دوشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۸۷

يادگيري مادام العمر در دنياي جديد

آموزش علوم پزشكي فرآيندي است كه با ورود دانشجو به دانشكده شروع شده و با توقف عملكرد حرفه اي يك پزشك يا پيراپزشك پايان مي يابد بدين ترتيب آموزش مقدماتي پزشكي ياپيراپزشكي تنها بخش كوچكي از اين آموزش مي باشد اين در حاليست كه اغلب دانشجويان تنها براي رهايي از دغدغه آني امتحانات ،مطالعه نموده و دانشي كه بدين ترتيب تحصيل مي شود بسرعت بفراموشي سپرده مي شود ، مگر در موارديكه اين دانش بكار گرفته مي شود
موثرترين تدريس وقتي است كه ما به دانشجويانمان مي آموزيم چطور فكركنندو چگونه در سالهاي متمادي زندگي و كار حرفه ايي خود كه در پيش رو دارند ، بياموزند ( Nash 1994 P78 ) اين تعريف ،بياني ملموس از توانايي يادگيري مادام العمر است اين نياز در رشته هايي نظير پزشكي و پيراپزشكي ، با توجه به پيامد هاي مستقيم آن بر روي زندگي انسان بيش از پيش اهميت پيدا مي كند اين در حاليست كه والتون و ماتئودر مورد فقدان مهارتهاي يادگيري مادام العمر در مدارس پزشكي چنين ابراز نظر نموده اند:
برخي از پزشكان با برنامه در سي معمول مدارس پزشكي قادر به كسب اطلاعات جديد مي باشند ولي بسياري از آنها به طور موثري قادر به انجام آن نمي باشند ( Walton&Matthews 1989P:551 )
همچنين در مطالعه انجام گرفته در زمينه ميزان توانايي پزشكان در سالهاي پس از فارغ التحصيلي نشان داده شده كه توانائيهاي پزشكان در زمينه تخصصي خود و در پاسخ به نوآوريهاي علمي ، در طي سالها و با گذشت زمان كاهش مي يابد كه اتفاقا اين كاهش مربوط به عدم توانايي در كسب دانش جديد است نه فراموشي دانش قبلي (Day,et all 1988)
با افزايش سريع ابداعات و انفجار اطلاعاتي كه در قرن حاضر با آن روبرو هستيم يادگيري مادام العمر بعنوان يكي از اهداف مهم آموزش ، قلمداد شده و به منظور روزآمد ماندن در اين فضا ، افراد بايد بتوانند دانش و مهارتهاي پايه خود را دوباره بازسازي نمايند
چالش جدي در اين ميان اين است كه آيا مي توان راهي يافت كه بازدهي يادگيري افزايش يابد و آنرا در طول دوره اشتغال حرفه اي پزشكان تداوم بخشيد ؟
كاتن مجموعه مهارتهاي تشكيل دهنده تواناييهاي مادام العمر رادر7 بخش ذیل تقسیم بندی مینماید:
1-مهارتهای ارتباطی(مهارتهای خواندن،نوشتن ،صحبت کردن و گوش کردن)
2-مهارتهای یادگیری خودمحور
3-مهارتهای جستجو در محیطهای الکترونیکی و کتابخانه(مهارتهای دستیابی به اطلاعات)
4-مهارتهای مطالعه واستراتژیهای یادگیری(تاکتیکهای یادگیری وبخاطرسپاری موضوعات)
5-مهارتهای فراشناختی(مهارتهای فراشناختی شامل خودآگاهی،خودنظارتی و خود تنظیمی می باشد)
6-مهارتهای تفکری سطوح بالا(تفکر نقادانه ،استدلال،پرسش، استفاده از فرآیندهای علمی تفکر در باره سیستمهای پیچیده، تفکرکل نگر، تفکر انتزاعی،خلاقیت)
7-سبکهای یادگیری(مشخصات شناختی ، احساسی ورفتار روانی یادگیرنده وتعامل او با محیط یادگیری)

هاردن یادگیری مادام العمرو تداوم آموزشی را در ایجاد توانمندیهای ذیل در دانشجویان می داند:
1-یادگیری خود محور
2-یادگیری عمیق با ثبت در حافظه بلند مدت(در برابر یادگیری سطحی و ثبت در حافظه کوتاه مدت)
3-جستجو و بازیافت اطلاعات از منابع مختلف و روزآمد
4-مرور نقادانه آنچه خوانده می شود در برابر پذیرفتن کورکورانه مطالب
5-ادغام دانش موجود ،همراه با جستجوی ارتباط بین آنها
6-خود ارزیابی یادگیری
علیرغم اختلاف جزیی که در این دو تعریف مشاهده می شود استقلال در یادگیری،مدیریت خودمحور،جستجو،ارزیابی نقادانه و آموزش دستیابی به سطوح بالای یادگیری از ارکان اساسی این توانمندیها محسوب می شودسوال اساسی در این میان این است که چگونه نظامهای آموزشی می توانند این توانمندیها را در دانشجویان ایجاد نمایند ؟
همچنان که در بالا ذکر شدفارغ التحصیلان فعلی در اغلب موارد فاقد این تواناییها بوده و می توان مدعی بود که نظامهای سنتی در این بخش دچار ضعف شدید میباشند این در حالیست که سیر تحولات در تئوریهای آموزشی نیز بیانگر نیاز به نگاهی جدید به آموزش می باشد پیشرفتهای علوم شناختی در طی دو دهه گذشته کاربردهای مهمی در طراحی برنامه آموزشی و تعلیمات آموزشی داشته است .علیرغم عدم تاثیر زیاد این ایده ها در آموزش پزشکی سنتی ، اخیرا اساتید تلاشهای وسیعی در جهت سازماندهی مجدد دوره ها و متد های آموزشی در جهت افزایش تاثیر یادگیری بر دانشجویان داشته اند
مرجع:
یزدانی ،شهرام - حسینی،فخرالسادات- همایونی زندی،رامین-اصلاحات برنامه آموزشی پزشکی عمومی تهیه شده در مرکز توسعه و مطالعات آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ، زمستان 1386

هیچ نظری موجود نیست: