سه‌شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۹

غرض از تمام اين حرفها اين است:


غرض از تمام اين حرفها اين است: هر سخن منفی که در مورد خودتان، اپتومتری و يا همکارانتان می شنويد، می تواند بخشی از روان شما را به خود جذب کند. رفتار ناشايست اين يا آن همکار می تواند حس مظلوميت و فاقد اختيار بودن را در ما ايجاد کند، آنطور که قادر به فکر کردن به راه حل و اقدام کردن در مسير آن نباشيم. اينها همان گِلهايی است که ماشينهای در حال عبور از خيابان گلی به من و شما پرت می کنند. من بيش از حد به اين فکر کردم که چرا اين ماشينها گل پرت می کنند. بايد زودتر قبول می کردم که خيابان پرازگل است و گلی شدن هم طبيعت عبور از اين خيابان است.
دوستان ناآشنای من! من و شما با ورود به رشته اپتومتری وارد خيابانی شديم که در آن خيلی ها گِل پرت می کنند. مهم نيست که چه کسی گِل به شما پرت می کند. زياد هم فکر نکنيد که چرا گل پرت می کنند، عمدا يا غير عمد، عادلانه يا ناعادلانه. اينها مهم نيست. مهم اين است که بايد اين خيابان را آسفالت کنيد، يا حداقل خودتان را از گل پاک کنيد. نيازی هم به اراده آهنين ندارد، خرجش يک دوش آب گرم است. يا به قول يک دوست خوب جديدم: "راه دارد!"
اراده من هم آهنين نيست و نبود، فقط راهش را خداوند نشان داد. دوستی گفت راهش را بار ديگر بگو. چشم، در يادداشتی ديگر به زودی.
و هذا من فضل ربّی
اللّهم، زدنی علماً

بگذريم از اين حرفها. سخن مهمتری در دل دارم.


بگذريم از اين حرفها. سخن مهمتری در دل دارم. روی سخنم بيشتر با نسل جوان اپتومتری ايران است. نمی خواهم فکر کنيد که آنچه با شما می گويم ناشی از نخوت پيروزی است. نمی خواهم بگويم راه ساده ای در پيش است. می خواهم بگويم من چه اشتباهاتی را در سن شما کردم تا شما همان اشتباه ها را تکرار نکنيد. می خواهم بدانيد که در بيرون از ايران همسنهای شما چه می کنند و چگونه فکر می کنند تا شما هم غير از آنچه در اطرافتان می بينيد، بدانيد که راههای ديگری هم هست. اصلاً چرا بيرون از ايران؟ بيرون از اپتومتری ايران همسنهای شما چه می کنند؟
از همان ابتدای دانشجويی من (اواخر دهه شصت) صحبت هميشه اين بود که اپتومتری چنين است و چنان. اين ماجرا ادامه داشت تا آخرين روزی که من در ايران بودم. يک روز يکی از حضرات بخيل، نامه می داد که اپتومتريستها حق استفاده از افتالموسکپ ندارند. ما می سوختيم که در خارج از کشور، اپتومتريستی را به چهار ميخ مجازات کشيدند که چرا فاندوس بيمار را چک نکرده تا ديابت او را شناسايی کند. روز ديگر می گفتند که فلان گروه بخيل در صدد تعطيل کردن قسمت عينکسازی مطبهای اپتومتری است. روز ديگر فلان کس از طبقۀ سوم بالای مطب بنده با خشم و فرياد می آمد پايين و داد می کشيد که اگر من مطب اين اپتومتريست مدعی چشم پزشک بودن را نبستم!!!  هر روز هم تن ما لرزيد و لرزيد و لرزيد. بعضی ها ايستادند و شکر خدا هرگز هم وانماندند. بعضی ها چاره را در اين ديدند که بروند و با قدرتی بيشتر برگردند. بعضی ها هم چاره را در اين ديدند که بروند و سختی های جاهای ديگر را تحمل کنند و برنگردند.  شما همکار جوان من، جزو کداميک از اين گروهها خواهی بود؟ انتخاب با شما است و هر کدام از اين مسيرها، سختی های خود و لذت ها ی خود را دارد، منفعتها و ضررهای خود را دارد. فقط يک راه به نظر من غلط است و من آن راه را طی کرده ام و نمی خواهم شما هم اسير آن مسير بشويد چون چندين سال از گرانبهاترين سالهای عمرم صرف اين اشتباه شد.
راه غلط اين است: در طی سالهايی که بعد از اخذ مدرک کارشناسی در ايران کار کردم، بخش بزرگی از نيروی روانی من صرف فکر کردن به اين شد که چرا رشته ما انقدر مظلوم است. بتدريج اين تفّکر در ذهن من قالب شد که کلاً چرا در همه محيطهای کاری، به ما ظلم می شود. پله بعدی اين قهقرای روانی اين بود که چرا به من ظلم می شود. چرا فلان آقای دکتر، با من فلان رفتار را می کند، چرا فلان همکار اپتومتريست با من چنين کرد و چرا و چرا و چرا و چرا و ... مغز من به هيچ چيز ديگری فکر نمی کرد جز همين. به زور از مغزم کار می گرفتم. به شدت کار می کردم، ولی فشار روانی و چراها و احساس قربانی بودن رو به افزايش بود. احساس می کردم در شرايطی هستم که کمتر توان تغيير دادن و کنترل کردنش را دارم. همين احساس ناتوانی فرسوده ام می کرد و هر آنچه می کردم را برايم تقريباً بی جلوه می کرد. روزی يکی از دانشجويان جمله ای را به نقل از پدرش گفت که هرگز فراموش نخواهم کرد و منشاء تغييرات فکری مهمی در ذهن و روش فکر کردن من شد. او گفت: "اگر کنار خيابانی پر از گل بايستی، هر ماشينی که رد می شود قدری گل به رويت خواهد پاشيد. اما مهم اين است که اگر يک ماشين گل بپاشد يا يکصد ماشين، در هر حال خرجش يکبار حمام کردن است."

من و تو با همين مهرها و محبت ها زنده ايم، مخصوصاً من


با سلام به همه همکاران گرامی و خصوصاً دوست عزيزی که در يادداشتهای اخير با نام "ناشناس" يادداشتی را در مورد دوره دکترای اپتومتری و ضرورت تاسيس آن در ايران نوشته اند

قبل از هر چيز مايلم از اين دوست گرامی تشکّر کنم که اين بحث را گشوده اند. با اينکه من شايد هيچوقت ندانم شما که هستيد، اما می خواهم شما را به عنوان "دوست آشنا" خطاب کنم نه ناشناس چرا که مشکلی که شما بيان کرده ايد، مشکلی است آشنا و درد همه ما اپتومتريستهای ايران و هر اپتومتريست و غير اپتومتريستی است که برای بينايی ايرانيان دل می سوزاند. پس ای دوست آشنای من، من ايـن عبارت را نه برای شما، که برای صحبت با همه همکارانم، بر می گزينم، که هم شما دوست آشنای من هستی، هم تک تک آنهاييکه اين مطلب را می خوانند و برای بهروزی ايران و بينايی ايرانيان، دغدغۀ خاطر دارند.
خلاصه ای از ماجرا را برای آن عزيزانی که در جريان نيستند تقديم می کنم: من در يادداشتی، خلاصه ای از پايان نامه خودم را معرفی کردم چون آقای عليميرزايی هم اين موضوع را از من خواسته بودند و گوشه ای از نفس خودپرستم هم می خواست که پايان پروژه ام را اعلام کنم. يکی از همکاران در جواب، ملاطفتی فرمودند و کلامی محبت آميز راجع به پايان نامه برايم فرستادند. اين باعث شد که من هم در اينترنت دنبال ردّ پای فعاليتهای ايشان بگردم تا ببينم چه نکته ای را می توانم از ايشان يادبگيرم، خصوصاً که قبلاً هم ايشان را ملاقات کرده بودم و آن زمانی بود که ايشان درسشان را شروع کرده بودند و من در آستانه شروع کردن دوره دکتری بودم. وقتی که ديدم ايشان نزديک به سی مقاله دارد آنقدر برايم جالب بود که فکر کردم حتماً بايد اين موضوع را در وبلاگ عنوان کنم. يک علتش اينکه اگر من روزی روزگاری بيست مقاله در پرونده کاری ام داشته باشم، همه همکاران خارجی من خواهند دانست که من ايرانی اين مقاله ها را چاپ کرده ام – باور کنيد در خارج به اين موضوع خيلی حساس هستند و شايد زياد هم خوششان نيايد. در همين خارج از کشور، من برای چاپ کردن يک مقاله، دو سال تمام درگيرو دار بوروکراسی حضراتی بودم که اصلاً ميل به چاپ شدن کار من نداشتند و همين هم باعث شد که من دل و دماغ چاپ کردن مقاله ديگری را نداشته باشم (به اين موضوع بعداً برمی گردم). اينکه همکار من چندين و چند مقاله دارد، کاری است که به اعتقاد من عين پرداخت دين به وطن است. به نظر شما من که يک مقاله دارم بيشتر وطنم را معرفی کرده ام يا آن همکاری که 5 مقاله دارد يا آن ديگری که 20 مقاله دارد؟ البته همه ما متوجه هستيم که دوست داريم اميدوار باشيم که بهره های بيشتری از علم همکارانمان نصيبمان شود و قطعاً هدف دوست آشنای ما هم بيان همين موضوع بوده. بله، اميدوارم همکاران ما، چه آنها که در ايران هستند و چه آنهايی که به هر علت در خارج از ايران هستند، همه ما را از علم خود بهره مند کنند و اين کار را به نحوی هر چه فعالانه تر انجام بدهند. اما اين را هم بگويم که علم دادنی نيست، گرفتنی است، و راه گرفتنش هم يا تجربۀ شخصی است يا مهر و محبت، نه با اعتراض. چرا؟ چون همه ما، چه در ايران باشيم، چه در بيرون از ايران، مشغله هايی داريم که مانع از فعاليتهای علمی دلخواهمان می شود. همين الان، من آنقدر دليل برای افسرده بودن دارم که چشم امّيدم به محبت همکاران ايرانی است و الحمدالله هر وقت ضعف روحيه در حال غلبه کردن بوده، خداوند يکی از دوستان را همچون سفير عشق و نور مامور کرده که کلامی اميدبخش برايم بفرستند و توان از دست رفته من را احيا کنند. دوست آشنای عزيز من، هر که هستی، بدان که من و تو با همين مهرها و محبت ها زنده ايم، مخصوصاً من.

شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۹

با اجازۀ سرکار خانم دکتر ميترا توکلّی

زبانم قاصر است: حقيقتاً همکاران لازم است مطلع باشند که ما اپتومتريستی داريم که بالای بيست و پنج مقاله چاپ شده در منابع علمی معتبر دارد. نام ايشان دکتر ميترا توکلی است و مراحل اوليّه تحصيلات اپتومتری را در ايران به پايان رسانده اند.
با آرزوی موفقيت روز افزون برای ايشان و انشالله دانشجويان فعلی اپتومتری ايران نيز همه عبارات منفی و ترديدها را زير پا بگذارند و مراتب تکامل و پيشرفت اپتومتری ايران را هر چه بيشتر فراهم نمايند.

2011


Tavakoli M, Malik RA. (2011). Corneal confocal microscopy: A novel non-invasive technique to quantify small fibre pathology in peripheral neuropathies. Journal of Visualized Experiments (JOVE), 47, 2194. Full text DOI:10.3791/2194

2010

Dabbah MA, Graham J, Petropoulos I, Tavakoli M, Malik RA. (2010). Dual-model automatic detection of nerve-fibres in corneal confocal microscopy images. Med Image Comput Comput Assist Interv, 13, 300-307. PubMed entry PMID:20879244

Tavakoli M, Asghar O, Alam U, Petropoulos I, Fadavi H, Malik RA. (2010). Novel insights on diagnosis, cause and treatment of diabetic neuropathy: focus on painful diabetic neuropathy. Therapeutic Advances in Endocrinology and Metabolism, 1(2), 69-88.

Tavakoli M, Boulton AJM, Efron N, Malik RA. (2010). Increased Langerhans cell density and corneal nerve damage in diabetic patients: Role of immune mechanisms in human diabetic neuropathy. Contact Lens & Anterior Eye, 34(1), 7-11. PubMed entry PMID:20851037

Tavakoli M, Marshall A, Pitceathly R, Fadavi H, Gow D, Roberts ME, Efron N, Boulton AJ, Malik RA. (2010). Corneal confocal microscopy: A novel means to detect nerve fibre damage in idiopathic small fibre neuropathy. Exp Neurol, 223, 245-250. PubMed entry PMID:19748505

Tavakoli M, Quattrini C, Abbott C, Kallinikos P, Marshall A, Finnigan J, Morgan P, Efron N, Boulton AJ, Malik RA. (2010). Corneal Confocal Microscopy: A Novel Non-invasive Test to Diagnose and Stratify the Severity of Human Diabetic Neuropathy. Diabetes Care, 33(8), 1792-1797. PubMed entry PMID:20435796

2009

Mitra Tavakoli, Moaz Mojaddidi, Hassan Fadavi, Rayaz A Malik. (2009). Pathogenesis of Human Diabetic Neuropathy. In Boulton AJM, Tesfaye S (Ed.), Diabetic Neuropathy. Oxford University Press.

Dabbah MA, Graham J, Tavakoli M, Petropoulos Y, Malik RA. (2009). Nerve fibre extraction in confocal corneal microscopy images for human diabetic neuropathy detection using gabor filters. Medical Image Understanding and Analysis (MIUA), 254-258.

Dipika Patel, Mitra Tavakoli, Jennifer Craig, Nathan Efron, Charles McGhee. (2009). Corneal Sensitivity and Slit Scanning In Vivo Confocal Microscopy of the Subbasal Nerve Plexus of the Normal Central and Peripheral Human Cornea. Cornea, 28(7), 735-740. PubMed entry PMID:19574916

Mitra Tavakoli , Andy Marshall, Lorraine Thompson, Margaret Kenny, Stephan Waldek, Nathan Efron, Malik RA. (2009). Corneal confocal microscopy: A novel non-invasive means to diagnose neuropathy in patients with Fabry disease. Muscle and Nerve, 40(6), 976-984. PubMed entry PMID:19902546

2008

Mitra Tavakoli, Parwez Hossain, Rayaz Malik. (2008). Clinical Applications of Corneal Confocal Microscopy. Journal of Clinical Ophthalmology, 2, 435-445. PubMed entry PMID:19668734

QuattriniC, Jeziorska M, Tavakoli M, Begum P, Boulton AJM, Malik RA. (2008). The Neuropad: A visual indicator test for human diabetic neuropathy. Diabetologia, 51(6), 1046-50. PubMed entry PMID:18368386

Tavakoli M, Fadavi HH, Malik RA. (2008). Advances in the diagnosis and treatment of painful diabetic neuropathy. Journal of European Endocrinology, 6th edition, 48-51.

Tavakoli M, Malik RA. (2008). Management of painful diabetic neuropathy. Expert Opinion on Pharmacotherapy, 9(17), 2969-78.

Tavakoli M, Mojaddidi M, Fadavi H, Malik RA. (2008). Pathophysiology and treatment of painful diabetic neuropathy. Curr Pain Headache Rep, 12(3), 192-197. PubMed entry PMID:18796269

Tavakoli M, Mojaddidi M, Fadavi HH, Malik RA. (2008). Pathophysiology of painful diabetic neuropathy and its treatment. Current Pain and Headache Reports, 12(3), 192-7.

2007

Cristian Quattrini, Mitra Tavakoli , Maria Jeziorska, Panagiotis Kallinikos, Solomon Tesfaye, Andrew Marshall, Joanne Finnigan, Andrew J Boulton, Nathan Efron, Rayaz A Malik. (2007). Surrogate Markers of Small Fiber Damage in Human Diabetic Neuropathy. Diabetes, 8, 2148-54. PubMed entry PMID:17513704

Greenstein AS, Mojaddidi M, Al-Sunni A, Tavakoli M, Malik RA. (2007). Chronic complications of diabetes: Risk factors and interventions. MIMS Cardiovascular, 2, 28-31.

Greenstein AS, Tavakoli M, Mojaddidi M, Al-Sunni A, Matfin G, Malik RA. (2007). Microvascular complications: evaluation and monitoring, relevance to clinical practice, clinical trials, and drug development. British J Diabetes Vasc Dis, 7,

Greenstein AS, Tavakoli M, Mojaddidi M, Al-Sunni A, Mutfin G, Malik RA. (2007). Microvascular complications: evaluation and monitoring relevance to clinical practice, clinical trials, and drug development. The British Journal of Diabetes and Vascular Disease,

Sanjay Mehra, Mitra Tavakoli, Nathan Efron, Andrew J Boulton, Titus Augustine, Rayaz A Malik. (2007). Corneal Confocal Microscopy Detects Early Nerve Regeneration After Pancreas Transplantation in Patients with Type 1 Diabetes. Diabetes Care, 30(10), 2608-12. PubMed entry PMID:17623821

Tavakoli M, Kallinikos P, Boulton AJM, Efron N, Malik RA. (2007). Corneal Sensitivity is Reduced in Diabetic patients and Relates to the Severity of Neuropathy. Diabetes Care, 7, 1895-7. PubMed entry PMID:17372147

2006

AA Yekta MH Bahraini Toosi M.Tavakoli. (2006). A study of changes in myopia with age among patients in optometry clinic of Mashhad University of Medical Sciences. Medicine journal of DANESHVAR, 62, 79-83.

2005

Mojaddidi M, Quattrini C, Tavakoli M, Malik RA. (2005). Recent developments in the assessment of efficacy in clinical trials of diabetic neuropathy. Current Diabetes Reports, 417-22, PubMed entry PMID:16316591

2001

M.Tavakoli AA Yekta MH Bahraini Toosi. (2001). Study of the prevalence of types and amounts of refractive errors in different ages among patients examined in the clinic of optometry of university of Mashad. Iranian J. Basic Medical Sciences, 4, 106-115.

Tavakoli M Azimi A. (2001). Changes in color perception in diabetic patients. Journal of Mashad University of Medical Sciences(Raze behzistan), 18, 5-9.

چرا بیمه دانا فقط مطالبات اپتومتریست ها را پرداخت نمیکند؟

مدتهاست که اپتومتریست ها منتظرند تا بیمه دانا مطالبات آنها را پرداخت کند ظاهراً بیمه دانا فقط برای پرداخت مطالبات ما پول ندارد وگرنه مطالبات...