شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۹

با اجازۀ سرکار خانم دکتر ميترا توکلّی

زبانم قاصر است: حقيقتاً همکاران لازم است مطلع باشند که ما اپتومتريستی داريم که بالای بيست و پنج مقاله چاپ شده در منابع علمی معتبر دارد. نام ايشان دکتر ميترا توکلی است و مراحل اوليّه تحصيلات اپتومتری را در ايران به پايان رسانده اند.
با آرزوی موفقيت روز افزون برای ايشان و انشالله دانشجويان فعلی اپتومتری ايران نيز همه عبارات منفی و ترديدها را زير پا بگذارند و مراتب تکامل و پيشرفت اپتومتری ايران را هر چه بيشتر فراهم نمايند.

2011


Tavakoli M, Malik RA. (2011). Corneal confocal microscopy: A novel non-invasive technique to quantify small fibre pathology in peripheral neuropathies. Journal of Visualized Experiments (JOVE), 47, 2194. Full text DOI:10.3791/2194

2010

Dabbah MA, Graham J, Petropoulos I, Tavakoli M, Malik RA. (2010). Dual-model automatic detection of nerve-fibres in corneal confocal microscopy images. Med Image Comput Comput Assist Interv, 13, 300-307. PubMed entry PMID:20879244

Tavakoli M, Asghar O, Alam U, Petropoulos I, Fadavi H, Malik RA. (2010). Novel insights on diagnosis, cause and treatment of diabetic neuropathy: focus on painful diabetic neuropathy. Therapeutic Advances in Endocrinology and Metabolism, 1(2), 69-88.

Tavakoli M, Boulton AJM, Efron N, Malik RA. (2010). Increased Langerhans cell density and corneal nerve damage in diabetic patients: Role of immune mechanisms in human diabetic neuropathy. Contact Lens & Anterior Eye, 34(1), 7-11. PubMed entry PMID:20851037

Tavakoli M, Marshall A, Pitceathly R, Fadavi H, Gow D, Roberts ME, Efron N, Boulton AJ, Malik RA. (2010). Corneal confocal microscopy: A novel means to detect nerve fibre damage in idiopathic small fibre neuropathy. Exp Neurol, 223, 245-250. PubMed entry PMID:19748505

Tavakoli M, Quattrini C, Abbott C, Kallinikos P, Marshall A, Finnigan J, Morgan P, Efron N, Boulton AJ, Malik RA. (2010). Corneal Confocal Microscopy: A Novel Non-invasive Test to Diagnose and Stratify the Severity of Human Diabetic Neuropathy. Diabetes Care, 33(8), 1792-1797. PubMed entry PMID:20435796

2009

Mitra Tavakoli, Moaz Mojaddidi, Hassan Fadavi, Rayaz A Malik. (2009). Pathogenesis of Human Diabetic Neuropathy. In Boulton AJM, Tesfaye S (Ed.), Diabetic Neuropathy. Oxford University Press.

Dabbah MA, Graham J, Tavakoli M, Petropoulos Y, Malik RA. (2009). Nerve fibre extraction in confocal corneal microscopy images for human diabetic neuropathy detection using gabor filters. Medical Image Understanding and Analysis (MIUA), 254-258.

Dipika Patel, Mitra Tavakoli, Jennifer Craig, Nathan Efron, Charles McGhee. (2009). Corneal Sensitivity and Slit Scanning In Vivo Confocal Microscopy of the Subbasal Nerve Plexus of the Normal Central and Peripheral Human Cornea. Cornea, 28(7), 735-740. PubMed entry PMID:19574916

Mitra Tavakoli , Andy Marshall, Lorraine Thompson, Margaret Kenny, Stephan Waldek, Nathan Efron, Malik RA. (2009). Corneal confocal microscopy: A novel non-invasive means to diagnose neuropathy in patients with Fabry disease. Muscle and Nerve, 40(6), 976-984. PubMed entry PMID:19902546

2008

Mitra Tavakoli, Parwez Hossain, Rayaz Malik. (2008). Clinical Applications of Corneal Confocal Microscopy. Journal of Clinical Ophthalmology, 2, 435-445. PubMed entry PMID:19668734

QuattriniC, Jeziorska M, Tavakoli M, Begum P, Boulton AJM, Malik RA. (2008). The Neuropad: A visual indicator test for human diabetic neuropathy. Diabetologia, 51(6), 1046-50. PubMed entry PMID:18368386

Tavakoli M, Fadavi HH, Malik RA. (2008). Advances in the diagnosis and treatment of painful diabetic neuropathy. Journal of European Endocrinology, 6th edition, 48-51.

Tavakoli M, Malik RA. (2008). Management of painful diabetic neuropathy. Expert Opinion on Pharmacotherapy, 9(17), 2969-78.

Tavakoli M, Mojaddidi M, Fadavi H, Malik RA. (2008). Pathophysiology and treatment of painful diabetic neuropathy. Curr Pain Headache Rep, 12(3), 192-197. PubMed entry PMID:18796269

Tavakoli M, Mojaddidi M, Fadavi HH, Malik RA. (2008). Pathophysiology of painful diabetic neuropathy and its treatment. Current Pain and Headache Reports, 12(3), 192-7.

2007

Cristian Quattrini, Mitra Tavakoli , Maria Jeziorska, Panagiotis Kallinikos, Solomon Tesfaye, Andrew Marshall, Joanne Finnigan, Andrew J Boulton, Nathan Efron, Rayaz A Malik. (2007). Surrogate Markers of Small Fiber Damage in Human Diabetic Neuropathy. Diabetes, 8, 2148-54. PubMed entry PMID:17513704

Greenstein AS, Mojaddidi M, Al-Sunni A, Tavakoli M, Malik RA. (2007). Chronic complications of diabetes: Risk factors and interventions. MIMS Cardiovascular, 2, 28-31.

Greenstein AS, Tavakoli M, Mojaddidi M, Al-Sunni A, Matfin G, Malik RA. (2007). Microvascular complications: evaluation and monitoring, relevance to clinical practice, clinical trials, and drug development. British J Diabetes Vasc Dis, 7,

Greenstein AS, Tavakoli M, Mojaddidi M, Al-Sunni A, Mutfin G, Malik RA. (2007). Microvascular complications: evaluation and monitoring relevance to clinical practice, clinical trials, and drug development. The British Journal of Diabetes and Vascular Disease,

Sanjay Mehra, Mitra Tavakoli, Nathan Efron, Andrew J Boulton, Titus Augustine, Rayaz A Malik. (2007). Corneal Confocal Microscopy Detects Early Nerve Regeneration After Pancreas Transplantation in Patients with Type 1 Diabetes. Diabetes Care, 30(10), 2608-12. PubMed entry PMID:17623821

Tavakoli M, Kallinikos P, Boulton AJM, Efron N, Malik RA. (2007). Corneal Sensitivity is Reduced in Diabetic patients and Relates to the Severity of Neuropathy. Diabetes Care, 7, 1895-7. PubMed entry PMID:17372147

2006

AA Yekta MH Bahraini Toosi M.Tavakoli. (2006). A study of changes in myopia with age among patients in optometry clinic of Mashhad University of Medical Sciences. Medicine journal of DANESHVAR, 62, 79-83.

2005

Mojaddidi M, Quattrini C, Tavakoli M, Malik RA. (2005). Recent developments in the assessment of efficacy in clinical trials of diabetic neuropathy. Current Diabetes Reports, 417-22, PubMed entry PMID:16316591

2001

M.Tavakoli AA Yekta MH Bahraini Toosi. (2001). Study of the prevalence of types and amounts of refractive errors in different ages among patients examined in the clinic of optometry of university of Mashad. Iranian J. Basic Medical Sciences, 4, 106-115.

Tavakoli M Azimi A. (2001). Changes in color perception in diabetic patients. Journal of Mashad University of Medical Sciences(Raze behzistan), 18, 5-9.

۹ نظر:

ناشناس گفت...

با آرزوی موفقیت برای تمام همکارانی که به طریقی توانستند طلسم مدرک لیسانس اپتومتری ایران را بشکنند. لازم است به عرض برسانم بسیاری از همکاران دارای IQ بالا و انگیزه فوق العاده برای ادامه تحصیل بوده و هستند.ولی با وجود افراد کوته بینی همچون دکتر یکتا و امثالهم متاسفانه اپتومتری به تنها رشته ای در ایران تبدیل شده که دکترا در ایران ندارد. درست شنیدید تنها رشته.دانشجوی لیسانس علاقه مند باید بتواند یک ضرب تا آخرین مدرک تحصیلی رشته خود در کشور خود به پیش برود نه اینکه جلای وطن کند و سالها در غربت و دور از خانواده جیب دانشگاههای خارج را پرپول سازد. اپتومتریست ایرانی پس از فراغت از تحصیل باید تازه با کوهی از مشکلات دست و پنجه نرم کند. هزینه بالای خرید دستگاه. عدم آشنایی جامعه با اپتومتری. رقابت های منفی همکاران و چشم پزشکها. همه و همه و مهمتر از همه بی پولی اکثر فارغ التحصیلان اپتومتری منجر میشود به اینکه از هر چه ادامه تحصیل و خارج رفتن هست بیزار میشود. مگر اینکه شخص از جایی تامین باشدو حمایت مالی شود. بسیاری از ما علاقه مند بودیم طلسم لیسانس اپتومتری را بشکنیم. ولی خیانت امثال دکتر یکتا استعداد و علایق ما را به باد داد و نابود کرد و منجر به در جا زدن در همین لیسانس شد. بسیاری از ما دانش آموزان برتر مدارس بودیم و بسیاری از ما تمام همتمان درس و ادامه تحصیل بود. دکتر یکتا شخصا باید پاسخگوی این نابودی استعداد ها باشد. این شخص بارها و بارها عدم نیاز جامعه را به ایجاد دکترای اپتومتری اعلام کرده!!

آيدين گفت...

دوست عزيز ناشناس
بحث اينکه مقطع دکترا بايد در ايران وجود داشته باشد، کاملاً صحيح است و اين هم درست است که در چهل سالگی و با داشتن سر وهمسر و هزار دلنگرانی در کنار کسانيکه 23-22 سال دارند دورۀ دکترا گذراندن کار ساده ای نيست، اينهم درست است که جلای وطن کردن به خاطر علم و به خاطر امنيّت شغلی، اقدام شيرينی نيست. صرفنظر کردن از درآمدهای آنچنانی مطب و چشم پوشی از بودن در کنار پدر و مادری که در سنی هستند که اميد به بودن در جوار فرزندانشان دارند، آنهم ساده نيست. اما ... چرا هنديهايی که ما قبولشان نداريم، در بيست و دو سه سالگی اينکار را می کنند و من در چهل سالگی؟ آيا اپتومتريست هندی که از يک روستای گمنام هند آمده و پدر و مادر و برادرش هم مهاراجه نيستند، از من ثروتمند تر است؟ آيا همين دختر هندی که هم کلاس من بود، با حمايت کسی مثل اساتيدی که شما نام برديد به جايی رسيده؟ آيا در هندوستان مقطع دکترای اپتومتری وجود دارد؟ سوال من از شما و باقی کسانی که اينگونه افکار منفی را در ذهن دارند اين است: چرا دختر روستايی هندی در پايان دوره ليسانس اپتومتری اش، به اينجا می رسد ولی من در 40 سالگی؟ چرا او که نه از دولتش نه از والدينش پولی گرفته، 17 سال قبل از من در مسير موفقيت گام برمی دارد؟ او پدر و مادرش از من جوانترند (کمتر نگران است) او در بازگشت به وطن با مدرک دکتری در مطب کار می کند و با مدرک دکتری در دانشگاه تدريس می کند و آينده اپتومتری را در کشورش شکل می دهد. شما بگوييد فرق او با من، يا با شما در چيست؟

آيدين گفت...

اگر نظر آقای دکتر ... يا هزار دکتر ديگر اين باشد که نيازی به مقطع دکترای اپتومتری در ايران نيست، نظر شما چيست؟ اگر نظر شما اين است که نياز به مقطع دکتری هست، شايد لازم باشد که شما دکتری بگيريد و مدافع اين نظر بشويد. اگر چنين است، کی بايد اقدام کنيد؟ فردا؟ پس فردا؟ امروز؟ همين ساعت؟ انتخاب با شما است. اگر بگويی می شود، احتمالِ شدنش بيشتر است يا اگر بگويی نمی شود؟ من نه سال دنبال اين بودم که از دولت ايران بورس بگيرم تا درسم را ادامه بدهم، نشد. چرا؟ چون هرگز فکر نمی کردم که منبع مالی ديگری هم باشد. تحول اصلی برای من زمانی بود که يکی از دانشجويان اديولوژی ايرانی مقيم استراليا برايم تعريف کرد که می توان از دانشگاههای خارجی بورس گرفت. من امروز فارغ التحصيل هستم بدون اينکه به هيچ دولت يا نهاد ايرانی يا خارجی تعهدی يا بدهی داشته باشم. سه سال و هشت ماه از بوری دانشگاه استراليايی استفاده کردم، باقيمانده را هم با کار کردن در آوردم. راهش را به ديگران هم ياد داده ام و دوستان ايرانی ديگری هم بورس گرفتند. شما هم می توانيد. همين. سوال من را جدی بگيريد: چرا دختر روستايی هندی در بيست و سه سالگی دوره دکترای اپتومتری را در خارج شروع می کند و من ايرانی در سی و هشت سالگی؟ فرق من با او در چيست؟ پاسخ اين سوال می تواند اثر فوق العاده ای بر آينده شغلی و زندگی شما داشته باشد.

ناشناس گفت...

جناب صفوتی. همه سخنان شما قابل قبول است و قبول دارم انسان با سعی و تلاش و اراده پولادین به همه چیز میرسد. بحث اینجاست که چرا این آقای دکتر... اینقدر کوته فکر باشد که مانع از تاسیس دکترا در ایران شود. و من مجبور شوم با کلی خرج و تحمل غربت به خارج بروم و دکترا بگیرم. این آقا فکر میکند با آمدن دکترهای اپتومتری جدید. جایگاه خودش به خطر میافتد. غافل از اینکه کوته بینی این شخص در همین مساله است .برعکس هر چه تعداد دکترهای اپتومتری در ایران بیشتر باشد جایگاه اپتومتری و حتی جایگاه همین آقای دکتر...بهتر خواهد شد. الان در هر رشته ای در ایران امکان گرفتن دکترا وجود دارد.بدون اینکه بخواهی متحمل هزینه های مادی و معنوی و غربت شوی. فقط با تلاش زیاد. ولی در مورد اپتومتری باید هزینه های مادی و معنوی زیادی بپردازی تا در خارج ادامه تحصیل دهی. اصلا آقا ما نمیخوایم خارج دکترا بگیریم. میخوایم تو همین ایران ادامه تحصیل بدیم. الان که عصر حجر نیست که برای رشته ای مانند اپتومتری امکان تحصیلات تکمیلی در ایران نباشد. الان رشته های مشکل و پیچیده ای مثل سطوح بالای مهندسی در ایران دکترا میگیرند و این دردسر های اپتومتری را هم ندارند.بحث سر کوته فکری این آقای دکتر است که خودش با دلاری 7 تومان رفته خارج دکترا گرفته. آیت الله خامنه ای در یک سخنرانی در جمع نخبگان گفتند: برای جوان ایرانی در ادامه تحصیل و علم در ایران هیچ محدودیتی وجود ندارد. در حالی که در کورد اپتومتری این مساله صادق نیست. من دانشجو یا دانش آموخته اپتومتری دوست دارم در مملکت خودم بشینم با مطالعه و پشتکار فراوان سطح تحصیلاتم را بکشم بالا. آیا این خواسته به حق یک انسان نیست؟!!!!!

ناشناس گفت...

بله جناب صفوتی. من خیلی خیلی خیلی علاقه مندم ادامه تحصیل بدم و دکترا را بگیرم ولی در مملکت خودم. در کنار خانواده ام. من آدم ماشینی نیستم که احساس نداشته باشم. من دوست دارم و توانایی اش را هم دارم که ادامه تحصیل بدم ولی در کنار پدر و مادر و خانواده. نه دور از آنها. اگر رفتم خارج و برگشتم و دیدم یکی از عزیزانم را از دست داده ام .این مدرک دکترا را میخوام چکار. فقط و فقط و فقط باید دکترای اپتومتری در ایران تاسیس بشه

ناشناس گفت...

آقای دکتر صفوتی
من علاقه مندم به ادامه تحصیل تا دکترا. راهش را به من هم نشان بدهید

mitra گفت...

جناب آقای دکتر صفوتی عزیز -( چه سورپرایز جالبی - غیر قابل انتظار بود !!!)- این نهایت لطف و محبت و فروتنی شما هست. بسیار ممنون و سپاسگذارم . اگرچه که شخصامعتقد نیستم کار مهمی انجام داده باشم که قابل بیان کردن باشد و لطف شما و سایر دوستان بسی قابل ستایش و مایه مباهات من است . حقیقتا براساس حس درونی- اینگونه صحبتها همیشه آن روایت "امام محمد غزالی" در مسجد دمشق را به ذهن می آورد که از ترس غرور و ریا ترجیح می داد ناشناس باقی بماند!!! بهرحال خیلی ممنون و سپاسگزارم.
بهترین ها را برای شما و دوستان عزیز خواننده اینجا آرزو می کنم .

mitra گفت...

اول اینکه برای روشن شدن موضوع من با هزینه شخصی تحصیلاتم را در انگلیس شروع کردم و بعد از دو سال برای دوره دکترا از بورس وزارت بهداشت استفاده کردم و همچنین بورسیه افتخاری دانشگاه منچستر . و از آنجایی که بدلیل مسایل خانوادگی فعلا تصمیمی برای بازگشت ندارم با وزارتخانه تصفیه حساب انجام دادم و به عبارتی تمام هزینه تحصیلات من را پدرم پرداخت کرده اند. و به قول دوستان اگر این تصمیم را از اول گرفته بودم کمتر این بار مالی سنگین را به جا می گذاشتم چون در شروع دکترا از دو دانشگاه لندن و کمبریج بورسیه تحصیلی گرفته بودم ولی نوع موضوع تحقیق و استاد راهنما و علاقه به بازگشت به وطن و در کنار خانواده بودن در تصمیم نهایی اثر گذاشت!

و همانطور که استاد ارجمند جناب آقای دکتر صفوتی گفتند راه برای کسی که به دنبال کسب علم باشد باز هست و دانشگاههای مختلف هر ساله بورسیه های مختلفی به دانشجویان ممتاز از سراسر دنیا می دهند. تصمیم با شماست !

مساله دوم اینکه من به عنوان یک محقق جوان در این مرحله ترجیح می دهم بیشتر در تولید علم فعال باشم تا انتقال علمی که به دلیل امکانات و بودجه کاربرد عملی در کشورهای رو به رشدی مثل کشور عزیزمان ندارد و مهمتر اینکه من ترجیح می دهم نتایج کارها و تحقیقات در بیماران موثر واقع شود و این هم نیازمند این است که فراتر از مرزهای یک رشته خاص و یا کشور خاص فکر کنیم.

نکته دیگر اینکه علاقه ای هم به انتقال اطلاعات در میان همکاران و یا بعبارت صحیحتر دانشکده های متولی اپتومتری ایران نیست و یا من حداقل اطلاع ندارم و گرنه با نهایت تواضع و فروتنی این باعث افتخار است که همکاری کنم . مثلا انجمن دیابت در سال گذشته و یا گروه بیوشیمی پزشکی در سال جاری با دعوت رسمی خواسته اند که در کنفرانسهای علمیشان نتایج و تجربیات تحقیقات را ارایه بدهیم و یا انجمن چشم پزشکی ایران برای مرور مقالاتشان به طور منظم درخواست همکاری می کنند و خوب البته همه اینها مایه مباهات و افتخار است ولی چنین درخواستی از گروههای بینایی سنجی نشده. شخصا دهها ایرانی دیگر با مدرک دکترای اپتومتری و یا زمینه های مشابه علاقه مند می شناسم که مطمئنا باعث افتخار همگی است که دانش و تجربه شان را به کشور انتقال دهند .

ختم کلام اینکه " تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم".

در ضمن ضرورتی هم برای پاسخ دادن نمی بینم وقتی نویسنده های این صفحه حتی از نوشتن اسمشان هم ابا دارند ولی تنها به شرط ادب این چند سطر را نوشتم.

با آرزوی سربلندی و موفقیت همگی

ناشناس گفت...

چرا بحث را منحرف میکنید؟ من به عنوان یک اپتومتریست ایرانی میخواهم در ایران دکترای خودم را بگیرم. آیا این خواسته ناحقی است؟ شما بفرمایید این چه کشوری است که ما زندگی میکنیم که نمیتواند حریف این آقای دکتر... که بعنوان کارشکن و مانع پیشرفت اپتومتری ایران است شود؟ من به قول خانم توکلی علاقه مند به کسب علم هستم ولی در مملکت خودم ونه در انگلیس یا امریکا. در ایران که زمانی مهد تمدن دنیا بوده است و حالا در تاسیس دکترای اپتومتری (که جزو رشته های تقریبا ساده در مقایسه با برخی رشته های مهندسی پیچیده میباشد) مانده است. گاهی اوقات همتم جزم میشود که برم و از ابتدا پزشکی بخوانم و قید اپتومتری را بزنم