سه‌شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۹

راه چيست؟ چاه کدام است؟

دوستان همفکری کنيد و پيشنهاد بدهيد چگونه می توان به انتقال علم کمک کرد؟ من با چند نفر از همکاران صحبت کرده بودم و خواهش کردم مطلب بدهند. يکی دو نفر ابا داشتند و می گفتند وقتی اسمت در وبلاگ بيايد، حرف و حديث هم بدنبالش است. اتفاقی که اخيراً پيش آمد هم دقيقا صحت نظر ايشان را ثابت کرد به طوريکه من تا حدی در اين فکرم که شايد من باعث دردسر برای خانم دکتر توکلی شدم. من اگر از کسی طلب مالی قديمی هم داشته باشم، برای منفعت خودم هم که شده، از در دوستی در می آيم تا پولم را نقد کنم و هرگز نمی گويم "چطور می خواهی از دين کشور در بيايی" . من روز اولی که وارد اين مجموعه شدم، يکی از مسؤولين گفت از کدام دانشگاهی، گفتم علوم پزشکی شهيد بهشتی. گفت پس چرا من تا به حال اسم اين دانشگاه را نشنيده ام؟ ابروهايم را با لبخندی معنی دار بالا بردم که يعنی بايد می شناختيد. امروز اما حداقل سه نفر را از دانشگاه شهيد بهشتی می شناسند، اگر چه من نتوانستم آنطور که بايد و شايد اپتومتری ايران را معرفی کنم ولی حداقل اين است که زمينه هايی فراهم شده. حالا اينکه همکار ديگری در جای ديگر توانسته قومی از اپتومتريستهای رتبه اول خارج را با اپتومتری ايران آشنا کند، آيا اين درست است که در اولين يادداشتها صحبتهايی را مطرح کنيم که من هم به فکر بيافتم که نبايد دستاوردهای هکارمان را مطرح می کردم؟ آيا به نظر شما همکاران، اين شروع خوبی است برای انتقال علم؟ من فکر می کنم ساده ترين محمل برای انتقال علم، همين اينترنت و همين وبلاگهاست. اما آيا می توان با اينگونه هياهوها انتظار داشت که خانم يا آقايی که در فلان گوشه دنيا هزار و يک دغدغه و مشکل دارد، وقت و زمانش را صرف اين کند که مطلبی را روی وبلاگ بگذارد تا در ايران همکاری مورد مواخذه اش قرار دهد و حتی نام خودش را هم نگويد؟ ضمنا اين را هم در نظر داشته باشيد که وقتی عنوان مقاله کسی معلوم می شود، اين خودش برابر است با انتقال علم چون شما کافيست عنوان مقاله يا کلمات کليدی آنرا در گوگل جستجو کنيد تا حداقل خلاصه مقاله و در اکثر موارد مقاله کامل را بدست آوريد. اگر هم به فرض مشکل اينترنتی و انتقال فايلهای پی دی اف ددر ايران باشد، راه چاره را می توان با کلامی سازنده تر جستجو کرد.

همکاران گرامی، حال که اين بحث باز شده، لطفا فکر کنيد و پيشنهاد بدهيد. کسی اپتومتری را گلستان نخواهد کرد، جز خود اپتومتريستها

۴ نظر:

ناشناس گفت...

استاد دکتر صفوتی. تقریبا اکثر بچه های اپتومتری از بچه درس خوان های مدارس بوده اند و بعد از پزشکی و دندانپزشکی در این رشته قبول شده اند. حقیقتا که حقشان است ادامه تحصیل بدهند. و تشکر از اینکه من را دوست آشنا خطاب کرده اید. البته من ترجیح میدهم گمنام باشم ولی من با شما از طریق ایمیل در ارتباط بوده ام. به هر حال به نظر من تمام اپتومتریست های ایران باید با هم متحد شوند و طی نامه های متعدد خواستار ایجاد مقطع دکترا شوند. شما اطلاع رسانی کنید . نوشتن و ارسال نامه از ما. این اولین پیشنهاد.همانطور که گفتید تنها راه حل ما اتحاد و عدم کمک خواستن از افرادی است که دشمن ترقی اپتومتری ایران هستند و متکی بودن به خودمان است. این آقای دکتر...که جز کارشکنی و مخالفت با دکترای اپتومتری کار دیگه ای بلد نیست. در قدم اول از هر استان یک نفر مامور برگزاری جلسه ای با همکاران و طرح موضوع مورد درخواست از وزارت بهداشت یعنی تاسیس دکترای اپتومتری باید بشود. قدم بعدی انتقال تقاضای همکاران کل کشور به سران نظام خواهد بود. بی شک ترتیب اثر خواهند داد. جناب دکتر صفوتی. ما اپتومتریست ها با هم متحد نیستیم وگرنه با یک فشار یک ماهه به سران نظام تاسیس دکترا را OK میکردیم. من که فکر میکنم با یک force مخالفین و مغرضین و خاینین به اپتومتری تسلیم خواهند شد

دشتي گفت...

من فكر مي‌كنم يكي از مشكلات ما همين پيش داوري‌ها و قضاوت‌هاي غير منصفانه در مورد همكارانمون هست . من زماني كه تهران درس مي‌خوندم همين تفكر و ديد منفي رو راجع به اساتيد مشهد داشتم حتي شايد شديدتر! اما موقعي كه دانشجوي مشهد شدم ، به همه ‌چيز اعتراض مي‌كردم و همين باعث شد ساعت‌ها با اساتيد بحث كنم . به عنوان فردي كه توي هر دو محيط بودم بايد به اين همكار ناشناس و ساير همكاراني كه همچين ديدگاهي دارند ، بگم باور كنيد اين‌طورها هم نيست و وقتي صحبت‌هاي دكتر يكتا رو مي‌شنويد متوجه مي‌شويد كه نظرات ايشون هم منطقي هست و دليل دارند براي مخالفتشون و اگر مشكلي ايجاد شده به همون اندازه اساتيد تهران هم دخيل بوده‌اند. من از هيچ‌ فردي حمايت نمي‌كنم و به شخصه هم محيط علمي تهران رو بيشتر قبول دارم. بياييم منطقي تر باشيم و بدون اطلاع و يك‌طرفه قضاوت نكنيم. من با آقاي دكتر صفوتي عزيز موافقم كه همين كه فردي از ايران اينقدر مقالات تحقيقاتي در سطح بين‌الملل ارائه مي‌كند باعث افتخار ماست و خود اين اداي دين است به همه ما. اگر همه ما موقع دانشجويي خوب درس بخونيم و خوب كار كنيم هميشه مورد احترام همكاران خودمون و چشم پزشك‌ها هستيم به شرطي كه از نظر علمي حرفي براي گفتن داشته باشيم. اميدوارم با حمايت و همكاري همه همكاران به زودي بتونيم در مقطع دكترا تحصيل كنيم ، حق تجويز دارو داشته باشيم ، شرح وضايف دكتراي اپتومتري تعريف متفاوتي داشته باشد و زمينه فعاليت گسترده‌تر شود ، انجمن‌‌ها به فكر مشكلات رشته باشند ، اساتيد به ‌روز تر و دانشجوها فعال‌تر و همكاران قوي‌تر باشند. به اميد آن روز.

آيدين گفت...

به اين می گن حرف حساب. اين حرفها خيلی سازنده تر است. چند سال پيش يک بازرگان حرف جالبی را برايم گفت. گفت هر يک کلامی که از کالای رقيب بگويی، به نفع رقيب است، حتی اگر بدی کالای رقيب را بگويی، در واقع کالای رقيب را معرفی کرده ای. آيا بهتر نيست حتی در اين يادداشتها حرفی از مخالفان نزنيم؟ حتی اگر در تقبيح عمل آنها باشد، با عنوان کردن مخالفتشان، در واقع برايشان تبليغ کرده ای. من نمی دانم چه کسی مخالف است و چه کسی موافق. احترام همه پيش کسوتها را هم برای خودم واجب می دانم. اما هر کس مخالف تاسيس دکترای اپتومتری در ايران است، بگذار خودش حرف بزند يا اقدام بکند. شما آب به آسياب موافقها بريز و هيچ اشاره ای به مخالفان نکن. ببخشيد اگر خيلی لحن آمرانه پيدا کرد، ولی اولين گام برای رسيدن به موفقيت اين است که خودت به موفقيت فکر کنی و نمی توانی به موفقيت فکر کنی اگر بار منفی افکار رقيب بخش بزرگی از ذهنت را اشغال کرده باشد. پيروز باشی و مثبت

ناشناس گفت...

دکتر صفوتی. نظرتان راجع به روش CCL(Collagen Cross Linking) در پیشگیری از پروگرس کراتوکونوس چیست؟ آیا جایگزینی برای لنز هارد(از جهت پیشگیری از پروگرس) هست؟