد [16].
DI/ I = cte رابطه شماره 2
در اين رابطه I شدت نور يا نور زمينه است وDI تغييرات روشنايي محسوس است. كه به روشنايي زمينه افزوده مي شود و امكان تشخيص لكه نوراني را در زمينه با روشنايي I فراهم مي سازد.بر طبق اين رابطه اگر روشنايي زمينه بيشتر شود تغيير روشنايي محرك روزمينهDI نيز بايستي متناسب با آن افزايش يابد. لذا افراد مورد بررسي در مواجهه با رنگ سفيد و در سازش با اين رنگ بر اساس رابطه Weber-Fechner چون ميزان I افزايش يافته است بنابراين DI نيز بايستي افزايش پيدا كند. بنابراين ميانگين آستانه كانتراست ثبت شده در سازش به رنگ سفيد در تمامي حالات بيشتر از ميانگين آستانه كانتراست ثبت شده در سازش به رنگ سياه بوده است .
اما فقط با رابطه Weber-Fechner نمي توان نتايج بدست آمده از اين پژوهش را توضيح داد زيرا در اين پژوهش مدولاسيون فركانس فضايي نيز در نظر گرفته شده است.واز سوي ديگر القاء كانتراست به دو صورت نزولي (DI-I ) وصعودي (DI+I) انجام شده بود كه نوع صعودي آن تسط رابطه Weber-Fechner توضيح داده شد.اما مدولاسيون فركانس فضايي و القاء كانتراست نزولي از جمله عواملي است كه تجربه انجام شده را متمايز از يك رابطه Weber-Fechner مي ساخت .در واقع رابطه Weber-Fechner پيش بيني مي كند كه در منطقه عملكرد سلول هاي مخروطي (Cone Function )با ثابت بودن نوع سازش و روشنايي آن ،مقدار DI ودر نتيجه ميزان كانتراست بايستي ثابت باشد. اما همانگونه كه در اين پژوهش نشان داده شد تفاوت آستانه كانتراست در سازش به رنگ سياه و سفيد در فركانسهاي فضايي مختلف شرايط يكساني را در يك سازش معين از خود نشان نمي دهد. لذا به نظر مي رسد رابطه Weber-Fechner و نمودار Baker [17]كه بر اساس اين رابطه بنا نهاده شده است ،قادر به توضيح كاملي از سازش سيستم بينايي را ندارد.
لذا براي توضيح اين يافته ها ناگزير از استفاده از پديده هاي ديگر چون مهار جانبي (Lateral Inhibition) هستيم [18].اين پديده باعث افزايش حساسيت كانتراست و كاهش آستانه آن مي شود.بر اساس اين پديده كه نوارهاي Mach [19] نيز توضيح داده مي شود،مي توان علت كاهش آستانه كانتراست را با كاهش فركانس فضايي نوارهاي ارائه شده به افراد مورد بررسي را توضيح داد.
در واقع يافته هاي بدست آمده مي تواند الگوي مناسبي را براي سازش و حساسيت سيستم بينايي بر اساس رابطه Weber-Fechner ،مهار جانبي ،پديده Mach Bands و بالاخره نظريه Receptive Fields به دست دهد [20]. براساس اين نظريه، ميدانهاي دريافت كننده (Receptive Fields )داراي انواع Concentric و Monocentric است كه هر كدام از آنها ممكن از نوع On Center يا Off Center باشند كه نهايتا به تشخيص بهتر لبه ها كمك مي كنند و آستانه كانتراست را كاهش مي دهند.
براساس اين يافته ها مي توان نتيجه گرفت كه هرچه فركانس فضايي الگوها افزايش مي يابد آستانه حساسيت كانتراست نيز افزايش خواهد يافت وتغييرات مشاهده شده در فركانس فضايي بالا به مراتب چشمگيرتر و مشهودتر از فركانس هاي فضايي پايين خواهد بود.
از نكات ديگري كه در اين پژوهش به طور شاخصي جلب نظر مي كند استفاده از الگوهاي موج مربعي است زيرا منحني هاي حساسيت كانتراست كه به طور باليني مورد استفاده قرار مي گيرند از يك تابع سينوسي كه نسبت به مكان در تغيير است تبعيت مي كند . در اين توابع مكاني كاهش فركانس فضايي كمتر از cpd 5 باعث افزايش آستانه حساسيت كانتراست مي شود [21].در اين بررسي فركانس فضايي انتخاب شده تابع مربعي از مكان بوده است.اما الگوي فيلتراسيون مكاني مشاهده شده در مورد فركانس فضايي در هر دو حالت يك فيلتر پايين گذر را تداعي مي كند.كه اين فيلتراسيون با شيب متفاوت در سازش به رنگهاي سفيد و سياه ديده مي شود. با توجه به نتايج به دست آمده شيب نمودار فيلتر پايين گذر در سازش به رنگ سفيد شيب كندتري را نسبت به سازش به رنگ سياه از خود نشان مي دهد.

نتيجه گيري:
آنچه كه از اين بررسي به طور بارزي به نظر مي رسد اين است كه در آزمونهاي سايكوفيزيكي شرايط اوليه آزمون بر نتايج نهايي آن اثر قابل توجهي را اعمال خواهد كرد . در واقع گزارش نتايج نهايي بدون ذكر شرايط آزمون چندان مفيد نيست و توصيف دقيقي از شرايط بينايي فرد مورد آزمون ارائه نخواهد كرد.
نكته قابل توجه ديگري كه بايستي به آن توجه كرد اين است كه در آزمون هاي سايكوفيزيكي روند فعال سازي ويا مهار سيستم بينايي در شرايط مشخص و تعريف شده مهمترين عامل تعيين كننده در كميت و كيفيت پاسخ هاي ارائه شده خواهد بود.
اما نكته بسيار مهم ديگري كه در اين پژوهش با توجه به نتايج آن جلب نظر مي كند اين است كه با ايجاد تغييرات كوچكي در آزمونهاي سايكوفيزيكي متداول ،كه به طور گسترده اي در ارزيابي انواع اختلالها و بيماريها مورد توجه و استفاده است [22 ]مي توان بر حساسيت آنها براي يافتن اختلالهاي سيستم بينايي در مراحل اوليه افزود.البته مطالعات دقيق تر وجامع تري براي هر آزمون به طور اختصاصي لازم خواهد بود.


References:

1- Berkley MA, Kitterle F., Grating visibility as a function of orientation and retinal eccentricity, Vis. Res 1975; 15:239-44.
2- Marr, D. Visual information Processing, Bio. Sci., 1980,290:199-218.
3- Ohzawa I, Sclar G, Freeman RD, Contrast gains Control in the cat’s visual system, J Neuro Physio. 1985; 54:651-67.
4- Foley JM, Human luminance pattern – vision mechanisms, J Opt Soc is A 1994:11: 1710- 9.
5- Cannon MW, Fullenkamp A, A transducer Model for contrast perception, Vis Res. 1991: 31: 983-98.
6- Watson AB, Solomon JA, Contrast gain control model fits masking data, Inves. Ophthalmol. Vis Sci. 1995, 36: 438-42.
7- Ejima Y, Takahashi S, Apparent contrast of a sinusoidal grating in the simultaneous presence of peripheral gratings, Vis. Res. 1985,25: 1223-32.
8- Snowden RJ, Hammet ST, The effects of surround contrast on contrast thresholds, Vis. Res. 1998, 38: 1935-45.
9- Cameron EL, Tai JC, Covert attention affects the psychometric function of contrast sensitivity, Vis. Res. 2002, 42: 949-67.
10- Carrasco M, Penpeci-Talgar C, Spatial covert attention increases contrast sensitivity across the CSF, Vis. Res. 2000, 40, 1203-15.
11- Carney T, Kein SA, Optimal spatial localization is limited by contrast sensitivity, Vis. Res 1999: 39: 503-11.
12- Arden GB, Testing Contrast sensitivity in clinical practice, Clin Vis. Sci. 1988,2:213-224.
13- Gvardovski VI, Calvert PD, Photoreceptor lights adaptation, J Eur. Physiol. 2000 Dec, 116:6: 791-4.
14- Detwiler PB, Gray-Keller MP, The mechanisms of vertebrate light adaptation, Curr. Opin Neuro Biolo. 1996: 6: 4: 440-4.
15- Burkhardt DA, Light adaptation and contrast in the outer retina, Pro. Brain Res. 2001, 131:407-18.
16- Johnson KO, Stao H, Neural coding and the basic low of psychophysics, Neuroscientist, 2002, 8,2: 111-21.
17- Hamer RD, Computational analysis of vertebrate phototrasduction, Vis. Neurosci 2000,sep-Oct 17:5:679-99.
18- Tardif E, Richer L, Spatial resolution and contrast sensitivity of single neurons in area 19 of split – chiasm cats. Eur. J NeuroSci. 1997,9:1929-39.
19- Sjostrand ES, A neural mechanism improving visual acuity by contrast enhancement, J Submicrosc. Cyto. Pathol. , 2001,33(1-2) 1-5.
20- Wall M, Sadun AA, New method of sensory visual testing, Springer, 1989, pp1-144.
21- Georgeson MA, Sullivan GD, Contrast constancy, J Physiology 1975,252, 625-656.
22- Langkilde AR, Fiederiksen JL, Functional MRI of the visual cortex and visual testing in patients with previous optic neuritis, Eur. J. Neurol. 2002,9:277-86.

جمعه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۲

افزايش آگاهي عمومي در باره لنز هاي تماسي



افزايش آگاهي عمومي در باره لنز هاي تماسي به مفهوم افزايش تعدادبيماراني است كه خواهان استفاده از اين روش اصلاح بينايي هستند پيشرفتهاي كه در تكنولوژي ‏‏‏ ، موادوطراحي
لنزهاي تماسي ايجادشده اين امكان را فراهم نموده تا افراد بيشتري بتوانند از اين لنزها استفاده نمايند شايد بزرگترين عاملي كه تعداد استفاده كنندگان لنز تماسي را در اروپا محدود نموده است عدم توصيه آن توسط متخصصين چشم مي باشد با اين وجود بعضي مطالعات تائيد مي كنند كه براي بعضي بيماراني كه قبلا تصور مي شد براي فيت لنز مناسب نيستند نيز اكنون مي توان لنز فيت نمود
تحقيقات نشان مدهد كه مهترين دغدغه بيماران ناراحتي يا ترس از داشتن لنز بر روي چشم است ومهمترين مسئله فراروي تجويز كنندگان براورده كردن نيازهاي بيماران با محصولات موجود مي باشد
اگرچه كه توپوگرافي چشم بندرت مانعي برسر راه استفاده از لنزهاي تماسي مي باشد آنومالي هاي چشمي ، پاتولوژي وانگيزش بيمار مهمترين عوامل محدود كننده تعداد استفاده كنندگان از لنزهاي تماسي مي باشد بسياري از عوامل را ميتوان وحتما بايد در فيت اوليه ارزيابي نمود
تجويز كنندگان علاوه بر افزايش تعدادبيماران موفق استفاده كننده از لنز تماسي تعهدات اخلاقي وقانوني ديگري نيز دارند همواره بايد مناسب ترين وايمن ترين راه براي اصلاح نيازهاي بيمار را به او پيشنهاد كرد دتجويز كنندگان بايد اطمينان يابند كه در پرونده هاي آنان ارزيابي هاي اوليه وهمينطور اندازه گيريهاي مبنا بوضوح ثبت شده باشد مراقبت از لنز قبل از گذاشتن اولين لنز در چشم آغاز مي شود بنابراين انتخاب بيمار و ارزيابي اوليه بخشي از روند مراقبت محسوب مي شود از مقدمه كتاب Essential contact lens practice By:Jane Vays
ترجمه :حسين عليميرزايي

Bandage Contact Lenses:To Protect and To Hydrate

دکترآرمين نمازي يکي از اپتومتريست هاي هموطني هستند که در اسپرينگ فيلد ويرجينيا به کار وتحصيل اشتغال دارند وازمدتها قبل آمادگي خود را براي همکاري با اپتومتري ايران اعلام داشته بودند ايشان مطلبي با عنوان

Bandage Contact Lenses:To Protect and To Hydrate


براي ما ارسال نموده اند که عينا آنرا در اينجا ملاحظه مي فرماييد هر گونه نظر يا پيشنهاد خود را مي توانيد به ميل ايشان که در پايان مطلب آمده ارسال نماييد






Bandage Contact Lenses:To Protect and To Hydrate



By Armin Namazi, O.D., F.A.A.O



More than 30 years have passed since Wichterle and Lim introduced the hydrophilic polymer, and the early reports of Gasset and Kaufman and our group advocating the use of the hydrophilic lens material as a corneal bandage. Let’s revisit the issue of bandage lens therapy in the context of our present therapeutic capabilities.




Medical and surgical indications


Here’s a review of medical and surgical indications.


- Bullous keratopathy. Bandage lenses both improve visual acuity and reduce the discomfort caused by epithelial edema or bullae.
- Exposure keratitis and neurotrophic keratitis. Bandage lenses provide a moist protective bandage over the ocular surface, preventing epithelial damage and drying.
- Lids defects. In a variety of lid defects such as ectropian, entropian and trichiasis, bandage lenses protect the ocular surface as well as prevent desiccation.
- Basement membrane dystrophy and recurrent erosion syndrome. Bandage lenses are utilized to eliminate severe pain and discomfort associated with epithelial breakdown and to afford some level of protection during the weeks required for complete reepithelialization and laying down of new basement membrane.
- Post-refractive surgery. Surgical indications for bandage contact lenses have expanded to include post-refractive surgery (astigmatic keratotomy, PRK, LASIK) applications.
- Post-penetrating keratoplasty. More traditional use has been following penetrating keratoplasty to mitigate suture-related foreign body sensation, to assist in reepithelialization and to tamponade wound leaks related to cataract or glaucoma surgery. Descemetocele and perforation are often indications for hydrophilic bandage lens.


Brushing up on your fitting technique


The technique for fitting of bandage lens has not changed over the years. Some pearls:
-Don’t use topical anesthetic. In most instance, it is wise not to use topical anesthetic so that you’re able to judge the relative degree of comfort once you’ve inserted the lens.


-Use disposable hydrophilic lenses. Disposable hydrophilic lenses, which are readily available and relatively inexpensive, have become the lens of choice for therapeutic purposes. Given the relatively limited usage for these devices, it is unlikely that manufacturers will expand the resources to present adequate data on their specific new lenses or lens design.
-Use artificial tears and antibiotics. The use of artificial tear solutions over the surface of the lens and a prophylactic broad-spectrum prophylactic antibiotic once or twice a day has become standard. The general concept is that you should not intimidated by the presence of the lens. Feel free to use almost any topically instilled medication indicated by the underlying pathology.
-Keep these fitting distinctions in mind. The relationship between the base curve and the diameter of the lens is important. You don’t want the lens to be too tight and present a so-called “sucked on” phenomenon, which can be manifested as a tight lens syndrome with deleterious inflammatory sequel. In addition, lenses that are too loose and move extensively over the ocular surface may become easily dislodged and are uncomfortable to wear. Ideal parameters to utilize for initial lens selection would be something in the neighborhood of an 8.0 base curve and 14.0 diameter equivalent.
-Consider this part of your therapeutic regimen. In most instances, patients should wear lenses on a continuous basis. Only you should insert and remove the lenses for the purposes of monitoring disease process, cleaning and/ or replacement. Thus the lens becomes an integral part of comprehensive therapeutic regimen.
-Be aware of complications. The wearing of extended wear hydrophilic bandage lens, particularly in eyes that have been immunocompromised or subjected to long term antibiotic use , is associated with the higher incidence of complication. In addition, these lenses are not a good idea for patients who have a history of poor compliance or poor hygiene. All patients wearing these devices should be able to have them checked periodically, and removed, should problems ensue. Thus the prime potential complicating factor is the utilization in a patient who is not an appropriate candidate. Inadequate patient instruction, follow up or accessibility are also factors.
-Avoid long-term use. The lenses have shown to be particularly useful for the short or intermediate term. Long-term use of hydrophilic bandage lens should be relegated to special situations because of the ever present risk of infection and complication

Enduring value


Bandage contact lens therapy is simple, relatively inexpensive, does not compromise future alternatives and can be managed on an ambulatory basis. Thus with full consideration to both the potential risks and benefits, and in view of almost three decades of experience, hydrophilic bandage lenses continue to represent a valuable part of therapeutic armamentarium.




Dr. Armin Namazi practices in Springfield, Virginia in USA, specializing in diseases of the eye and cornea, and he’s also adjunct faculty member of Pennsylvania College of Optometry. He can be reached at (703) 405-8005, or drnamazi@netzero.net

دو ساعت بستن چشم کافیست


محققين مي گويند بستن چشم بمدت دوساعت در روز بجاي شش ساعت تاثيري در نتيجه درمان آمبليوپي ندارد ترجمه اين مطلب را ملاحظه بفرماييد


اميدواري براي كودكان داراي اختلالات چشمي


پزشكان امريكايي معتقدند كه كودكان داراي انحرافات چشمي مي توانند با بستن چشم خود به مدت 2 ساعت در روز به جاي 6 ساعت، درمان شوند.

اين بدين معني است كه كودكان مجبور نيستند در مدت زماني كه به مدرسه مي روند چشمان خود را ببندند و در نتيجه دچار آزردگي و مسخره شدن نمي شوند.

بعضي از كودكاني كه انحرافات چشمي دارند داراي مشكل ديگري به نام "تنبلي چشم" (lazy eye) نيز مي باشند، هنگامي كه يك چشم به طور طبيعي و مناسب كار خود را انجام نمي دهد.

اين حالت معمولا بدين ترتيب درمان مي شود كه چشم بهتر را مي بندند تا چشم ديگر وادار به كار كردن بيشتر شود و درنتيجه ديد فرد بهبود يابد.

در اين مطالعه بررسي كردند كه آيا بستن چشم به مدت 2 ساعت در روز در درمان تنبلي چشم به اندازه بستن به ميزان 6 ساعت تاثير دارد يا خير.

بر اساس مطالعاتي كه توسط انجمن ملي چشم امريكا انجام گرفت، بدين نتيجه رسيدند كه هيچ تفاوتي در نتيجه كار وجود ندارد.

مدير اين انجمن دكتر Paul Sieving اعلام كرد " پيش از اين نتيجه گيري تعداد زيادي از كودكاني كه داراي تنبلي چشم بودند، مجبور به بستن چشم خود در ساعات مدرسه بودند ".

" در حال حاضر كودكان مي توانند به شركت در كلاسهاي مدرسه بدون بستن چشم خود اميد داشته باشند. كه اين باعث مي شود آنها احساس بهتري در مورد خودشان داشته باشند. "


قدرت والدين

Ann McIntyre ارتوپتيست مسئول و رئيس در بيمارستان چشم Moorfields در لندن، اعلام كرد كه بسيار مهم بود كه روند درمان را مورد توجه قرار داده و درصورتيكه بستن به مدت 2 ساعت در روز نتيجه بخش نبود، آن را تشخيص دهيم.

او گفت " بر طبق تجربيات ما در Moorfields ، تاييد مي كنيم كه تعداد زيادي از كودكان با 2 ساعت بستن در روز به خوبي جواب مي دهند و اين آن چيزي است كه ما با آن درمان را شروع مي كنيم. "

" يك جنبه مهم از اين درمان اين است كه از والدين بخواهيم كه دوره انجام patch را به خوبي اجرا كنند و نهايت پيروي و اطاعت را در اين زمينه از كودكان خود داشته باشند. "

اين مطالعه در آرشيو چشم پزشكي منتشر شده و بر روي 189 كودك حدود 5 سال آزمايش شده است.

نيمي از آنها چشمان خود را به مدت 2 ساعت در روز و نيمي ديگر به مدت 6 ساعت در روز بستند. پس از 4 ماه، بيش از 75% از كودكان هر دو گروه مي توانستند حداقل 2 خط بيشتر را در چارت استاندارد بينايي بخوانند.

تمام اين كودكان داراي تنبلي چشم متوسط بودند و محققين دريافتند، آنهايي كه داراي ميزان شديدتري هستند، ممكن است نيازمند برنامه درماني متفاوتي باشند
.
مترجم: غزال مهربانپور اپتومتريست

یکشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۲

قدر شناسی نسبت به استاد

يكي از كساني كه من همواره از ديدن ايشان در مجامع و كنگره هاي مختلف اپتومتري احساس شعف وشادماني مي كنم استاد گرانقدر جناب آقاي فريد پاسباني است كه من دين فراواني نسبت به ايشان دارم و بسياري از مهارتها وآموخته هاي خود را مرهون زحمات وتلاش بي شائبه ايشان مي دانم و در اين كنگره اخير فرصتي پيش آمد تا دوباره ايشان را زيارت كنم
امروز اگر چه كه ايشان ديگر در جايگاه تدريس نمي باشند ولي مطمئنا ياد وخاطره ايشان براي همه دانش آموختگان اپتومتري ورودي 62 دانشگاه شهيد بهشتي پابرجا خواهد ماند براي ايشان در هر جايي كه هستند آرزوي سلامتي و موفقيت دارم

معرفی کتاب

يكي از معدود اپتومتريست هايي كه در ايران در زمينه LOW VISION كار مي كنند آقاي عباس رياضي عضو هيئت علمي دانشگاه پزشكي بقيه ا... و شهيد بهشتي است كه علاوه بر اينكه به معاينه ودرمان بيماران كم ديد مي پردازد خود نيز تجهيزات مورد نياز آنها را توليد مي نمايد واخيرا هم اقدام به چاپ كتابي با عنوان كم بينايي نموده اند البته ايشان در كنگره ششم هم مقاله اي در باره اقداماتشان براي توانبخشي بيماران كم بينا با استفاده از عينكهاي تلسكوپي ارائه نمودند كتاب تجهيزات بينايي سنجي كه چند سال پيش چاپ ومنتشر شده نيز از آثار آقاي رياضي مي باشد براي ايشان آرزوي موفقيت مي كنيم واز ايشان مي خواهيم چنانچه مايل باشند ايميل يا آدرس خود را ار سال دارند تا چنانچه همكاراني باشند كه مايل به همكاري با ايشان باشند بتوانند با ايشان تماس بگيرند

جمعه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۲

توپوگرافی قرنيه

ظرف ده سال گذشته توپوگرافی قرنيه از يک وسيله گران قيمت و پيچيده که تنها برای تحقيقات بالينی و در موسسات بزرگ مورد استفاده قرار می گرفت به ابزاری دقيق مبدل گشته که بسياری از اپتومتريست ها اکنون روزانه آن را بکار می برند توام با پيشرفت هايی که در تکنولوژی کامپيوترها وتوسعه نرم افزاری آن روی داده است توپوگراف ها کوچکتر، ارزانتر و دقيقتر شده اند در اين مطلب مکانيک توپوگراف ها ،روشهای تفسير اطلاعات وانديکاسيون های انجام توپوگرافی قرنيه را مورد بررسی می دهيم
مکانيک توپوگراف ها: توپوگرافی قرنيه که به عنوان ويديوکراتوگرافی يا نقشه برداری قرنيه نيز شناخته می شود يک پيشرفت مهم در اندازه گيری انحناء قرنيه محسوب می گردداکثر توپوگراف ها چيزی حدود 8000 تا 10000 نقطه بر روی تمام سطح قرنيه را مورد ارزيابی قرار می دهند در حاليکه کراتومتر تنها چهار نقطه را در محدوده ای به وسعت 4-3 ميليمتراز سطح قرنيه اندازه گيری می کند کوچکی اندازه اين ناحيه می تواند منجر به بروز اشتباهاتی در تعيين دقيق ميزان انحناء قرنيه گردد

توپوگرافی يک ارزيابی کمی وکيفی از انحناء قرنيه را فراهم می نمايددر توپوگرافی از يک سری دايره های هم مرکز استفاده می شود که يک تصوير مجازی را بر روی قرنيه تشکيل می دهند دستگاه اين تصوير را با اندازه تارگت آن مقايسه می کند وسپس کامپيوتر بر اين اساس انحناء قرنيه را محاسبه می کند توپو گرافی کامپيوتری می تواند نمودارهای گرافيکی متعددی ايجاد نمايد دو نقشه رايجی که معمولا مورد استفاده قرار می گيرند عبارتند :
1- نقشه محوری (Axial map ) که همچنين نقشه قدرت يا نقشه ساژيتال نيز ناميده می شود اين ساده ترين نوع نمايش توپوگرافی است در اين نقشه تغييرات انحناء قرنيه بصورت برجستگيهايی نشان داده می شوند و از رنگها برای نشان دادن مقادير ديوپتريک استفاده می شودرنگهای گرم مانند قرمز ونارنجی برای نشان دادن نواحی Steep تر ورنگهای سرد مانند آبی وسبز نواحی Flat تر را نشان می دهند
2- نقشه تانژانتی( Tangential ):که همچنين نقشه واقعی ، موضعی يا فوری نيز ناميده می شود قرنيه را بصورت يک نقشه توپوگرافی نشان میدهد واز رنگها برای نشان دادن تغييرات در قدرت ديوپتريک استفاده می کند اما استراتژی تانژانتی وانجام محاسبات آن بر اساس نوع خاصی از رياضيات باعث می شود تا بتواند انحناءنواحی محيطی قرنيه را بگونه ای صحيح تر تعيين نمايددر اين روش فرض براين است که چشم اسفريک نيست واز آنهمه فرضيات متعددی که در نقشه محوری در باره شکل قرنيه مورد استفاده قرار می گرفت خبری نيست در حقيقت اين نقشه انحناء واقعی تری از قرنيه را نسبت به نقشه محوری نشان می دهد در نقشه تانزانتی تغييرات ناگهانی قدرت راحت تر از نقشه محوری تشخيص داده می شوند
در مقايسه با نقشه محوری ،نقشه تانزانتی الگوهای کوچکتر توام با جزئيات بيشتری را ارائه می کنندکه بيشتر در نواحی مرکزی قرار دارند نقشه های تانژانتی همچنين مشاهده بهتر محل دقيق ضايعات قرنيه را امکانپذير می سازداين روش در پيگيری روندهای پس از جراحی يا چشمهای پاتولوزيک بسيار مفيد می باشد
دو نوع نقشه توپو گرافی ديگر نيز وجود دارد که گاهی وقتها مورد استفاده قرار می گيرد :
نقشه برجستگيها( Elevation map ): در اين روش از يک نوع آلگوريتم ديگر برای دادن اطلاعات بيشتر در باره قرنيه استفاده می شود يک نقشه برجستگی ارتفاع اندازه گيری شده را از محلی که انحناء شروع به تغيير می کند و يا از يک سطح مرجع که خود کامپيوتر ايجاد می کند نشان می دهد رنگهای گرم نقاطی را نشان می دهد که از سطح مرجع بالاترند رنگهای سرد نقاط پايين تر ازمرجع را نشان می دهد

نقشه انکساری ( Refractive map):در اين نقشه از قدرت ديوپتريک اندازه گيری شده و قانون اسنل برای بيان قدرت انکساری واقعی قرنيه استفاده می شود در نقشه های انکساری خطاهای اسفريک وانحناء های آسفريک قرنيه جبران شده اند بخش مرکزی نقشه انکساری بسيار مهم است اين ناحيه بر روی مردمک قرار دارد بنابراين انحرافات در اين ناحيه بطور غير قابل اجتنابی برروی عملکرد بينايی اثر می گذارند از نقشه های انکساری برای ارزيابی عملکرد بينايی در بيماران پس از جراحی انکساری استفاده می شود اين نقشه جزاير مرکزی را در بيمارانی که تحت اعمال PRK يا LASIK قرار گرفته اند نشان می دهد
مقياس بندي از بخشهاي مهم ديگر توپوگرافي قرنيه است در بيشتر توپوگرافها استفاده كننده مي تواند از اندازه خودكار يا مقياس نرمال (مقياس نسبي )استفاده نمايد اين استراتژي قرنيه را براساس دامنه انحناء واقعي آن به فواصل ديوپتريك تقسيم مي نمايد (معمولا يك دامنه 6.00 ديوپتري)
توجه داشته باشيد كه در هنگام استفاده از مقياس طبيعي رنگها ي واقعي ويژه يك ارزش ديوپتريك خاص نيستندوبيشتر نسبت به چشم آن بيمار خاص تعيين مي گردند
در مقابل مقياس مطلق يا مقياس استاندارد براي هر ارزش ديوپتريك يك رنگ خاص را تعيين ميكند واطلاعات را طوري فشرده مي كند تا در آن دامنه قرار بگيرند
اين استراتژي اين امكان را به شما مي دهد كه مستقيما تصاوير دو چشم مختلف يا حتي تغييرات قابل ملاحظه انحناء در يك چشم(مانند وضعيتي كه پيش وبعد از جراحي انكساري روي ميدهد)را بايكديگر مقايسه نماييد
اشكال استفاده از مقياس استاندارد اين است كه دامنه ديوپتريك آن به ميزان زيادي گسترده است بطوريكه ممكن است در هنگام مقايسه چشم ها با انحناء هاي بسيار متفاوت بعضي نامنظمي هاي مهم بگونه اي مبهم باقي بماند از نظر باليني احتمالا بهتر است كه از نقشه هاي طبيعي (نسبي)براي ارزيابي يك چشم خاص واز نقشه هاي استاندارد در هنگام مقا يسه دو چشم مختلف در دو فاصله زماني متفاوت استفاده نمود
انديكاسيون باليني:توپوگرافي در بسياري از بيماريها كاربرد داردمانند كراتوكونوس ويا دژنرسانس مارژينال Pllucid كه ممكن است Steep شدن قرنيه حتي قبل از پديدار شدن علائم بيوميكروسكوپيك مشخص گردددر كراتوكونوس نقشه هاي رنگي اطلاعات مربوط به محل،اندازه وانحناءراس مخروط را فراهم ميكندو مي تواند در پيگيري پيشرفت بيماري مفيد واقع شود
توپوگرافي همچنين در ارزيابي بيماران قبل وبعد از جراحي هايي مانند كراتوپلاستي Penetrating و كراتوتومي راديال RK ويا LASIK مفيد وافع شو قبل از جراحي نقشه هاي قرنيه مي تواند موانع بالقوه مانند اسكار يا آستيگماتيسم نامنظم را مشخص نمايد وبعد از عمل نيز توپوگرافي مي تواند به پيگيري مراحل التيام كمك نمايد و در فيت لنز هاي تماسي مفيد واقع گردد
بالاخره توپوگرافي قرنيه مي تواند در مواردي كه وضعيت انكساري غير معمول و يا پيچيده اي وجود دارد مانند بيماران داراي آستيگماتيسم قرنيه اي بالا كه رتينوسكوپي ،اتورفراكتومتري و يا حتي كراتومتري استاندارد در آنها مشكل مي باشد مفيد واقع گردد
عملي ترين استفاده از توپوگرافي قرنيه در كار كلينيك استفاده از آن براي فيت لنزهاي RGP مي باشد توپو گرافي قرنيه همچنين براي ارزيابي ساليانه تغييراتي كه در اثر استفاده از لنزهاي تماسي نرم ممكن است ايجاد شود بكار برده ميشود همچنين در مواردي كه از لنزهاي تماسي بمنظور تغيير شكل قرنيه CRT استفاده مي شود انجام آن ضرورت تام دارد

بيشتر توپوگراف ها ي قرنيه نرم افزاري دارند كه امكان طراحي لنزتماسي بر اساس توپوگرافي را فراهم مي آورد آنها ماده لنز ،اندازه وطرح مناسب را توصيه مي كنند و حتي الگوي فلورسئيني مورد نظر را نيز بازسازي مي كنند شما مي توانيد اندازه ،قطر،انحناء پايه و طرح لبه را تغيير دهيدو اثر آنرا بر روي الگوي باز سازي شده مشاهده نماييد حتي برنامه هايي براي بيماران آستيگماتيسم بالا طراحي شده اين نرم افزار مي تواند روند فيت لنزهاي تماسي را به ميزان زيادي ساده نمايد ودر وقت صرفه جويي نمايد و رضايت بيماران را افزايش دهد
در موارد زير در صورت نياز به فيت لنز تماسي توپوگرافي قرنيه الزامي است
-Post-penetrating Keratoplasty
كه منجر به آستيگماتيسم قرنيه اي بالا يا نامنظم مي گردد
-Post-RK-LASIK
كه در آن قسمت مركزي قرنيه نسبت به محيط ان تر Flat مي شود و مي تواند بطور بالقوه منجر به خطاي انكساري باقيمانده و آستيگماتيسم گردد
-Advanced keratoconus
كه درآن لازم است انحناء هاي مركزي و محيطي لنز با مخروط بيرون زده انطباق پيدا نمايد
و بر ميزان موفقيت شما بيفزايد

اطلاعاتي كه توپوگرافي قرنيه فراهم مي كند مي تواند به ميزان زيادي توانايي شما براي فيت لنزهاي تماسي پيچيده راتقويت نمايد
در گذشته قيمت بالاي اين دستگاه مانعي بر سرراه همگاني شدن آن بود ولي امروزه قيمت آن به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش پيدا نموده و به نحو غير قابل انكاري بخشي از استاندارد مراقبتي در حرفه اپتومتري گشته است
عينک هاي آفتابي
سالهاست كه از عينكهاي آفتابي چه بصورت مد و يا جهت تامين راحتي بيشتر در مقابل نور شديد، استفاده مي­شود. چشم پزشكان معتقدند دليل ديگري نيز براي استفاده از عينكهاي آفتابي وجود دارد كه آن هم تامين سلامت طولاني مدت چشمها در موقعيت­هاي مختلف است.

نتايج چندين مطالعه ده ساله اخير نشان ميدهد كه ساعتها اقامت در شرايط آفتابي و بدون حفاظ كافي در مقابل چشم شانس بروز بيماريهاي چشم را افزايش ميدهد.

در سال 1988، گروهي از چشم پزشكان مطالعه­اي را بر روي 838 ماهيگير خليج Chesapeake انجام دادند كه سالها عمر خود را بر روي آب گذرانده بودند. ماهيگيراني كه هيچگونه حفاظ چشمي نداشتند در مقابل كساني كه از عينك آفتابي يا كلاه لبه­دار استفاده مي­كردند 3 برابر بيشتر به كاتاراكت (آب مرواريد) مبتلاشده بودند. كاتاراكت درواقع كدورت عدسي چشم طبيعي است .

براساس اين مطالعه و مطالعات ديگر، درحال حاضر چشم پزشكان توصيه مي­كنند كه هرگاه تا حدي درمقابل آفتاب قرار مي­گيريد كه احتمال برنزه شدن پوست و يا سوختگي ناشي از آفتاب نيز بالا مي­رود، از عينكهاي آفتابي جاذب اشعه ماورا بنفش استفاده نماييد، بويژه اگر در ارتفاعات و يا در نزديكي استوا زندگي مي­كنيد.


انواع مختلف عينكهاي آفتابي
كارخانه­هاي سازنده براي حفاظت چشم در مقابل اثرات مضر آفتاب، طرحهاي جديدي را ارائه كرده­اند. اين سازندگان قول حفاظت چشم در مقابل اشعه ماورا بنفش يا ديگر انواع تشعشات طبيعي را مي­دهند ولي بايد توجه داشت كه حفاظت در مقابل بعضي از اين شعاع­ها از اهميت بيشتري برخوردار است.

عينكهايي كه 99% اشعه ماورا بنفش را جذب مي­كنند
توصيه مي­شود همواره عينكي را خريداري كنيد كه اين خاصيت را داشته باشد. حضور طولاني مدت در مقابل اشعه ماورا بنفش، يا اولترا ويوله (UV) و آفتاب با برخي بيماريهاي چشمي ارتباط دارند.

چه عدسيهاي پلاستيكي و چه عدسي هاي شيشه اي تا حدي اشعه ماورا بنفش را جذب مي­كنند، ولي جذب UV توسط اين عدسي­ها را ميتوان با اضافه نمودن موادي شيميايي به ماده اصلي لنز و يا پوشاندن لنز با ماده­اي مخصوص ارتقا داد.

همواره عينكي را خريداري كنيد كه 99 تا 100% اشعه UV را جذب كند. بعضي كارخانه­هاي سازنده برچسب­هايي را بروي عينك محصول خود نصب مي­كنند با اين مضمون كه جذب UV تا بيش از 400 نانومتر صورت مي­گيرد كه اين نيز به معناي همان جذب 100% شعاع UV است.


عينكهايي كه 90% اشعه مادون قرمز را بلوك مي­كنند
طول موج­هاي مادون قرمز بخش غيرقابل رويت نور بوده (طول موج آنها بلند­تر از طول موج نور قابل رويت است) و سبب توليد گرما مي­شوند.

بخش مادون قرمز نور خورشيد ناچيز بوده و چشم نيز اين طول موج را بخوبي تحمل مي­كند. ادعاي بعضي كارخانه -هاي سازنده عينكهاي أفتابي در جهت حفاظت چشم در مقابل اشعه مادون قرمز است و حال آنكه تحقيقات موجود رابطه محكمي را بين بيماريهاي چشمي و اشعه مادون قرمز نشان نداده­اند.

عينكهاي بلوك كننده نور آبي (Blue- blocking)
اينكه نور آبي هم براي چشم مضر باشد هنوز مورد بحث است. عدسيهايي كه نور آبي را بلوك مي­كنند ته رنگي كهربايي داشته و سبب مي­شوند محيط اطراف برنگ زرد يا نارنجي ديده شود. لنزهاي رنگي سبب مي­ شوند كه اشيا دور بويژه در شرايطي مثل برف و يا غبار واضح­تر ديده شوند. از اين نظر عينكهاي كهربايي مزبور بيشتر توسط اسكي بازان، شكارچيان، قايقرانان و يا خلبانان استفاده مي­شود.

عينكهاي پلاريزه
عدسيهاي پلاريزه خيرگي نور خورشيد را كه انعكاس يافته از سطوح صافي مثل سنگفرش خيابانها و يا سطح آب باشند از بين مي­برند. از اين نظر در مواردي مثل رانندگي و يا ماهيگيري مي­توانند بسيار مفيد باشند.

پلاريزاسيون عدسيهاي مزبور هيچ تاثيري بر جذب اشعه UV نخواهد داشت، ولي بسياري از عدسيهاي پلاريزه امروزي خاصيت جذب اشعه UV را نيز دارند. برچسب عينك مورد نظر خود را از اين نظر بررسي كنيدكه آيا حداكثر خاصيت جذب UV را دارد يا خير؟

عينكهاي آينه­اي ( Mirror-coated)
پوشش آينه­اي در واقع لايه نازكي از مواد فلزي مختلف است كه بروي سطح عدسيهاي معمولي پرداخت شده است. گرچه پوشش مزبور مقدار نور ورودي به چشم شما را كاهش مي­دهد، قابليت كاملي در حفاظت چشم شما در مقابل اشعه UV نخواهد داشت.

عينكهاي كمربندي (Wrapround)
عينكهاي كمربندي طوري طراحي شده­اندكه مانع ورود نورهاي درخشان از كناره­هاي قاب و رسيدن آنها به چشم مي­شوند. مطالعات نشان داده­اند كه آنقدر شعاع UV از اطراف قاب عينكهاي معمولي وارد چشم مي­شوند كه مي­توانند اثر سودبخش عدسيهاي حفاظت كننده را كاهش دهد. از اين نظر عينكهاي آفتابي كمربندي كه قاب بزرگي دارند و چشم را از تمامي زاويه­ها حفاظت مي­كنند مفيدند.

عينكهاي سايه روشن (Gradient)
رنگ عدسيهاي سايه روشن از بالا به پايين و يا از بالا و پايين تا وسط تغيير مي­كند و در واقع سايه روشن مي­شود. عدسيهاي سايه روشن تك سايه ( تيره در بالا و روش­تر در پايين ) مي­توانند خيرگي نور آسمان را از بين برده و در عين حال امكان ديد مناسبي را از قسمت پاييني فراهم ­كنند. اين عينكها براي ورزش شيرجه هم مناسب هستند زيرا جلوي ديد شما از تخته شيرجه را تاريك نمي­كنند. ولي عينكهاي مزبور براي شرايط برفي و يا در ساحل دريا مناسب نيستند، خصوصاً اگر قسمت پاييني آنها روشن باشد. لنزهاي سايه روشن دو سايه (تيره در بالا و پايين و روشن در وسط ) ممكن است براي ورزشهايي از قبيل قايقراني و يا اسكي كه شعاعهاي نوراني از سطح آب يا برف برمي­گردد مناسب تر باشند.

عينكهاي فتوكروميك
يك عينك فتوكروميك بطور اتوماتيك در نور درخشان تيره شده و در نور كم روشن­تر مي­شود. در اكثر موارد تيره شدن عينك ظرف نيم دقيقيه صورت مي­گيرد و حال آنكه روشن­تر شدن آن حدود 5 دقيقه طول مي­كشد. از نظر رنگ نيز بصورت يكنواخت و يا سايه روشن عرضه مي­شوند. گرچه عينكهاي فتوكروميك ممكن است از نظر جذب UV عينكهاي آفتابي خوبي باشند، ولي ممكن است براي انطباق آنها با شرايط مختلف نوري مدت زماني بطور ناخواسته صرف شود.

عينكهاي تراش داده شده و صيقلي
بعضي عينكهاي غير طبي توسط كارخانه­هاي سازنده­شان طوري تراش داده وصيقل مي­شوند كه كيفيت نهايي عدسي آنها تا حد مناسبي ارتقا يابد. البته عينكهايي كه از تراش و صيقلي بودن مناسبي برخوردار نيستند به چشم شما آسيبي نمي­زنند. قبل از هر چيز مطمئن شويد كه عدسي عينك مورد نظر شما ساخت مناسبي داشته باشد. جهت قضاوت در مورد كيفيت عينك غير طبي خود، به چيزي مستطيل شكل مثل موزاييك كف اتاق خود نگاه كنيد. عينك را در فاصله دلخواه نگاه داشته و يك چشم خود را بپوشانيد. عينك را به آهستگي و از يك سمت به سمت ديگر و سپس به بالا و پايين حركت دهيد. اگر خطوط در تمام موقعيت ­ها مستقيم بنظر برسند، عدسي مناسبي را انتخاب كرده­ايد. ولي اگر خطوط در هم مي­روند، خصوصاً اگر اين خطوط در ميدان مركزي عدسي اينگونه بنظر مي­رسند، عينك ديگري را امتحان كنيد.

عينكهاي ضد ضربه
تمام عينكهاي آفتابي بايد معيارهاي تعيين شده از سوي انجمن فدرال غذا و داروي آمريكا (FDA) را تضمين نمايند. (در كشور ما تاكنون هيچگونه كنترلي روي عرضه اين قبيل عينكها وجود نداشته و ندارد و استفاده از آنها بيشتر جنبه تزييني داشته تا محافظتي ). هيچ لنزي در واقع نشكستني نيست، ولي احتمال شكستن عدسيهاي پلاستيكي بعد از برخورد يك توپ يا سنگ، نسبت به عدسيهاي شيشه­اي كمتر است. جنس اكثر عدسيهاي عينكهاي آفتابي غيرطبي پلاستيك است. پلاستيك پلي­كربنات كه در بسياري از عينكهاي ورزشي مورد استفاده قرار مي­گيرد، گرچه سفت است ولي به آساني نيز خراش برمي­دارد. چنانچه قرار است عدسي از اين جنس خريداري نماييد حتماً عينکي را انتخاب كنيد كه خاصيت ضدخراش داشته باشد.

تيرگي لنز
يك عدسي متوسط معمولي براي استفاده­هاي معمولي روزمره مناسب است. ولي اگر قرار است از عينك خود در شرايط كاملاً نوراني و روشن استفاده كنيد لنزي تيره­تر را انتخاب نماييد. رنگ و درجه تيرگي لنز به­هيچ وجه معياري براي ميزان توانايي جذب اشعه UV توسط آن عدسي نخواهد بود. بنابراين براساس رنگ عينك نمي­توان از توانايي آن در جذب اشعه­هاي مضر مطمئن شد.

كسانيكه در معرض خطرات بخصوصي قرار دارند
بعضي افراد استعداد بيشتري جهت ابتلا به بيماريهاي چشمي ناشي از UV دارند. مبتلايان به بيماريهاي بخصوصي (از قبيل دژنراسيون ماكولا يا ديستروفي­هاي شبكيه) لازم است در شرايط بيرون از خانه همواره از چشم خود محافظت نمايند.

بيماراني كه تحت عمل كاتاراكت قراتر مي­گيرند
در كشور ما سالانه بيش از هزاران نفر تحت عمل كاتاراكت قرار مي­گيرند. در جريان اين جراحي­ها، عدسي طبيعي چشم برداشته شده، و بدين ترتيب چشم تا حد بيشتري در معرض خطرات ناشي از UV قرار مي­گيرد.

در جريان و يا بعد از عمل كاتاراكت، به­جاي عدسي طبيعي چشم معمولاً يك لنز داخل چشمي (Intraocular Lens:IOL) قرار داده مي­شود. عدسي­هاي داخل چشمي قديمي نسبت به عينكهاي معمولي يا عينكهاي پلاستيكي، درصد كمتري اشعه UV را جذب مي­كردند. كارخانه­هاي سازنده IOL در حال حاضر بسياري از محصولات خود را بصورت جاذب اشعه UV مي­سازند.

چنانچه كاتاراكت (آب مرواريد) چشم شما عمل شده است و لنزهاي داخل چشمي شما نيز از نمونه IOL هاي جديد جاذب اشعه UV نيست، توصيه مي­شود از عينك آفتابي استفاده نموده و جهت اطمينان بيشتر از كلاه لبه­دار استفاده کنيد. چنانچه هنگام عمل آب مرواريد از عدسي­هاي داخل چشمي جهت جايگزيني استفاده نشده است احتمال صدمه اشعه ماورا بنفش به چشم شما وجود دارد.

استفاده كنندگان كنتاكت لنز
كنتاكت لنز به تنهايي چشم شما را در مقابل اشعه UV محافظت نمي­كند ولي در عين حال كنتاكت لنزهاي بسياري وجود دارد كه توانايي محافظت در مقابل UV را دارا هستند. چنانچه كنتاكت لنز شما قابليت مقابله با اشعه UV را ندارد. باز هم لازم است جهت محافظت از چشم­هاي خود از عينك آفتابي استفاده كنيد.

داروهاي حساس كننده به نور
داروهاي حساس كننده به نور (داروهايي كه پوست شما را به نور حساس­تر مي­كنند) مي­توانند چشم شما را نيز به نور حساس­تر نمايند.

لازم است به­هنگام مصرف هر يك از داروهاي زير، با چشم پزشك خود بدقت مشاوره كنيد:

پسورالن (Psoralens) (كه در درمان پسوريازيس استفاده مي­شود)
تتراسيكلين
داكسي سيكلين
آلوپورينول
فنوتيازين
زمانيكه از اين داروها استفاده مي­كنيد هر بار كه از خانه بيرون مي­رويد از عينك آفتابي جاذب UV وكلاه لبه­دار استفاده نماييد.

موارد خاص
حتي بهترين انواع عينكهاي معمولي، قادر به حفاظت از چشم شما در مقابل منابع نوري شديد نيستند. جوشكاري، نورهاي شديد برنزه كننده، شرايط شديد برفي و يا نگاه مستقيم به نور آفتاب (مثلاً در جريان خورشيد گرفتگي) همگي مي­توانند به چشم شما آسيب برسانند.

نگاه مستقيم به هريك ازاين منابع نوري بدون حفاظ كافي مي­تواند سبب ابتلاي دردناك قرنيه بنام فتوكراتيت (Photokeratitihis) و يا حتي افت دائمي ديد مركزي شود.

نتيجه
بهترين عينكهاي آفتابي آنهايي هستند كه 100% شعاع UV را جذب نموده، بهترين كيفيت اپتيكي را داشته و کمترين احتمال شکسته شدن را داشته باشند

چهارشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۲

عارضه مهم استفاده از لنزهای تماسی نرم: کراتیت عفونی

کراتيت عفونی می تواند يکی از عوارض مهم استفاده از لنزهای تماسی نرم باشد کراتيت اولسراتيو به عنوان يک انفيلتراسيون استروما همراه با ضايعه اپی تليال روی آن تعريف می گردد
تشخيص افتراقی کراتيت اولسراتيو شامل تفکيک کراتيت ميکروبی از کراتيت استريل می باشد
کراتيت ميکروبی معمولا توسط باکتری ،قارچ و يا آکانتاموبا ايجاد می گرد د در صورتی که به بروز کراتيت عفونی مشکوک شديد انجام کشت قبل از شروع درمان ضرورت دارد
Scheine و همکارانش نتايج يک مطالعه آينده نگر را که به ارزيابی عوامل خطرساز کراتيت اولسراتيو در ميان استفاده کنندگان از لنزهای تماسی نرم می پردازد منتشر ساختند ( ژورنال پزشکی New England سپتامبر 1989)آنها دريافتند که در بيمارانی که از لنزهای تماسی نرم بروش طولانی مدت Extended Wear استفاده می کنند نسبت به افرادی که از همين لنزها بصورت روزانه Daily Wear استفاده می کنند عفونت های بيشتری ديده می شود
خطر نسبی عفونت برای استفاده کنندگان لنزهای نرم بصورت Extende Wear حدود 15-10 برابر بيشتر از کسانی است که از لنز بروش روزانه استفاده می کنند در همان مطالعه اکثريت بيماران از لنزهای تماسی نرم قابل استفاده مجدد به روش طولانی مدت Extended Wear استفاده می کرده اند
در يک مطالعه که در همان شماره ژورنال پزشکی New England منتشر شده دکتر Poggio وهمکارانش نتايج بررسی خود در باره شيوع ساليانه کراتيت اولسراتيو برای استفاده طولانی EW را در مقابل استفاده روزانه DW انتشار دادند
شيوع کراتيت اولسراتيو برای استفاده کنندگان لنز بروش طولانی مدت EW معادل 20.9در 10000 بيمار وبرای استفاده کنندگان روزانه لنزهای نرم 4.1 در 10000 بيمار بوده است

غربالگری بينايی کافی نيست

مطالعاتی که اخيرا در پنج ژورنال چشم پزشکی منتشر شده نشان می دهد که تعدادی از کودکان پيش دبستانی که تست های غربالگری را با موفقيت پشت سر گذاشته اند دارای مشکلاتی بوده اند که نيازمند اصلاح توسط يک دکتر چشم بوده است اين ژورنالها (ژورنال چشم پزشکی کانادا و آمريکا وژورنال چشم پزشکی اطفال و استرابيسم وژورنال افتالمولوژی ) حاوی گزارشهايی از کودکانی هستند که در غربالگری سالم شناخته شده اند وبلافاصله توسط يک متخصص چشم تحت يک معاينه کامل چشم قرار گرفته اند بر طبق اين مطالعات 5.8 تا 11.3 در صد کودکانی که معاينه شده اند دارای مشکلات بينايی (شامل مشکلات انکساری ،استرابيسم و آمبليوپی) بوده اند که نياز به اصلاح داشته است
يکی از چشم پزشکان می گويد : برای سالها خيلی ها در جامعه پزشکی اعتقاد داشته اند که غربالگری بهترين راه شناسايی کودکان دارای مشکلات بينايی است ولی تجزيه وتحليل جديد ما اين باور را دچار ترديد می کند
نايب رئيس آکادمی چشم پزشکی آمريکا در ژانويه 2002 اظهار داشته که برنامه های غربالگری کارهای بزرگی انجام داده اند و AAO انجام يک برنامه کامل معاينات چشمی برای کودکان يش دبستانی را توصيه نمی کندولی دکتر ميلر يک چشم پزشک اطفال با اين نظر مخالف است و می گويد در دنيای امروز هر کودکی که به سن چهارسالگی رسيده باشد بايد توسط يک چشم پزشک يا اپتومتريست مورد معاينه چشم قرار گيرد اين امر به پيشگيری از Visual Lossناشی از امبليوپی که درمان آن فقط در خردسالی امکان پذير است کمک خواهد نمود

حساسیت نسبت به ماده محافظ محلول لنز تماسی

بيمارانی که از محلولهای لنز تماسی استفاده میکنند ممکن است واکنشهای توکسيک ويا Hpersensitivity نسبت به ماده محافظ موجود در اين محلولها نشان دهندمعمولا اين غلظت ماده محافظ در محلول غير پراکسيد است که ميزان اثر آنتی ميکروبی آنرا نعيين می کند
بين غلظت ماده محافظی که باعث ضدعفونی می شود وآنچه که برای سطح چشم قابل تحمل است فاصله اندکی وجود دارد غلظت ماده محافظ مورد استفاده در يک محلول خاص ممکن است برای ايجاد اثرات سمی در سطح چشم برای بعضی بيماران کافی باشد همچنين ممکن است بيماران نسبت به ماده محافظ مورد استفاده آلرژیک ویا بيش از اندازه حساس باشند
سطح ماده محافظ جمع شده در طول زمان هم ممکن است مسئله مهمی در مورد لنزهای تماسی نرم معمولی باشد بيمارانی که دچار واکنش حساسيتی شديد نسبت به ماده محافظ محلول لنز می شوند ممکن است از سوزش ،کاهش مدت استفاده وخارش شکايت داشته باشند ماده محافظ حساسيت زای کلاسيک Thimerosal است 20-10%افراد جامعه ممکن است به این ماده حساس باشند به اين دليل این ماده کمتر در محلولهای لنز تماسی بکار برده می شود واگر هم مورد استفاده قرار گيرد در غلظت های کم وهمراه با ساير مواد محافظ می باشد
در بيمارانی که نسبت به Thimerosal دارای حساسيت می باشند معمولا ظرف چند روز تا چند ماه پس از تماس با آن این حساسيت بروز می کند و خود را بصورت واکنش پاپيلاری خفيف و پرخونی Prilimbal نشان می دهد چشم این بیماران معمولا قرمز وبرافروخته است وآنها از خارش شکایت دارند

دوشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۸۲

سوپر عينک ها مي توانند ديد را افزايش دهند



حتي ديد كامل و عالي نيز مي تواند توسط تكنولوژي آئينه كه توسط يك دانشمند اسپانيايي ابداع شده، افزايش يابد.
تمام اشخاص، شامل آنانكه در يك تست استاندارد بينايي ديد 20/20 داشته اند، مي توانند اشيا را با جزئيات بيشتر و واضحتري ببينند.
عينك هاي معمول مي توانند فوكوس ضعيف و آستيگماتيسم موجود در عدسي چشم را اصلاح كنند، اما مجله دانشمند جديد (New Scientist) گزارش مي كند، Pablo Artal از يك تكنولوژي پيشرفته براي اصلاح اشتباهات بسيار كوچكي كه در فوكوس كردن ايجاد مي شود و حتي چشمان عقاب مانند را نيز تحت تاثير قرار مي دهند، استفاده مي كند، كه اين تكنولوژي معمولا بيشتر در ماهواره هاي جاسوسي و تلسكوپ ها ديده مي شود.
در اين تكنولوژي از يك آئينه استفاده مي شود كه شكل را به ميزان كمي جهت جبران اعوجاج هاي كوچكي كه در اثر تغيير تركيب جو ايجاد مي شود، تغيير مي دهد. همين اعوجاج هاست كه پديده سوسو زدن ستارگان را باعث مي شود.

بيخبری کامل

در نمونه اوليه اين عينك ها از يك اشعه ليزر استفاده مي شود كه بر روي شبكيه (لايه دريافت كننده نور در چشم) پرتاب مي شود.
نور ليزر به عقب بازمي گردد و اعوجاج هايي كه ايجاد مي شود، با تغيير شكل سطح آئينه، تا 25 مرتبه در ثانيه، جبران مي شود.
سطح آئينه اي نور مرئي را براي اصلاح عيوب مربوط به خود چشم، به درون چشم مي فرستد.
و از آنجاييكه اصلاح خيلي سريع صورت مي گيرد، فرد استفاده كننده از عينك كاملا از آنچه مي گذرد بي اطلاع است.

بيماريهاي چشم

در آزمايشات، داوطلبيني كه داراي ديد 20/20 بوده و از اين سيستم استفاده كرده اند، دريافتند كه مي توانند اشياء را تا حدود 12 متري ببينند، اشياء كوچكي كه بدون عينك در فاصله 6 متري نيز نمي توانستند ببينند.
دكتر Fred Fitzke ، يك چشم پزشك در دانشگاه لندن اعلام كرد: در حال حاضر ما نمي دانيم چه محدوديت هاي ديگري در بينايي وجود دارند – مانند ساختار فتورسپتورها در چشم، يا اينكه آيا مغز مي تواند از اطلاعات بيشتري نيز استفاده كند.

به علاوه،سوپر عينك ها مي توانند برعكس نيز عمل كرده، تصاوير جزئي موجود در سطح چشم را گرفته در تشخيص بيماري هاي چشمي كمك مي كنند.

با اين وجود، يك اشكال نيز در تكنولوژي Artal وجود دارد كه باعث مي شود افراد استفاده كننده از عينك كمتر جذب اين سيستم شوند. در حال حاضر، ميزان فشردگي مورد نياز
جهت تغيير شكل آئينه، نيازمند يك پردازشگر به بزرگي يك ميز مي باشد.
ترجمه: غزال مهربانپور

کودکان آفريقايی از بيماريهای چشمی رنج می برند

یکشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۸۲

الكترود در چشم

عمل پيوند چشمي كه به منظور بازگرداندن بينايي به نابينايان صورت گرفته بود در اولين آزمايش خود نتايج موفقيت آميزي به همراه داشت. نتايج به دست آمده حاكي از اين است كه شبكيه مصنوعي كار گذاشته شده در چشم به فرد نابينا اين امكان را مي دهد كه بتواند تفاوت موجود بين فنجان و بشقاب را ببيند. شبكيه مصنوعي كاشته شده در چشم نابينايان يك قطعه سيليكون از جنس نقره و آلياژ پلاتين بوده و اندازه آن به 4 تا 5 ميلي متر مي رسد و حاوي 16 الكترود است. بررسي هاي اوليه نشان داده اند كه بيماران توسط هر يك از 16 الكترود كاشته شده در چشم خود نور را دريافت مي كنند. بيماران پس از دريافت شبكيه مصنوعي قادر بودند روشن و خاموش شدن چراغ و تاريك و روشن شدن محيط را درك كنند و در مواردي حتي ديده شده كه قادرند اندازه و شكل جنس داده شده به دست آنها را تشخيص دهند.
از دوستان که آمادگی خود را برای همکاری با اين سايت اعلام می کنند تقاضا می کنم حتما ايميل خود را هم مرقوم نمايند تا بموقع با آنها تماس بگيرم دوستانی هم که قبلا اعلام آمادگی کرده اند مي توانند آثار خود را براي من يا ساير نويسندگان اپتومتری ايران ارسال نمايند تا بنام خودشان در همين سايت درج گردد
در ضمن دوستان عزيزی که لينک نويسندگی اپتومتری ايران را دريافت داشته ايد منتظر اولين نوشته های شما هستم

جمعه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۲

خوب بالاخره از انجمن صنفی اپتومتری هم جناب آقای صحرايی لطف کرده اند و کامنت گذاشته اند و اعلام کرده اند که انجمن اپتومتری ايران پابرجاست وهمچنان به فعاليت خود ادامه می دهد و انجام کارهايی از قبيل حل مشکل دفترچه های تامين اجتماعی ،نظام پزشکی و تغيير شرح وظايف را از جمله اقدامات آن انجمن برشمرده اند ما از اينکه اين انجمن موفق به حل مشکلات مالی خود شده ، توانسته پابرجا بماند و اقداماتی چنين خطير را به انجام برساند خوشحاليم واميدواريم که اين انجمن در کنار دو انجمن اپتومتری ديگر موجود در کشور بتوانند با اتحاد و با هماهنگی با يکديگر در راه پيشبرد اهداف حرفه ای اپتومتری در ايران گام بردارند( در ضمن انتخاب جناب آقای صحرايی را به سمت رئيس انجمن صنفی اپتومتری تبريک مي گوييم)
از مجموع نظرات وپيشنهادات دوستان و همکاران چنين دريافتم که اکثر آنان با درج مطالب به زبان انگليسی در اين صفحه مخالفند وتوصيه می کنند مطالب حتما به زبان فارسی باشد به همين دليل بهتر ديدم که از اين به بعد اين صفحه را صرفا به نوشته ها ،اظهار نظر ها ،معرفی سايت، مطالب ترجمه شده وتجربيات همکاران اختصاص دهم وبرای خلاصه مقالات برگزيده از منابع مختلف اپتومتری که اکثرا به زبان انگليسی هستند صفحه ديگری به نام اخبار اپتومتری یا Optometry News باز نمايم و همانطور که می بينيد لينک آنرا در همين صفحه در قسمت لينک های مفيد قرار داده ام و شما می توانيد با کليک بر روی آن وارد صفحه اخبار اپتومتری شويددوستان وهمکارانی که مايل باشند می توانند از مطالب مندرج در صفحه اخبار اپتومتری به انتخاب خودشان ترجمه وارسال نمايند تا به نام خودشان در اپتومتری ايران منتشر گردد

در مورد عينك هاي آفتابي پولاریزه بيشتر بدانيم

ابتدا در مورد پلاريزاسيون چند خطي توضيح مي دهم.
امواج نوري پس از برخورد به سطوح مختلف مانند جاده ،آب، داشبورد اتومبيل منعكس مي شوند و تشعشعاتي ايجاد مي كنند.اين امواج منعكس شده مانع ديد دقيق شما مي شود.در تشخيص سايز جسم ،شكل و رنگ آن اختلال ايجاد مي كنند ، باعث سوزش و خستگي چشم مي شوند ،سردرد ايجاد مي كنند ،عامل بخشي از تصادفات رانندگي هستند.
در لنزهاي آفتابي پولارويد لايه پولاريزه كننده اين امواج نا خواسته و مزاحم را جذب ميكند و باعث بالا رفتن قدرت بينايي وتمايز اجسام مي شود.در لنزهاي آفتابي غير پلاريزه فقط شدت اين ثشعشعات مزاحم را كمتر مي كنند ولي به طور كامل حذف نمي شوند وتشعشعات نا خواسته همچنان به چشم مي رسد و مانع ديد كامل چشم شما ميشود.
ساختمان لنزهاي پولارويد
اين لنزها از ورقه هاي متعدد وموازي تشكيل شده اند كه به طور منظم و دقيق در كنار هم قرار گرفته اند وفقط اجازه عبور امواج عمودي را ميدهند و امواج افقي از اين لايه ها عبور نمي كنند.معمولا در دو سطح اين لنزهافيلترماورابنفش قرار ميدهند كه اشعه هاي با طول موج بالاتر از 400 نانومتر را فيلترميكند.اكثر لنزهاي پولارويد طوري ساخته ميشوند كه تقريبا به طور كامل اشعه هاي مضرuva –uvb - uvc را بلوك ميكنند.
عينك هاي آفتابي پولارويد تشعشعات مزاحم و درخشندگي هاي زننده كه از سطح خيابان آب ،برف ،خاك و ديگر سطوح افقي بر روي زمين منعكس مي شود را حذف ميكنند بنابر اين استفاده از اين نوع عينك هاي آفتابي براي چشم هاي حساس و براي راحتي چشم توصيه ميشود.

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۲

عدم مشاركت فعال عده اي از دوستان ما در كنگره ها

دوست گرامي ما آقاي علیميرزايي به نكته مهمي اشاره كردند و ان عدم مشاركت فعال عده اي از دوستان ما در كنگره ها و سمينارها ي اپتومتري است.پيش فرض ايشان مبني بر عدم تاثير ارتقاء سطح علمي بر موفقيت اقتصادي همكاران تا حدي در موقعيت فعلي كشور ما صحيح ميباشد اما من دوباره بر نكته اي كه در جلسه روز دوم كنگره مطرح كردم پا فشاري ميكنم يعني ايجاد يك شبكه اطلاعاتي فراگير از همكاران اپتومتريست بطوريكه آدرسها و تلفنهاي دقيق را شامل باشد .
براي اين منظور نخست بايد همكاراني كه با انجمن علمي در ارتباط هستند به گرد آوري اسامي و آدرسهاي همكاران در منطقه سكونت خود بپردازند .سپس آنها را به انجمن ارائه نمايند .همچنين ما بايد همكاران خود را تشويق به ثبت نام در انجمن نمائيم تا به طريق اولي مقصود حاصل شود. من در شهر محل سكونت خود چنين كاري كرده ام و ظاهرا استقبال خوب بوده است.
قطع به يقين اگر پيش از برگزاري هر همايش علمي ،درموقع مناسب و با جزئيات كافي ،اطلاعات مربوطه بدست همكاران برسد اكثر همكاران ما شركت خواهند كرد.ديگر دوران اطلاع رساني سنتي به سر آمده و حداقل كاري كه ميتوان كرد ارسال دعوتنامه بصورت مستقيم است و اين امري است كه نياز به اطلاعات دارد.
من از دست اندركاران كنگره اخير گله دارم كه چرا چنين دعوتنامه هايي را حداقل براي آدرسهاي موجود ارسال نكردند وحتي پرسش مرا براي ارائه اطلاعات جهت درج در اين وبلاگ پاسخ شايسته ندادند.اطلاع رساني براي سمينار مشهد هم بسيار ناكافي بود وخود من از طريق دهن به دهن باخبر شدم.
نكته ديگرانتقادي از رويكرد مسئولين و مديران انجمن است كه به نظر من كمتر به همكاران شهرستاني توجه دارند واز اين رو فيد بك مناسبي هم از آنان دريافت نمي كنند.
در پايان بار ديگر از اپتومتريستها دعوت ميكنم اطلاعات مربوط به خود و همكاراني كه ميشناسند را به دفتر انجمن منتقل نمايند و تمام دوستان را تشويق به ثبت نام نمايند.چرا كه تنها درسايه وحدت و باهم بودن است كه ميتوان به مراتب بالاتر قدرت مالي و اجتماعي دست يافت.حتي پيشنهاد ميكنم از طريق قسمت نظرات كه در پائين اين متن است دوستان هر گونه اطلاعات و نظرات خود را به ما منتقل نمايند تا بدست هيات مديره انجمن برسانيم.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۲


تروما ، عفونت وبيماريهای وراثتی از علل عمده معلوليتهای بينايی است به اين مطلب در باره انواع نابيناييهای قابل پيشگِری در ايران به قلم دکتر خدا دوست توجه بفرمائيد

موضوع عدم شرکت تعداد زيادی از همکاران در کنگره ها

يکی ديگر از مواردی که در کنگره مطرح شد موضوع عدم شرکت تعداد زيادی از همکاران در کنگره های انجمن بود که با توجه به جمعيت 1300 نفری اپتومتريست های کشور وفرض فعال بودن حداقل 800 نفر از آنان شرکت اين تعداداندک از همکاران در جلسات کنگره جای سئوال دارد چرا عده ای از همکاران هميشه غايب هستند وچرا عده ای ديگر لزومی برای شرکت خود در اين کنگره ها نمی يابند البته مسئولين انجمن خود نيز پاسخی برای اين مسئله نداشتند و آنها خودشان هم از عدم فيدبک مناسب اقداماتشان از جمله ايجاد ايميل اختصاصی انجمن وعدم دريافت حتی يک ايميل ظرف سه ماه پس از ايجاد آن گلايه داشتند
بنظر می رسد عدم اختصاص امتياز به شرکت کنندگان وبی تاثير بودن آن در صدور پروانه يکی از دلايل عمده عدم شرکت بعضی از همکاران بوده باشد
يکی ديگر از دلايل بی نيازی بعضی ها به افزايش سطح علمی بواقع ناشی از احساس عدم تاثير سطح علمی در موفقيت های اقتصادی است بدين مفهوم که شايد در کشور ما اين نکته برای خيلی ها بديهی باشد که اين نه سطح علمی فرد بلکه ساير تواناييهای اوست که تعيين کننده ميزان پيشرفت و موفقيت اقتصاديش می باشد و بنابراين لزومی برای ارتقاء سطح دانش ومعلومات خود نمی بيند در اين ارتباط من هم به عدم دريافت فيدبک مناسب از جانب بازديدکنندگان اپتومتری ايران اشاره نمودم واين مورد را هم يکی از موارد مشابهی ذکر نمودم که در آن مشارکت کمتری از جانب همکاران صورت می یذيرد
از خبرهای خوبی که در کنگره مطرح شد موضوع پذيرش اپتومتريست ها در نظام پزشکی و اعلام اعطای شماره نظام پزشکی به آنان وهمينطور نهايی شدن دوره کارشناسی ارشد و برگزاری آزمون در سال آينده بود
در هر صورت کنگره ششم فرصت خوبی بود برای استفاده از سخنرانی ها،ديدار مجدد همکاران ،ديدار از غرفه های تجهيزات اپتومتری ،فريم و لنزهای تماسی وهمچنين شرکت در بحث های عمومی انجمن و اگر چه که با کاستی هايی نيز همراه بود از جمله عدم پيش بينی مکان مناسب جهت اسکان همکاران شهرستانی ولی هيئت اجرايی توانسته بود با تلاش وهمت خود فضای مناسبی را برای برگزاری کنگره فراهم اورد و با بهره جستن از پو شش خبری مناسب جايگاه حرفه ای اپتومتری را بخوبی به جامعه بشناساند واز اين جهت جای تقدير وتشکر فراوان دارد
به اميد برگزاری کنگره هایی مفيد تر و پر بار تر در سالهای آينده

دوشنبه، اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۲

دوست عزيزمان جناب اقای بختياری لطف کرده اند ودر غياب بنده چراغ اپتومتری ايران را روشن نگه داشتندو مطلبی را در ارتباط با برگزاری کنگره علمی انجمن نگاشتند
قبل از هرچيزی با توجه به معرفی وبلاگ اپتومتری ايران در کنگره اخيرواضافه شدن تعداد بازديد کنندگان جديد مايلم به دوستان وهمکاران عزيزی که اخيرا با اپتومتری ايران آشنا شده اند خير مقدم عرض کنم وآرزو کنم که اين دوستان بتوانند ما را در مسيری که آغاز نموده ايم همراهی نمايند و نظرات ، پيشنهادات وانتقادات خود را برای هرچه بهتر شدن اين سايت برای ما ارسال نمايند
ششمين کنگره انجمن علمی اپتومتری ايران برگزار شد وخوب مطمئنا ديدگاههاونظرات متفاوتی در اين ارتباطمطرح می باشد نظرات آقای بختياری را در اين مورد حتما مطالعه فرموده ايد ايشان همواره نظرات متبتی را در اين موارد دارند که بجای خود محترم است ولی مطمئنا همکارانی که در بخش پايانی جلسه صبح روز جمعه حضور داشتند شاهد انتقادات جمعی از از دوستان در ارتباط با اين کنگره بودند که به برخی از آنها اشاره می کنم
نخست نحوه اطلاع رسانی ونحوه انتشار خبر برگزاری اين کنگره وهمينطور کنگره خراسان بود که بعضی از همکاران از اينکه دير مطلع شده اند ويا اصلا هيچ خبری از برگزاری اين کنگره ها دريافت نداشته اند گلايه داشتند که در اين ارتباط من نيز نکاتی چند را در ان جلسه متذکر شدم از آن جمله عدم استفاده درست از امکانات موجود که حداقل آن می توانست ايجاد يک وبلاگ به نام کنگره ويا درج خبر برگزاری کنگره در اپتومتری ايران بوده باشد که اگرچه که مورد دوم در نهايت انجام پذيرفت ولی خبری که توسط دوستان درج شد کامل نبود و خوب صد البته با تاخير زمانی زيادی منتشر شد که طبيعتا در ست نبود چراکه اخباری از اين دست با توجه به مهلت زمانی فراخوان مقاله هرچه زورتر انتشار يابند مطمئنا بهتر خواهد بود کما اينکه عدم داشتن فرصت کافی منجر به دير رسيدن مقاله اينجانب وعدم درج آن در ليست مقالات کنگره گرديد
يکی ديگر از مواردی که مطرح شدهماهنگی بين سه انجمن اپتومتری موجود در کشور بود
انجمن اپتومتری ايران
انجمن علمی اپتومتری ايران
انجمن اپتومتری خراسان
همه ديدگاهها در اين مورد مثبت بود وهمه در مورد لزوم اين وحدت اتفاق نظر داشتند ولی نکته مهم در اين ارتباط نحوه ايجاد اين هماهنگی وپرهيز از اختلاف نظر و دوباره کاری می باشد که توجه وعنايت هيئت مديره های هر سه انجمن را می طلبدمطلبی را که من مايلم در اينجا اضافه کنم نخست اينکه معلوم نيست که آيا انجمن صنفی اپتومتری هنوز وجود خارجی دارد يا خير چرا که در دو سه سال اخير و پس از جلسه ای که به منظور حل وفصل مشکلات مالی مربوط به آن تشکيل شده بود وبه نتيجه ای نرسيده بود ديگر خبری از آن نبود تا اينکه در اين کنگره مجددا از آن نام برده شد
و ديگر اينکه آیا بهتر نيست به جای اينکه هر انجمن برای خودش کنگره جداگانه ای برگزار کند تلاش شود تا هرسال يک کنگره واحد برگزار شود و با توجه به توانايی واستطاعت هر کدام از شهرستانها اين کنگره در يکی از شهرستانهای بزرگ کشور برگزار گردد وتمام برنامه ريزيها در اين جهت باشد
نکته ديگری را که پس از کنگره مشهد نيز پيشنهاد کردم دوباره در اينجا نيز تکرار میکنم وان اينکه از مجمع کنگره خراسان و کنگره ششم چنين بر می آيد که روحيه تحقيق وپژوهش در اپتومتری ضعيف است و لازم است تا در کنار برگزاری کنگره ها يک کارگاه آموزشی روش تحقيق نيز برگزار شود تا همکاران با روشهای مختلف تحقيق آشنا شوند ودر اين صورت است که می توان انتظار کنگره های پر بار تری را در سالهای آتی داشت
يکی ديگر از نکاتی که ذکر آنرا ضروری می دانم اين است که به جز چند عنوان سخنرانی که مستقيما به امور بالينی روتين اپتومتری مرتبط بودند ساير عناوين انتخاب شده چندان کاربردی برای همه نداشتند وجای بسياری از موضوعات ديگری که بسيار هم مورد علاقه کارشناسان اپتومتری می باشند خالی بود از جمله اين موارد می توان به کمبود عناوينی مرتبط با Dispensing و Practice Management و Binocular Vision اشاره نمود
نظرات من در باره کنگره هنوز تمام نشده انشا اله در روزهای آينده باز هم در اين باره خواهم نوشت شما هم لطف کنيد ونظر خود را بيان نماييد

شنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۸۲

سلام ودرود مجدد بر دوستان و همكاران ارجمند .
همانطور كه مطلعيد در روزهاي اخير شاهدبرگزاري ششمين كنگره اپتومتري ايران در تهران بوديم.مطابق معمول دوستان برگزار كننده وبخصوص جناب آقاي دوستدار دبير محترم كنگره به نحو احسن از عهده برآمدند وماد روند رو به رشد كيفي برگزاري جلسات علمي اپتومتري را نظاره گر بوديم.انجمن علمي اپتومتري ايران كه در همين ايام يكساله شد به عنوان باني و انجمن صنفي اپتومتري به عنوان حامي اين مراسم را پايه نهادند ومشاركت همكاران از اقصي نقاط كشور برغناي جلسات افزوده بود.حضور اساتيد اپتومتري و چشم پزشكي و بخصوص جناب آقاي دكتر عظيمي رياست محترم انجمن علمي اپتومتري ايران موجب دلگرمي و استفاده هر چه بيشتر حاضران گرديد.كنگره در دو روز متوالي 18و19 ارديبهشت در جلسات صبح و عصر تشكيل شد و ما شاهد ارائه مقالات پژوهشي و مروري بصورت توام بوديم.
قصدم از اين مقال اظهار تشكر و امتناني است از همه دست اندر كاران و بانيان كنگره و ارسال درودي بر تمام همكاراني كه از راه هاي دور و نزديك شركت كردند.در فرصت آتي من و ساير نويسندگان اين وبلاگ جزئيات بيشتري از اين كنگره را به اطلاع خواهيم رساند.

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۲

توکسو پلاسموز ، بيماري خطرناکي که از طريق گربه ها منتقل مي شود

همه ساله اپيدمي و بيماري هاي جديدي شناسايي مي شود. از سويي برخي از بيماري ها که از قديم الايام شناخته شده اند ، در ميزبان هاي جديد بروز مي کنند و يا تظاهرات کلينيکي آنها در حال دگرگوني است .شناخت اين بيماري ها و اطلاع از نحوه انتقال آنها همراه با رعايت بهداشت عمومي ، مي تواند عامل مهمي در پيشگيري از ابتلا به اين گونه بيماري ها باشد. از جمله بيماري هايي که شيوع گسترده اي در تمام نقاط جهان دارد، توکسوپلاسموز است . بيماري عفوني مشترک ميان انسان و حيوان که راه عمده انتقال آن به انسان ، تماس با گربه است . براساس تحقيقي که در دهه 90ميلادي به وسيله محققان کشورمان انجام و از سوي سازمان بهداشت جهاني اعلام شد، در اين تحقيق آماري حدود 13هزار نفر از 12استان کشور بررسي شدند و نتايج به دست آمده نشان داد بيشترين ميزان شيوع اين بيماري در استان مازندران بوده است که در آن حدود 52درصد مردم به اين بيماري مبتلا بوده اند. اين ميزان هر چه به سمت استان هاي جنوبي کشور مي رويم ، کمتر مي شود و در استان هرمزگان به حداقل خود يعني حدود 3درصد مي رسد. به لحاظ اهميت اين بيماري بخصوص در بعضي از گروههاي جامعه مثل خانمهاي باردار و اثرات جبران ناپذير آن بر سلامت جنين و نوزاد که هزينه هاي مادي و معنوي فراواني را به جامعه تحميل مي کند، با دکتر داوود يادگاري ، استاد بيماري هاي عفوني دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي گفتگويي ترتيب داديم که حاوي نکات تازه اي درباره اين بيماري است که از نظر خوانندگان مي گذرد.

آشنايي اکثر مردم با توکسوپلاسموز صرفا به دانسته هاي کلي درباره نقش گربه در انتقال آن محدود مي شود. لذا به نظر مي رسد ارائه تعريفي از بيماري و اشاره به ساير راههاي انتقال آن ، شروع مناسبي براي گفتگو در اين زمينه باشد.
بيماري توکسوپلاسموز ، يک بيماري انگلي مشترک بين انسان و حيوان است که مخزن اصلي آن گربه خانگي و ساير گربه سانان هستند. اين بيماري در تمام نقاط جهان گسترش داشته و در بعضي نقاط آلودگي بالاي 50درصد گزارش شده است . انگل از طريق مدفوع گربه به خارج دفع مي شود و در محيط خارج ضمن طي روند تکاملي خود، کيست را تشکيل مي دهد. چنانچه اين کيست ها توسط انسان بلعيده شوند، در بافتهاي مختلف بدن از جمله مغز عفونت حاد و يا مزمن به وجود مي آورند. نکته اي که بايد به آن توجه شود، اين است که اين بيماري علاوه بر تماس با گربه از راههاي متعدد ديگري نيز انتقال مي يابد که عمده ترين آنها شامل خوردن گوشتهاي نيم پز، شير نجوشيده و خوردن تخم مرغ خام است . مصرف سبزيجاتي که خوب شسته و ضدعفوني نشده است نيز در انتقال اين بيماري نقش اساسي دارد. راه مهم ديگر انتقال بيماري از مادر به جنين است که مي تواند خطرات جدي را براي جنين به همراه داشته باشد. متاسفانه گاهي مشاهده مي شود براي تقويت خانمهاي باردار؛ در رژيم غذايي آنها گوشت خام و يا جگر خام مصرف مي شود که اين مساله منجر به انتقال بيماري خواهد شد.
به محض شروع صحبت درباره يک بيماري ، همه مي خواهند علايم آن را بشناسند. درباره نشانه هاي باليني ابتلا به توکسوپلاسموز چه موارد عمده اي را مي توان ذکر کرد؟
نشانه هاي باليني اين بيماري را در چهار گروه و به صورت مجزا مي توان بيان کرد.
گروه اول : عفونت در افراد سالم است که در 80درصد موارد بدون علامت بوده و معمولا با تورم غدد لنفاوي گردن مشخص مي شود. اين غدد لنفاوي پشت متورم خيلي بزرگ و يا دردناک نيستند و بيمار اکثرا به صورت تصادفي متوجه آنها مي شود. از آنجا که اين گروه از بيماران سيستم ايمني سالم دارند، اکثرا بعد از چند ماه خود به خود بهبود مي يابند. فقط در 10تا 20درصد موارد علايمي مثل تب ، گلودرد ، تورم شديد غدد لنفاوي و راش هاي پوستي ديده مي شود که با کنترل و نظارت پزشک ، همه اين موارد بهبود مي يابند.
گروه دوم : ابتلا به توکسوپلاسموز در افرادي است که نقص سيستم ايمني دارند. در اين حالت بيماري مي تواند بسيار خطرناک باشد و بايد بسرعت درمان شود. اين گروه از افراد شامل بيماران مبتلا به ايدز، سرطان يا هر بيماري ديگري است که منجر به تضعيف سيستم ايمني بدن مي شود. در اين حالت توکسوپلاسموز با ايجاد ضايعات مغزي ، ريوي و يا چشمي همراه است که بخصوص ضايعات مغزي آن بسيار چشمگير است . به علت شدت ضايعات در اين حالت درمان اختصاصي انجام مي شود.
گروه سوم : بسيار مهم و مورد توجه است ، ابتلاي زنان در دوران بارداري و آسيب به جنين است . چنانچه خانم بارداري تا 3ماه قبل از بارداري به اين بيماري مبتلا شود و يا در آزمايش خون او آنتي بادي مثبت باشد، جنين او به هيچ وجه در دوران بارداري به بيماري مبتلا نمي شود و احتياج به درمان نيز ندارد. اما چنانچه مادر طي دوران بارداري مبتلا شود، وضعيت متفاوت است . برحسب سن جنين ، اگر ابتلا 3ماهه اول بارداري باشد، معمولا منجر به سقط جنين مي شود، اما چنانچه مادر در 3ماهه دوم و سوم بارداري اين بيماري مبتلا شود؛ احتمال ابتلاي جنين به مراتب بيشتر بوده و حدود 65درصد است . در اين حالت در نوزاد علايمي مثل تشنج ، سرکوچک و يا سر بزرگ تر از حد معمول ، اختلال بينايي ، ضايعات پوستي و بالاخره عقب افتادگي ذهني ديده مي شود.
مشکل چهارم در بررسي علايم بيماري ، مشکل در چشم است که معمولا به دو صورت ديده مي شود؛ يکي به صورت مادرزادي است که جنين در دوران بارداري مبتلا شده و بدون علامت است و در دهه دوم يا سوم زندگي علايم آن ظاهر مي شود. اين علايم به صورت اختلال بينايي ، ديدن لکه هاي سياه در چشم و يا حساسيت به نور است که به علت فعال شدن کيست ها در داخل بافت چشم است . براي اين شکل از بيماران ، درمان اختصاصي وجود ندارد و درمان نقش عمده اي ندارد، معمولا التهابات اوليه پس از مدتي فروکش مي کند، ولي معمولا ضايعه اي را در چشم برجا خواهد گذاشت . حالت دوم بيماري چشمي ، شکل اکتسابي است که در افراد سالم بسيار نادر است ، ولي در افراد مبتلا به نقص سيستم ايمني نياز به درمان اختصاصي خواهد داشت . ذکر اين نکته ضروري است که بيماري در افراد سالم خود به خود بهبود مي يابد و اطلاع از علايم آن نبايد موجب نگراني بي مورد شود.
از آنجا که در طب نوين اساس بر پيشگيري است و درمان در مرحله بعد قرار دارد ، ما نيز سعي مي کنيم قبل از درمان به پيشگيري بپردازيم ، درخصوص پيشگيري و کنترل بيماري توکسوپلاسموز چه نکات اساسي را بايد مورد توجه قرار داد؟
بهترين کار در اين باره ، نگهداري نکردن گربه در منزل است ؛ زيرا شرايط نگهداري آن به صورت بهداشتي بسيار دشوار و مستلزم وقت و هزينه است . بخصوص در مورد تماس نداشتن کودکان با گربه بايد توجه کافي مبذول شود. موارد ديگر شامل شستن سبزيجات با محلول ضدعفوني کننده و اجتناب از خوردن گوشت نيم پز در غذاهايي مثل همبرگر و يا کباب است . در مواردي که خانمها در منزل با گوشت خام در تماس هستند، بايد بعد از تماس با گوشت ، دستهاي خود را به خوبي بشويند و ضدعفوني کنند که اين اقدام در جلوگيري از انتقال بيماري بسيار مهم است .
با توجه به اهميت بيماري در خانمهاي باردار ، آيا همه خانمها در دوران بارداري بايد براي تشخيص آزمايشگاهي ابتلا به توکسوپلاسموز مراجعه کنند؟
خير ، فقط در موارد مشکوک با نظر پزشک معالج مي توان براي انجام آزمايش هاي مربوط مراجعه کرد. گاهي جواب مثبت آزمايش ، دليل بر وجود بيماري نيست و بايد توسط پزشک بررسي بيشتري صورت پذيرد. به هر حال ضمن رعايت نکات بهداشتي ، بايد از هر گونه وسواس و نگراني بي مورد اجتناب شود.
به عنوان سوال آخر، ضمن اشاره به درمان اين بيماري ، نکاتي را که در زمينه تاثيرات اجتماعي ابتلا به توکسوپلاسموز بايد مورد توجه قرار گيرد ، بيان کنيد.
از نظر درمان فقط سه شکل بيماري بايد درمان شود. اول کساني که به شکل چشمي بيماري مبتلا هستند و بيماري آنها اکتسابي است ، يعني مادرزادي نيست . دوم مادران باردار که در دوران بارداري مبتلا شده اند و گروه سوم بيماراني است که همراه با بيماري ديگري مثل ايدز، سرطان و... به اين بيماري مبتلا شده اند که اين گروه از افراد نيز بايد حتما درمان شوند. درباره اهميت اجتماعي اين بيماري ، بايد به خسارت بيماري در مواردي مثل اختلالات مادرزادي و عقب ماندگي هاي ذهني اشاره کنم که هزينه هاي سنگيني را به جامعه تحميل مي کند. جامعه ما بايد به سمتي حرکت کند که با آموزش عمومي ، به بيماري هايي که اختلالات مادرزادي را ايجاد مي کنند ، حساسيت خاصي نشان دهد و با پيشگيري از ابتلا به اين بيماري ها ، از خسارات فردي و اجتماعي آنها جلوگيري شود.
اينهم ژورنال ديژيتال اپتومتری در اينجا کيس های جالبی برای عرضه در گراند روند پيدا می کنيد

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۲

Amblyopia is normally defined as a reduction in vision in one eye -- although it occasionally affects both eyes � that is physically healthy and starts in the first year of life. It is normally due to a significant refractive error in one eye and little or no refractive error in the other. Strabismus may or may not be concurrent with this profile.

It should be understood that there are new concepts in visual processing and neurotransmitter activity that may better explain the �how and why� of amblyopia and its effective treatment modes. This is the first of a short series of reports on new research and techniques involving amblyopia treatment.

The SAVP ( Strabismus, Amblyopia and Visual Processing) Program of The National Eye Institute (NEI) supports a broad range of laboratory and clinical investigations. One such study, The Amblyopia Treatment study, was conducted by the Pediatric Eye Disease Investigator Group (PEDIG) involving optometrists and ophthalmologists from the United States, Canada and Mexico, based in Tampa, Fla., and coordinated by the Jaeb Center for Health Research and Wilmer Eye Institute of John Hopkins University. 1

During the study, 215 children received patching and 204 received atropine drops once a day. About a third had a strabismus, another third had a significant refractive error in one eye and the rest had both. At the end of six months, both groups achieved statistically similar results, although the group with patching advanced faster than their atropine counterparts. 2 These children were schedule to be followed until April.

It was also found that evaluating the acuity with the Baylor Video Acuity Tester (BVAT) vis-�-vis the HOTV optotype targets, that the BVAT had a significant correlation to the HOTV and is now incorporated in the study 4. In the end, they created a Treatment Index which accessed the relative adherence to the protocol and the impact of the treatment. 3

Best wishes for continued success,

Jeffrey C. Magun, O.D., F.A.A.O.

References:
[No authors listed] A randomized trial of atropine vs. patching for treatment of moderate amblyopia in children. Arch Ophthalmol. 2002 Mar;120(3):268-78.
[No authors listed] The clinical profile of moderate amblyopia in children younger than 7 years. Arch Ophthalmol. 2002 Mar;120
Cole SR, Beck RW, Moke PS, Celano MP, Drews CD, Repka MX, Holmes JM, Birch EE, Kraker RT, Kip KE. The amblyopia Treatment Index. J AAPOS. 2001 Aug;5(4): 250-4
Holmes, JM, Beck RW, Repka MX, Leske DA, Kraker RT, Blair RC, Moke PS, Birch EE, Saunders RA, Hertle RW, Quinn GE, Simons KA, Miller JM. The amblyopia Treatment study visual acuity testing protocol. Arch Ophthalmol. 2001 Sept;119(9):1345-53

كاتاراكت( آب مرواريد)چيست؟

كاتاراكت يا آب مرواريد عبارتست از كدورت عدسي چشم. عدسي يك صفحه گرد شفاف است كه داخل كره چشم پشت مردمك قرار
دارد.عدسي امواج نوراني را روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير شفافي بوجود آورد كه اين تصوير بوسيله عصب بينايي به مغز انتقال داده مي شود. زمانيكه كاتاراكت بروز مي كند، عدسي شفافيت خود را ازدست مي دهد . عدسي كدر از ورود اشعه¬هاي نوراني به چشم ممانعت نموده وعملكرد بينايي را مختل مي كند. كاتاراكت بر خلاف آنچه كه بطور رايج از آن دچار ترس مي شوند، تومور يا رشد بافت روي چشم نيست. كاتاراكت در اثر تغييرات فيزيكي در محتويات عدسي بوجود مي آيد. اين تغييرات منجر به كدر شدن عدسي مي گردد. نشانه ها : نشانه اصلي تاري ديد است اما برحسب اندازه و محل كاتاراكت ، ديد ممكنست تغييري نكند. اگر كدورت در حاشيه كناري عدسي باشد، ديد ممكنست تحت تاثير قرار نگيرد. اما اگر كدورت در نزديك مركز عدسي رخ دهد اختلال ديد ايجاد خواهد شد. ساير نشانه¬هاي ممكنست شامل ديدن تصاوير چندگانه،متعدد باشد كه به نظر مي رسد يك تصوير ديگري را پوشانده است. احساس نياز براي تغييرمكرر شماره عينك نيز از اختلالات ديگر مي¬باشد. بيمار ممكنست همچنين دريابد كه براي مطالعه كتابش را بايد نزديك تر بياوريد. اين معمولا" در اثر افزايش غلظت (دانسيته) محتويات هسته عدسي مي باشد. انواع كاتاراكت كاتاراكت سنيل: اين نوع كاتاراكت شايع ترين فرم بوده و معمولا" سالخوردگان را در دهه ششم و هفتم مبتلا مي¬سازد. فرآيند طبيعي سالخوردگي ممكنست منجر به سفت شدن يا كدر شدن عدسي شود. كاتاراكت ديابتي: بيماران مبتلا به ديابت شيرين( بيماري قند) در معرض ابتلا به كاتاراكت هستند.اما اين نوع ميتواند بطور موفقيت آميزي درمان شود وديد بيمار معمولا" حفظ ميشود. كاتاراكت تروماتيك( ضربه اي): يك جراحت چشمي ممكنست به عدسي آسيب رسانده و منجر به كاتاراكت تروماتيك شود. كاتاراكت مادرزادي : اين كاتاراكت در موقع تولد وجود دارد. اين حالت معمولا" ناشي از عفونتي است كه مادر باردار و بچه متولد نشده را مبتلا كرده است.ابتلاء مادر به بيماري سرخچه در دوران بارداري ازمهمترين علل اين نوع كاتاراكت مي باشد . كاتاراكت ثانويه: اين نوع كاتاراكتي است كه ناشي از ساير بيماريهاي چشمي مي باشد. درمان : عمل جراحي معمولا" تا زمانيكه ديد بيمار رضايت بخش باشد انجام نمي گيرد. اما ديد ممكنست با گذشت زمان بدتر شده و لذا بايستي زمانيكه ديد ضعيف، فعاليتهاي زندگي روزمره رامختل نمايد، عمل جراحي انجام شود. جراحي كاتاراكت و خارج كردن عدسي كدرتنها روش موثر براي درمان مي¬باشد. اين عمل معمولا" بسيار موفقيت آميز ميباشد و بيش از90% بيماران ديد فوق العاده¬اي بدست مي آورند. اين عمل امروزه با پيشرفتهاي اخير نظير كيفيت بهتر بخيه زدن زخم، روشهاي موثر پيشگيري از عفونت و تحرك زود رس امكان پذير است. ميكروسكوپ جراحي نيز اين امكان را فراهم مي¬كند كه با كمترين آسيب عمل صحيح و دقيق جراحي انجام گيرد. فيكوامولسيفيكاسيون تكنيك ديگري براي خارج كردن كاتاراكت است كه اجازه ميدهد خارج كردن كاتاراكت از راه يك برش كوچك تر عملي شود. در اين روش با عدم نياز به بخيه هاي جراحي ، امكان بهبود سريعتر فراهم مي گردد. روشهاي اصلاح ديد بعد از عمل با خارج كردن عدسي ، يك عدسي مصنوعي مورد نياز است تا عمل تمركز شعاعهاي نوراني روي شبكيه ممكن شود. اين كار با استفاده از روشهاي زير ممكن است: 1-كاشت عدسي هاي داخل چشمي اين صفحات گرد پلاستيكي با عمل جراحي درون كره چشم كاشته مي شود. تكنيك هاي پيشرفته اين روش را موفقيت آميز كرده است. 2-كاشت عدسي انعطاف پذير( تاشو) در اين روش يك برش جراحي كوچك مورد نياز بوده و نتايج بينايي فوق العاده اي بدنبال دارد و آخرين دستاورد در تكنيك لنزگذاري مي باشد. از اين نوع عدسيها بعد از جراحيهاي آب مرواريد به روش فيكو استفاده مي شود. 3- عينك هاي كاتاراكت كاشت عدسي داخل چشمي عدسيهاي داخل چشمي بهترين كيفيت بينايي را فراهم كرده كه با عينك¬هاي شيشه¬اي كاتاراكت امكانپذير نبود.. با لنزهاي اتاقك خلفي چشم كه بعد از عمل خارج كردن كاتاراكت به شيوه خارج كپسولي ميكروسكپي در اتاقك خلفي جاگذاري مي شود، نتايج بينايي عالي است.اين عدسيها در بزرگسالان و كودكان بطور موفقيت آميزي بكار برده شده است. عوارض بحر حال، گاهي عوارضي در جراحي كاتاراكت وجود دارد. افزايش فشار داخل چشمي (گلوكوم)التهاب (ايرتيس)ممكنست اتفاق بيفتد، ضخيم شدن و كدر شدن كپسول خلفي نيز ممكنست ماهها و يا سالها بعد از عمل جراحي اتفاق افتد كه منجر به اختلال بينايي شود خوشبختانه ، اين عارضه با انجام درمان ليزري بصورت سرپايي بهبود مي يابد. كاتاراكت يك فرم قابل درمان از نابينايي است. با مراقبت صحيح چشم و درمان ، بيمار مبتلا به كاتاراكت لازم نيست كه ترس از نابينايي داشته باشد. نويسنده: مژگان بهشيد- كارشناس ارشد پرستاري داخلي جراحي با تشكر از آقاي دكتر داوود قره باغي مديرمحترم گروه تخصصي چشم

دوشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۲

عدسي هاي تماسي براي بيماراني كه فيت آنها دشوار مي باشد

اگر شما در استفاده از كنتاكت لنز مشكل داشته ايد، احتمالا جزو افراد hard to fit (افرادي كه فيت كنتاكت لنز در آنها دشوار مي باشد) هستيد. اگر مطمئن نيستيد كه اين مورد وضعيت شما را توصيف مي كند ليست زير را بررسي كنيد. اگر يكي يا بيشتر از موارد زير را دارا هستيد شما جزو دسته افراد hard to fit مي باشيد.

نگران نباشيد—اين بدان معني نيست كه شما نمي توانيد از كنتاكت لنز استفاده كنيد. شما تنها كافيست بدانيد كه چه انتخاب هايي مي توانيد انجام دهيد و اينكه چگونه يك معاينه كننده چشم را كه آماده و خواستار تهيه آنها براي شما مي باشد، بيابيد.

آيا فيت کنتاکت لنز براي چشمان شما مشكل است؟

افرادي كه با فيت كنتاكت لنز مشكل دارند ممكن است يكي يا بيشتر از حالات زير را به طور متوسط تا شديد دارا باشند.

· كراتوكونوس (قوز قرنيه)
· آستيگماتيسم
· خشكي چشم
· giant papillary conjunctivitis (GPC)
· به دنبال عمل جراحي رفركتيو (مانند ليزيك)
· پيرچشمي

اگر شما جزو اين گروه هستيد، شما به آساني می توانيدمعاينه کننده ای را بيابيد كه برای افرادی همانند شما لنز فيت می کندولنز مورد نياز خود را تهيه نمائيد. کسانی كه با افراد hard to fit كار مي كنند در مورد انتخاب لنزهاي مختلف آگاهي بيشتري دارند، مجهز به تجهيزات پيشرفته بوده و آماده صرف وقت براي يك انتخاب روش مناسب و سازگار براي فيت شما مي باشند.

كنتاكت لنز براي كراتوكونوس (قوز قرنيه)

يك معاينه كننده آشنا به موارد hard to fit به احتمال زياد با موفقيت قادر به فيت لنزهاي RGP در افراد داراي كراتوكونوس مي باشد. اين لنزها، برخلاف لنزهاي نرم، شكل خود را بر روي قرنيه حفظ مي كنند. با وجود اين، هنگاميكه قرنيه خيلي نامنظم باشد احتياج به تغييراتي در آنها است، يك تكنيك piggyback مي تواند بهترين باشد. تكنيك piggyback بدين معناست كه در هر چشم دو عدد كنتاكت لنز استفاده مي شود. يك لنز نرم كه بر روي قرنيه قرار مي گيرد و يك لنز RGP كه در قسمت بالا قرار مي گيرد.

يك انتخاب ديگر براي بعضي بيماران شامل يك كنتاكت لنز مي باشد كه قسمت مياني آن سخت بوده و يك حاشيه نرم دارند.

كنتاكت لنز براي افراد داراي آستيگماتيسم

لنزهاي توريك مخصوص اصلاح آستيگماتيسم ساخته شده اند. با اين وجود، روند پيدا كردن بهترين لنز مي تواند خسته كننده باشد، زيرا ميزان هاي متفاوتي آستيگماتيسم وجود دارد و همچنين اندازه قرنيه افراد مختلف نيز متفاوت مي باشد.

دو نوع آستيگماتيسم hard to fit وجود دارد. يكي فردي كه لنز توريك در چشمش چرخش و حركت زياد دارو و تاري ديد را باعث مي شود. و ديگري افرادي كه داراي آستيگماتيسم بسيار بالايي هستند.

اگر دريافتيد كه انواع مختلفي از لنزهاي توريك داراي چرخش زياد مي باشند، بهتر است كه صبور باشيد. يك معاينه كننده چشم كه تجربه زيادي در فيت انواع مختلف لنزهاي توريك داراست، قادر به پيدا كردن يك لنز مناسب براي شما مي باشد كه ثابت بوده و ديد خوبي را براي شما ارائه دهد.

همچنين در صورت داشتن آستيگماتيسم بالا گاهي صبر و تحمل از بين مي رود. درحاليكه يك لنز نرم دست ساز مي تواند بسيار مفيد باشد، افراد داراي آستيگماتيسم قابل توجه ممكن است با يك لنز RGP به بهترين و واضحترين ديد خود برسند. معاينه كنندگان مي توانند هر نوع لنزي را براي فيت هر نوع آستيگماتيسم بسازند.

كنتاكت لنز براي افراد داراي خشكي چشم

در يك مطالعه در دانشگاه هاروارد تخمين زده شد كه 15% از افرادي كه در امريكا از كنتاكت لنز استفاده مي كنند داراي خشكي چشم هستند. متاسفانه برخي از معاينه كنندگاني كه كنتاكت لنز فيت مي كنند، خشكي چشم را بررسي نمي كنند. بنابراين افرادي كه خشكي چشم دارند استفاده از كنتاكت لنز برايشان دشوار است.

برخي سيمپتوم هاي خشكي چشم عبارتند از:

· احساس وجود جسم خارجي در چشم
· اشك ريزش بدون دليل
· قرمزي و سوزش مكرر چشم
· اشك بسيار آبكي

اگر شما به طور مزمن دچار خشكي چشم هستيد بهتر است به معاينه كننده اي مراجعه كنيد كه از عكس العمل هاي چشم به مواد مختلف لنز آگاهي دارد. يك لنز خيلي نازك بسيار سريع خشك مي شود. اغلب، يك لنز نسبتا كلفت، نرم و يكبار مصرف روزانه مي تواند در افراد داراي خشكي چشم، بسيار مناسب باشد. معاينه كنندگان معمولا لنزهاي نرم با ظرفيت آب كمتر را پيشنهاد مي كنند زيرا اين لنزها نسبت به لنزهاي با آب زياد در يك محيط خشك، كمتر آب از دست مي دهند. با اين وجود، انواع مختلف خشكي چشم، نياز به انواع مختلفي از كنتاكت لنزها دارند.

در هر حال، برخي معاينه كنندگان مواد لنز خاصي را براي خشكي چشم ترجيح مي دهند. به طور مثال، proclear compatibles ، يك خط اختصاصي طراحي شده از كنتاكت لنزهاي نرم با ظرفيت آب بالا، تنها كنتاكت لنزهاي اختصاصي اي هستند كه توسط FDA (Food & Drug Administration) براي ايجاد امكان "افزايش راحتي براي استفاده كنندگان از كنتاكت لنز كه در هنگام استفاده از كنتاكت لنز دچار مقدار كمي عدم راحتي يا سيمپتوم مربوط به خشكي چشم مي شوند"، تاييد شده اند. ساير انواع طراحي شده براي حفظ رطوبت در طول روز نيز مي تواند براي بيماراني كه داراي خشكي چشم هستند، راحتي ايجاد كنند.

اپتومتريست شما ممكن است لنزهاي RGP را پيشنهاد كند زيرا لنزهاي سخت أب را از چشمان شما جذب نمي كنند.

تكنيك ديگري كه يك معاينه كننده ممكن است استفاده كند، punctual plugs مي باشد. اين ابزار ظريف از جنس كلاژن يا سيليكون به درون مجراي اشكي وارد مي شوند تا از خروج اشك از چشم جلوگيري كنند، بنابراين يك محيط مرطوب براي كنتاكت لنز فراهم مي كنند. اين شيوه تنها سه دقيقه زمان مي برد. به محض ورود، اغلب افراد حتي نمي توانند آن را احساس كنند.

كنتاكت لنز براي افراد داراي GPC

Giant papillary conjunctivitis (GPC) يك عكس العمل التهابي است كه به علت ترشح پروتئين در چشم ها ايجاد مي شود. ممكن است در لنز افرادي كه از كنتاكت لنز هاي نرم استفاده مي كنند و GPC دارند، رسوب پروتئين ديده شود كه براي أنها عدم راحتي و اختلال در ديد ايجاد مي كند.

معاينه كنندگان از روش هاي مختلفي براي فيت كنتاكت لنز در اين افراد استفاده مي كنند. گاهي اوقات يك لنز روزانه يك بار مصرف مي تواند مفيد باشد، زيرا هر روز دور انداخته مي شود. در نتيجه زماني براي رسوب پروتئين باقي نمي ماند.

لنزهاي RGP مي توانند يك انتخاب خوب باشند زيرا برخلاف لنزهاي نرم، ذرات پروتئين به لنزهاي سخت نمي چسبند. لنزهاي RGP كه هرشب تميز شوند، عاري از مواد باقيمانده براي استفاده روز بعد مي باشند؛ لنزهاي نرم حتي با وجود تميز كردن روزانه، براي مدت طولاني رسوبات را بر روي خود حفظ مي كنند.

يك معاينه كننده همچنين ممكن است براي كاهش عكس العمل هاي آلرژيك، قطره هاي دارويي تجويز كند.

كنتاكت لنزها بعد از اعمال جراحي اصلاحي چشم

ممكن است حتي درنظرگرفتن كنتاكت لنز پس از اعمال جراحي اصلاحي چشم عجيب به نظر بيايد. بعد از تمام اينها، آيا قرار نيست ليزيك يا ساير روش ها احتياج انسان را به عينك يا كنتاكت لنز از بين ببرند؟ از نظر تئوري، بله. در عمل، ليزيك هميشه آن نتيجه اي را كه بيمار از نظر ديد مي خواهد يا بدان احتياج دارد را به دست نمي دهد. در اين موارد كنتاكت لنز ها مي توانند در ارجحيت باشند.

به طور مثال، اگر شما آستيگماتيسم بالا داشته باشيد ممكن است براي اصلاح عيب انكساري باقي مانده به دنبال ليزيك، نيازمند به استفاده از لنزهاي توريك باشيد. (ليزرهاي مختلف در حال حاضر مي توانند 3 تا 5 ديوپتر از آستيگماتيسم را اصلاح كنند). لنزهاي نرم بهتر عمل مي كنند و همچنين لنزهاي سخت با ديامتر زياد نيز مي توانند به عنوان يك انتخاب در نظر گرفته شوند. اگر شما عمل ليزيك به سبك monovision داشته ايد –كه در آن يك چشم براي ديد دور و چشم ديگر براي نزديك اصلاح مي شود—ممكن است خواستار داشتن يك كنتاكت لنز براي استفاده گاهگاهي در چشم دوم خود براي كارهايي كه نياز به ديد دور دقيق دارند، باشيد.

كنتاكت لنزها مي توانند در جلوگيري از عوارض ليزيك كمك كننده باشند. شايعترين مثال از يك عارضه هنگامي است كه عمل ليزيك منجر به ايجاد يك آستيگماتيسم نامنظم مي شود، با يك كاهش ديد 2 يا 4 خط در يك چارت استاندارد چشمي. لنزهاي سخت معمولي مي توانند ديد فرد را تا ميزان قبل از عمل جراحي اصلاح كنند. خيرگي زياد نيز يكي ديگر از مشكلات عمده ايست كه به دنبال ليزيك ايجاد مي شود. در اينجا نيز، لنزهاي سخت بهترين انتخاب هستند (در اين مورد، يكي با ديامتر بالا). در موارد نادر، يك جراح ممكن است عمل ليزيك را طوري انجام دهد كه منجر به ايجاد يك سائيدگي خارج از مركز شود. در اين حالت، وضعيت اپتيكي ايجاد شده در چشم مانند يك آستيگماتيسم نامنظم مي باشد، و مجددا، لنزهاي سخت بهترين انتخاب هستند. هنگامي كه مي خواهيد به دنبال مشكلات پس از ليزيك، كنتاكت لنز سخت فيت كنيد، ممكن است ناچار به امتحان چندين فيت باشيد تا به بهترين نوع فيت كه مناسب شماست دست يابيد.

كنتاكت لنز براي افراد پيرچشم

برخلاف برخي موارد عنوان شده در اين مقاله، يك سري مشخصات فيزيكي خاص كه مي توانند فيت كنتاكت لنز در افراد پير چشم را دشوار كنند، وجود ندارد. به عبارت ديگر اين بدان علت است كه انواع مختلفي از طرح هاي لنز براي افراد پيرچشم وجود دارد، و طرح هاي مختلف براي افراد مختلف بهتر عمل مي كنند.

همچنين براي هر لنز نيز انواع مختلفي وجود دارد، زيرا حتي ساده ترين طرح ها شامل اشكال مختلفي از قدرت نزديك و دور در يك لنز هستند. فيت يك فرد پيرچشم ممكن است نيازمند مقداري آزمون و خطا باشد تا به يك فيت مناسب دسترسي پيدا شود كه وقت گير و گران تمام مي شود.

خبر خوب اين است كه امروزه، افراد بيشتري نسبت به قبل در استفاده از لنزهاي چند كانونه موفق هستند. چندين سال قبل، تعداد زيادي از افرادي كه لنزهاي چند كانونه يا دوكانونه را امتحان مي كردند، قادر به سازگاري با آنها نبودند. پيشرفت در طراحي لنزها باعت تغيير اين مسئله شد؛ اگر شما مصمم به استفاده از كنتاكت لنز هستيد، شانس موفقيت شما از هميشه بيشتر است.
مترجم:غزال مهربانپور


كلينيكهاي چشم مكاني ايده آل براي غربالگري بيماران سالمند از نظر افسردگي يا ساير اختلالات

نتايج يك مطالعه مقدماتي در نسخة منتشر شدة مجلة افتالمولوژي در آوريل نشان مي دهند كه غربالگري بيماران مسن در يك كلينيك سرپايي چشم ممكن است روش موثري براي بيماريابي از نظر دمانس، افسردگي و اختلالات عملكردي باشد. افتالمولوژي مجلة پزشكي آكادمي چشم پزشكان آمريكا – انجمن چشم پزشكان است. ( در اين مطالعه) از 50 بيمار سرپايي كلينيك چشم پزشكي ( با 65 سال سن يا بالاتر ) در كلينيك هاي جامع چشم و نروافتالمولوژي وابسته به دانشگاه يووا خواسته شده بودكه : 1- پرسشنامة كوتاهي را تكميل كنند تا مشخص شود كه آيا بيماران عملكرد خوب و مستقلي را در فعاليتهاي زندگي روزمرة خود دارند. 2- به سئوالي در مورد افسردگي پاسخ دهندو 3- براي غربالگري از نظر دمانس، يك تست سادة ترسيم ساعت را انجام دهند. در 12 درصد از شركت كنندگان در اين مطالعه با اختلال عملكردي تشخيص داده شدند، و 20 درصد از آنها نشانه هاي افسردگي و 20درصد نيز نشانه هاي دمانس را نشان دادند. نويسندة اين مطالعه ، آندره جي – لي اظهار داشت : ″تشخيص زودرس باعث درمان سريع بيماران شده و كيفيت زندگي را هم براي بيماران و هم براي مراقبين آنها ارتقا مي بخشد″. دكتر لي استاديار در رشتة چشم پزشكي، نرولوژي و نروسرجري دردانشگاه يووا افزود: ″متاسفانه درحال حاضر غربالگري بسيار كمي در حال انجام است ″ اين مطالعه ازاين نظر اهميت دارد كه در ايالات متحده شيفت قابل توجه سني بسوي جمعيت سالمندتر در حال رخ دادن است.
″ با تعداد روبه افزايش بيماران جرياتريك كه به كلينيك هاي چشم مراجعه مي كنند، اين امر اهميت دارد كه بيماران ( بيماران سالمند ) ازنظر اختلالات قابل درمان جرياتريك تشخيص داده شده و احتمالاً تحت غربالگري قرار گيرند ″ طبق اين مطالعه دلايل متعددي براي ارزشمند بودن انجام غربالگري در كلينيك هاي چشم وجود دارند كه از بين آنها مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
- كلينيك هاي چشم پزشكي در مقايسه با ساير كلينيك هاي طبي و جراحي، متمايل به داشتن بيماران سالمند بيشتري هستند.
- اثبات شده است كه غربالگري از نظر افسردگي، دمانس و اختلالات عملكردي در ساير محيط هاي كلينيكي مفيد مي باشد.
- آزمونهاي غربالگري با كاربرد آسان سالها توسط متخصصين پزشكي سالمندان بكار برده شده اند .
- بيماران با اين اختلالات ممكنست قادر به انجام فرايندهاي شناختي يا تفسير آنچه مي بينيد نباشند، پس بيمار ناتواني خود براي درك و تجزيه و تحليل اطلاعات پيچيدة بينايي را به اشتباه به عنوان يك مشكل بينايي تفسير مي كند.
سخنگوي درجه دو آكادمي و متخصيص گلوكوم رود ويليامز از وتون ايل اظهار داشت كه او اغلب بيماراني را مي بيند كه مبتلا به افسردگي تشخيص داده نشده و درمان نشده مي باشند. ″ يك ابزار غربالگري مانند آنچه كه اشاره شد، نه تنها مي تواند براي شناسايي بيماران در معرض خطر بكار رود، بلكه بعنوان ابزاري براي پزشكان مي باشد تا بتوانند باب بحث و صحبت را با بيماران مسن خود باز كنند . ″
نويسندگان اين مطالعه گفتند، هدف از كار آنها اين نبوده كه چشم پزشكان را مبدل به متخصصين طب سالمندان نمايند، بلكه اين بوده كه تبحر و آگاهي متخصصين طب سالمندان را با استفاده از چشم پزشكان افزايش دهند.
اينكار براي آنها فرصتي را فراهم مي سازد تا بيماران را جهت بررسي جامع تر جرياتريك ارجاع كنند. طبق اين مطالعه بدين ترتيب چشم پزشكان ممكن است همگام با بهبود مراقبت سلامت چشم، مراقبت جامع سلامت را نيز در سالمندان ارتقا بخشند.
منبع : آكادمي چشم پزشكان آمريكا
ترجمه : مژگان بهشيد، كارشناس ارشد پرستاري داخلي جراحي