جمعه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۹

مرحمت فرموده ما را مس کنید!

ما فرهنگيان به خود مي‌باليم كه در ابتداي سال 89، مقام عالي وزارت جهت تكريم معلمين و ارزش نهادن به مقام و جايگاه علم، به هر كدام از فرهنگيان و خانواده‌ي آنان، يك عدد كارت طلايي بيمه‌ي ايران اهدا نمودند. بگذريم از اين كه ماهيانه حدود 50 هزار تومان از حقوق يك خانواده‌ي چهار نفره كسر مي‌شود اما معلمين بالاخره طلائي شدند و شادمان.
اما بشنويد مابقي داستان را كه براي گرفتن پول از شركت بيمه‌ي ايران چه مراحلي را بايد پشت سرگذاشت و به كجاها مي‌بايست رفت!
فرزندم كه از خستگي چشم هنگام مطالعه گلايه داشت به اين حقير اعلام كرد كه از سوي مسئولين مدرسه به نامبرده گفته‌اند ممكن است دچار ضعف بينايي شده باشي. هر چه سريع‌تر به چشم‌ پزشك مراجعه كن در غير اين صورت مي‌بايست در آينده از عينك‌هاي ته استكاني استفاده كني.
كارت طلائي‌اش را به او نشان داديم كه نگران هزينه‌ي درمان نباش؛ مگر نشنيده‌اي كه مقام عالي وزارت در چندين مصاحبه فرموده‌اند: دغدغه‌ي درماني فرهنگيان و خانواده‌هاي آنان برطرف شده و از ويزيت پزشك گرفته تا آزمايش‌هاي لازم و دارو و عينك و ... رايگان است؟!
لباس پوشيده، كارت طلائي را برداشته به متخصص چشم مراجعه كرديم و كارت طلائي و دفترچه‌ي بيمه را نشان داديم؛ اما منشي بسيار مؤدبانه گفت: چون شركت‌هاي بيمه خوش حساب نيستند و پول را به راحتي نمي‌پردازند، شما نقداً حق ويزيت را بپردازيد و خود بعداً مراجعه و پول پرداختي را از بيمه دريافت كنيد.
بدون درنگ دست در جيب كردم و پس از پرداخت حق ويزيت، از سوي چشم پزشك معاينه صورت گرفت و نمره‌ي عينك مشخص شد.
به عينك سازي مراجعه كرديم. ايشان هم گفتند پول را نقداً بپردازيد و بعداً خودتان با ارائه‌ي فاكتور ما، از شركت بيمه‌ي ايران پول دريافت كنيد. گويا چاره‌اي جز اين نبود. پول را پرداختم و فاكتور را گرفتم و به نمايندگي بيمه مراجعه كردم و مدارك و فتوكپي‌هاي لازم را جهت دريافت وجه عينك ارائه نمودم. پس از كنترل، مدارك را تحويل گرفتند و گفتند: در اسرع وقت وجه به حساب شما واريز مي‌شود. اما چون پس از گذشت حدود چهار ماه خبري نشد، به دفتر مركزي بيمه‌ي ايران واقع در بولوار سرداران مراجعه نمودم؛ يكي از كارمندان بيان كرد: رئيس فقط در روزهاي خاصي در محل كار حضور مي‌يابد و شما فقط مي‌بايست در يكي از آن روزها مراجعه كنيد. صبر كردم تا يكي از آن روزها برسد. در يكي از همان روزها مراجعه كردم و پس از اين كه كل ماجرا را شرح دادم، اظهار داشتند: حتماً مدارك شما ناقص بوده لازم است در كارتن‌ مدارك ناقص، پرونده را پيدا كنيد. بلافاصله شروع به جستجو نمودم تا عاقبت مدارك را پيدا كردم؛ با خودكار قرمز بر روي آن نوشته شده بود: «تأييد نيست»
آقاي رئيس توضيح داد كه نسخه‌ي پزشك متخصص را بايد اپتومتريست تأييد كند. برايم جاي تعجب بود؛ چون هميشه مي‌گفتند «مُعرِّف بايد اَجلي از مُعرَّف باشد» اگر مي‌گفتند يك فوق تخصص بايد آن را تأييد كند تعجب نمي‌كردم. چاره‌اي نبود جز رفتن به مطب اپتومتريست. ايشان نيز با تعجب برگه‌ها را گرفته و مهر نمودند. با خوشحالي برگه‌ها را برداشته و به شركت بيمه مراجعه كردم. آقاي رئيس برگه‌ها را ورق زدند و گفتند: اين تأييديه به درد نمي‌خورد؛ بايد يك برگ كامپيوتري به شما مي‌داد كه نداده. به شدت ناراحت شدم و كلي خجالت كشيدم كه براي گرفتن پنجاه هزار تومان حداقل چهار ماه دوندگي كرده و جلو همه سر خم كرده‌ام. دائم با خود زمزمه مي‌كردم كه:
از طلا گشتن پشيمان گشته‌ايم
مرحمت فرموده ما را مس كنيد

هیچ نظری موجود نیست: