یکشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۴

ام اس و علائم چشمی آن ( قسمت دوم)
VEPوسيله با ارزش ديگري جهت بررسي ضايعات سيستم اعصاب مركزي ميباشد حتي ممكن است زماني كه بيمار هيچگونه سيمپتومي ارائه نمي‌كند و تاريخچه اي از ضايعات عصبي وجود ندارد ، VEP حاكي از نواقص در عصب اپتيك باشد و با ارزيابي هاي متعدد VEP ميتوان ميزان گسترش ضايعه در زمان و مكان را در همين افرادي كه هنوز هيچگونه اختلال حسي عنوان نكرده اندبررسي كرد .

در مطالعه VEP نه تنها تاخير مطلق ( Absolute latency ) بلكه اختلالات در ميزان تاخير و اشكال امواج ثبت شده در دو چشم ، همگي جزو موارد تشخيص هستند . امروزه به جاي استفاده از تكنيك قديمي فلاش زدن از پترن صفحه شطرنجي جهت ايجاد تحريكات بينائي استفاده ميشود كه نسبت به روش قبلي پاسخ هاي زيادي ايجاد مي‌كند . بيماري دميلينيزان تنها موردي نيست كه سبب تغييرات غير طبيعي در تست VEP ميشود ، چرا كه چنين تغييرات غير طبيعي در بيماريهاي ديگر از جمله گلوكوم يا آتروفي اپتيك ناقص ناشي از نوريت اپتيك ايسكميك نيز قابل مشاهده است در هردو بيماري فوق ممكن است فيكساسيون ضعيف شده و يا اصلاً وجود نداشته باشد در اين صورت ميشود چنين نتيجه گرفت كه اين تغييرات VEP مختص الياف عصبي Papillomacular نبوده ، بلكه ناشي از صدمات آكسون عصب ميباشد . بنابر اين VEP براي بررسي M . S اختصاصي نيست هر چند ميتواند بعنوان يك تست تكميلي يا جنبي براي اثبات صحت تشخيص M . S بكار رود .

ميزان تاخير پتاسيل لوب اكسي پيتال افراد به فلاش نوري ، به شدت تحريك نوري بستگي دارد . فلاش نوري ضعيف ، تاخير فاز زيادي خواهد داشت . با فلاش نوري يكسان براي هر دو چشم ، اختلالات يكساني اتفاق خواهد افتاد اما اگر چنانچه ضايعه اي در يكي از دو عقب اپتيك وجود داشته باشد انتقال و يا هدايت اطلاعات به لوب اكسي پيتال به كندي انجام خواهد گرفت . سيستم اعصاب مركزي به اختلالات زماني دريافت اطلاعات از دو چشم اثر تصحيحي نمي‌گذارند به اين عمل سيستم عصبي ، اثر Pulfrich مي‌گويند اين موضوع توسط McDonald و Halliday به شكل باليني نشان داده شد. جهت بررسي اين اثر ، انگشتان دست و پا يطور همزمان تحريك شدند چون انگشت دست نسبت به انگشت پا به مغز نزديك تر بوده ، بيمار چنين درك كرد كه نخست انگشت دستش تحريك شده يعني طوريكه ( انگشت دست جلوتر و زودتر از انگشت پا تحريك شده باشد ) فلذا اعتقاد براين است كه اگر چنانچه مغز به همه تاخيرات زماني بينائي تصحيح شود ، يا به عبارتي اين تاخيرات را نايده بگيرد ، ديد بعد اتفاق نخواهد افتاد . اگر يك شيء را از ميدان بينائي سمت راست يك فرد سالم به سمت چپ حركت داده و مجدداً بطور مستقيم برگردانيم ، فرد حركت را به شكل مستقيم الخط درك خواهد كرد ، ليكن اگر يك چشم بعلت ضايعه اي در عصب اپتيك مثل نوريت اپتيك ، تاخير زماني در هئايت عصبي داشته باشد باعث خواهد شد كه تصوير شبكيه اي چشم مبتلا نسبت به چشم سالم ديرتر در كورتكس بينائي دريافت گردد ، فلذا حركت مستقيم الخط‌ اش ، بيضوي درك خواهدشد اين موضوع مثالي از اثر اختلاف زماني ( discrepancy Temporal ) است كه قبلاً به آن اشاره شد .

با توجه به اينكه بيماري هاي ماكولا تاخير در كورتكس بينائي ايجاد نمي‌كنند ، تست فوق براي تشخيص افتراقي بيماريهاي ماكولا ازبيماريهاي عصب اپتيك قابل استفاده خواهد بود . حتي بيماراني كه از حمله نوريت اپتيك كاملاً بهبودي يافته اند ، طوريكه 20 / 20 ديد داشته ، ميدان بينائي طبيعي دارند و يا تست صفحات Pseudo isochrmatic ديد رنگي كاملي دارند ، ممكن است هنوز بينائي خود شكايت داشته و از كند و متغير بودن بينائي چشم مبتلا سخن بگويد . چنانچه هنوز اختلال هدايتي در آن عصب موجود باشد ممكن است سمپتوم هائي ناشي از تغيير پديده Pulfrich عنوان نمايد . برخي از محققين گزارش كرده‌اند كه بيماراني كه در دانستن ايستگاهي كه بايد پياده شوند مشكل دارند ، علتش ايجاد اجباري پديده Pulfrich ناشي از حركت وسيله نقليه ميباشد .

برخي از محققين معتقدند كه نقص هاي اوليه در M . S ، نقص ميدان بينائي ناحيه Bjerrum ميباشد . ولي در خارج از مركز بين زواياي 15 و 25 درجه اختصاصي ميباشد اين نواقص ميتوان در بيماران بدون سيمپتوم بينائي نيز مشاهده شده است ، اما در هرحال اسكوتوم مركزي شايع ترين نقص ميدان بينائي در بيماراني كه شكايت بينائي و M . S دارند ميباشد . Hoyt يك نقص كماني باريك در ناحيه Bjerrum بافت كه با روش نور سبز اين ناحيه را با ضايعات موجود دردستجات الياف عصبي مرتبط دانست .

يكي ديگر از تستهاي جديد در ارزيابي نوريت رتروبولير photometry Fluoro زجاجيه ميباشد . افزايش غلظت فلئورسئين در قسمت خلفي زجاجيه هر چند براي نوريت رتروپولبر ناشي از M . S اختصاص نيست ، ولي به هر حال اين حاكي از اختلال در سد زجاجيه اي – عروقي ميباشد كه ممكن است به هر علتي در نوريت اپتيك ايجاد شده باشد . زماني كه عليرغم ظاهرطبيعي سر عصب به وجود نوريت اپتيك رتروبولبر مشكوك هستيم ، ممكن است انجام اين تست خيلي با ارزش باشد
نقل از وبلاگ اپتومتریست در بهزیستی

هیچ نظری موجود نیست: