جمعه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۸

داستان جذب هیئت علمی بینایی سنجی در دانشگاه ایران(1)

با توجه به اینکه در پست قبل دلیل عدم جذب کادر آموزشی در دانشگاه ایران مورد سوال واقع شده بود و اینجانب یکی از 2 شرکت کننده در این فراخوان بودم و بطور مستقیم در این واقعه شرکت داشتم مطالبی را در پاسخ به دوست عزیزم آقای علیمیر زایی بیان می کنم این داستان را در چندین قسمت برایتان خواهم نوشت.اینجانب در ابتدا از همه اساتبد و بزرگوارانی که بطور مستقیم یا غیر مستقیم از انها نام می برم عذر خواهی می نمایم.

قسمت اول :آنچه بر ما گذشت

روز ها و ماهها به سختی یکی پس از دیگری از زمانی که اپتومتری یک رشته در مقطع کاردانی بود برای اپتومتری می گذشت تا اینکه در سال 1383 انقلابی در رشته مظلوم و رنج کشیده بینایی سنجی ایجاد شد.پس از تحمل سالها محروم بودن از حقوق اولیه رشته و درگیریهای مختلف با گروههای دیگر از جمله چشم پزشکان در اثبات حقانیت علمی و شرح وظایف و نیز کارشکنی های عینکسازان طمع تلخ بمبست تحصیلات تکمیلی به شیرینی پذیرش فوق لیسانس شیرین شد.از آن سال به بعد بسیاری از دانشجویان و فار غ التحصیلان اپتومتری توانستند به خواسته برحق خود که حق ادامه تحصیل بود برسند این اتفاق مانند بارقه امیدی تمام تلخیهای دوران سخت گذشته را حد اقل برای مدتی از یاد ها دور کرد. یادمان نمی رود روز هایی را که حتی انجام افتالموسکوپی برای ما ممنوع بود..من آن روز های سخت را کاملا به یاد دارم.بسیاری از دانشجویان مستعد که با رتبه های عالی در کنکور سراسری پذیرفته شده بودند اکنون می توانستند ادامه تحصیل دهند.روح تازه ای به تن بی جان و زخم خورده اپتومتری دمیده شده بود و همه خوشحال بودند.در آن سالهای قبل دانشگاههای بزرگ اپتومتری کشور از داشتن کادر هیئت علمی رسمی کافی و دارای مدارک حداقل فوق لیسانس رنج می بردند.اگر چه بر حق و انصاف کارشناسان زحمت کش دانشگاهها زحمات زیادی می کشیدند و جامعه امروز و نسل امروز اپتومتری ایران مرهون زحمات ایشان است.اما نبود کادر رسمی که دارای حداقل مدرک فوق لیسانس باشد موجب تضییع حقوق جامعه اپتومتری دربرخورد و امتیاز گیری در مقایسه با سایر گروههای آموزشی از جمله پرستاری و مامایی می گردید .افزایش دانشجویان و فار غ التحصیلان اپتومتری در مقاطع بالا می توانست بر اقتدار و قدرت چانه زنی رشته در مناسبات مهم و اتفاقات رشته درسطح وزارتخانه اضافه کند.در سالها ی بعد اساتیدی با کسب درجه دکترای تخصصی در رشته فیزیک پزشکی تا حدی مشکلات موجود را بر رفع نمودند .اما تا آن زمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد تنها دانشگاهی بود که دارای کادر تخصصی علمی در رشته اپتومتری بود.در این میان شاید زاهدان ضعیف ترین گروه آموزشی را دارا بود و تنها کارشناسان بومی و گاهی سربازان وظیفه به صورت پیام آور و یا دوره طرح آن را اداره می کردند .البته اساتید پروازی دانشگاههای ایرا ن و شهید بهشتی نیز در آموزش دانشجویان نقش داشتند.در آن دوران حتی ما شاهد اعتراضات زیاد دانشجویان آن دانشگاه بودیم.و حتی زمزمه تعطیلی رشته در زاهدان نیز گاهگاهی به گوش میرسید که البته تکذیب می شد .والبته هیچگاه عملی نشدو رشته با چنگ و دندان با حمایت های دکتر شهریاری چشم پزشک که همیشه حامی اپتومتریست ها در زاهدان بود حفظ شد. در این اثنی مقطع کارشناسی ارشد در قشم نیز راه اندازی شد که موافقان و مخالفانی را پیدا کرد .به هر حال موقتا 2 سال به دلایلی تعطیل شد اما دوباره آغاز به کار کرد .کار ادامه پیدا کرد تااینکه دانشگاههای شهید بهشتی و ایران نیز از سال 87 شروع به پذیرش دانشجوی ارشد کردند .حالا شرایطی به وجود آمده که هر سال 16 دانشجودر دانشگاههای دولتی و 15 دانشجو در قشم تربیت می کنیم .ما که تا چندین سال قبل در حسرت یک فوق لیسانس بودیم حالا می توانیم سالی 31 دانشجوی فوق را تربیت کنیم .همه از این داستان خوشحالند.اما سوالی مطرح میشود.

آینده این افراد چه می شود؟این فوق لیسانس های فردای ما که برای آموزش دادن و انجام کارهای پژوهشی تربیت می شوند کجا باید کار کنند؟دانشگاهها ؟پژوهشکده ها؟مراکز تحقیقاتی ؟و یا مراکز خصوصی؟آیا اصلا برنامه ریزی برای استفاده بالقوه از این افراد شده است یا اینکه ما فقط می خواهیم فوق بگیریم؟ویا باز مثل روز اول باید کنج میز دفتر کارانتظار ورود یک مر یض را بکشند..ممکن است بگوییم وزارت بهداشت وظیفه ای در قبال کار این افراد ندارد اما آیا با این استدلال مشکل حل خواهد شد.؟این سوالی بود که برای بسیاری هنوز هم بدون پاسخ مانده است ؟.اگر چه افزیش تعداد فار غ التحصیلان ارشد قطعا به نفع جامعه اپتومتری است دغدغه بسیاری از فارغ التحصیلان ارشد استفاده از دانش و حتی مدرک خود در قبال هزینه عمر دوران تحصیل و سالیان دانش اندوزی است.این حقی طبیعی و غیر قابل انکار است.......ادامه دارد

قسمت دوم :ارشد ها کجا رفتند؟

هیچ نظری موجود نیست: