یکشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۴

اسكلروز متعدد Multiple sclerosis :

قسمت اول



نوعي بيماري مزمن بافت سفيد نخاع و مغز است كه سير متغيري دارد . دميلينيزان منتشر از اختصاصات اين بيماري محسوب ميشود، يك پروسه اتوايمون است.عواملي مثل محيط ، ويروس و ژنتيك در ابتلا’ به آن نقش دارند، بندرت در سنين زير 15 سال ديده ميشود ، حداكثر شيوع آن در 30 سالگي است و پس از آن به سرعت از شيوع آن كاسته ميشود .در زنان بيشتر از مردان شايع است. براي تشخيص اسكلروز متعدد معمولآ تست خاصي وجود ندارد وشش معيار ذيل را مورد نظر قرار مي‌دهند كه عبارتند از :



1) غير عادي بودن نتايج معاينات عصبي

2) حداقل دو محل جداگانه از دستگاه عصبي مبتلا باشد

3) ضايعات راه هاي اليافي ( بافت سفيد ) مشخص تر باشند

4) حداقل دو حمله با بافاصله حداقل يك ماه موجود باشد يا به شكل ديگر پيشرفت آهسته ضايعات عصبي طي حداقل 6 ماه

5) سن شروع بين 10 تا 50 سالگي

6) نتوان پديده بيماري را به هيچ شكلي توجيه كرد



پس از مشكوك شدن برخي بررسيهاي تكميلي انجام مي گيرد كه از آن جمله انجام MRI ، بررسي مايع مغزي نخاعي،تست VEP و...ميباشند.

تستMRI براي مشاهده دميلينيزه شدگي و اسكار بسيار مهم است ولي كافي نيست چون در 5% موارد برغم وجود بيماريMS سالم نشان ميدهد. پيش آگهي بيماري در افراد بسيار متفاوت است مانند لرزش ،اختلال در قدم زدن و گفتار، ناهماهنگي...



EYE & MS



در 15% از بيماران مبتلا به MS بيماريشان با نوريت اپتيك شروع مي شود و ساير علائم طي چهار سال بعد پديدار مي گردند. همينطور دوبيني و نيستاگموس كه بخصوص هنگام تمرينات ورزشي و حمام گرم بيشتر ظاهر ميشود.

در اغلب موارد نوريت اپتيك از علائم اسكلروز متعدد ميباشد بخصوص در بيماران جوان ، در بيماراني كه نوريت اپتيك دارند در 17 % آنها ديگر علائم و سيمپتوم هاي M S نيز ظاهر ميشود . در ايرلند Hutchinson معاينه بيمارانش را كه اسكلروز متعدد داشتند ، بمدت 15 سال دنبال كرد و متوجه شد كه 78 % آنها گرفتاريهاي عصب اپتيك داشتند ، نوريت اپتيك دو طرفه در بزرگسالان نسبت به نوع يك طرفه با عود كننده آن ، پيش آگهي بدتري براي ظهور M . S دارند. اين اعتقاد كه در بچه ها بين نوريت اپتيك دو طرفه و M . S هيچگونه ارتباط و بستگي موجود نباشد صحيح نيست از طرفي بهبودي نوريت اپتيك در بچه ها نسبت به بزرگسالان از پيش آگهي بهتري برخوردار است .

مي‌دانيد كه انجام تستهاي ديد رنگ در ارزيابي عملكرد عصب اپتيك مهم ميباشد حتي اگر حّدت بينائي 40/20 و يا بهتر از اين نيز باشد ، نقص و ضايعة عصب اپتيك با تست Munsell 100 HUE - Farnsworth قابل تشخيص است ، همچنين بهتر است ضمن گرفتن شرح حال دقيق از بيمار جهت بررسي احتمال برآمدگي عصب اپتيك ، با نور سبز ( red free ) افتالمو سكوپي شود .

سه مشخصه بيماري M . S شامل : نيستاگموس، لرزشهاي انتهائي و بريده بريده سخن گفتن در هنگام حمله نوريت اپتيك باشند .

معمولاً بعد از آنكه ضايعات متعدد ماده سفيد و خاكستري سيستم عصبي را فرا گرفتند و با گذشت زمان به نواحي زيادي منتشر شدند ، با ظهور علامت تسكين موقت و تشديد ناگهاني مجدد ، بيماري مشخص ميشود . نيستاگموس M . S معمولاً غير اختصاصي بوده و ميتواند به اشكال افقي ، عمودي يا ديسيمتري ( ناهماهنگي دامنه حركات ارادي چشمي ) ظاهر شود . هنگامي كه چشمها در جهت افقي نگاه مي‌كنند نيستاگموس در چشمي كه Abduct كرده است ايجاد ميشود . زماني كه افتالموپلژي بين هسته اي دو طرفه باشد كه غالباً با M . S همراه است ، نيستاگموس در هر دو سمت افقي ( راست و چپ ) در چشم Abduct كننده ديده ميشود كه در اين صورت تشخيص M . S تقريباً قطعي ميشود.

در حدود 10 % مواردي كه علت نوريت اپتيك M . S بوده ، پوشش دار شدن وريدهاي محيطي اتفاق مي‌افتد اين پوشش دار شدن احتمالاً درجاتي از التهاب لايه خارجي وريد را نشان مي‌دهد اما معمولاً اين اتفاق آنقدر خفيف است كه بيمار سيمپتومي ارائه نمي‌كند .

كل سيمپتوم ها و علائم M . S شامل افتالموپلژي بين هسته ا‌ي ، آتاكس مخچه ، لرزش هاي انتهائي ، مشكلات اسفنگتر مجاري ادرار ، تغييرات و اختلالات حسي ، محدوديت هاي حركتي و آشفتگي هاي هيجاني و روحي ميباشد . گاهي اوقات امواجي شبيه شوك الكتريكي از بالا به پائين در مسير طناب نخاعي ايجاد ميشود بخصوص زماني كه فرد گردنش را خم مي‌كند ( L Hermitte sign ) كه از مشخصات ديگر M . S ميباشد . هر چند در تومورهاي طناب نخاعي نيز چنين علامتي ديده ميشود معمولاً تشخيص M . S بر اساس تسكين موقت و تشديد ناگهاني مجددو وجود انتشار گسترده ضايعه در سيستم اعصاب مركزي استوار است.

گاهي اوقات يافته هاي آزمايشگاهي براي تشخيص كمك مي كنند، در 50 % بيماران يك افزايش جزئي در شمارش سلولي مايع نخاعي به چشم ميخورد ( شمارش نبايد از 50 سلول در هر ميلي متر مكعب بيشتر باشد ) . پيش بيني اينكه بيماران با نوريت اپتيك يك طرفه داراي M . S خواهند بود از عهده دانش امروز خارج است . آزمايش مايع نخاعي اين بيماران از نظر ميزان پلئوسيتوزيس ، ايمونوگلوبولين G يا بانداليگوكلون پيش آگهي ضعيفي از ظهور M . S ميدهد .

زير دوش آب گرم قرار دادن افرادي كه به M . S مشكونند ، هنوز هم يك آزمايش خوبي ميباشد ، بدتر شدن سيمپتوم ها يا ظاهر شدن بعضي ديگر از علائم و سيمپتوم هاي جديد دليل مثبت بودن آزمايش است كه سبب ايجاد يك وضعيت نقصاني در اعصاب مبتلا ميشود ،به اين علائم تغييرات و نوسانات بينائيUhthoff sign مي گويند. Rasminsky و همكارانش نشان دادند كه افزايش دما در حدود كمتر از نيم درجه ميتواند سيمپتوم ها را ايجاد كند اين بدتر شدن عملكرد عصب احتمالاً به يك تغيير در سرعت انتقال سديم و پتاسيم در داخل و اطراف غلاف ميلين
مربوط ميشود .ادامه در قسمت دوم

نقل از وبلاگ اپتومتریست در بهزیستی محمد معیت

هیچ نظری موجود نیست: